
«پدیده ای» با نام «بد حجابی»!
«علی عبدی»
برشهایی از تاریخ
روز 17 آبان 57، در نوفل لوشاتو، پاسخ آيتالله خميني به اين سؤال خبرنگار گاردين كه: «آيا زنها قادر خواهند بود آزادانه بين حجاب و لباس غربي حق انتخاب داشته باشند؟» چنين بود كه: «زنان در انتخاب فعاليت و سرنوشت و همچنين پوشش خود با رعايت موازين آزادند.» و در توضيح اين موازين، در 11 صبح 15 اسفند همان سال، آیت الله خميني در مدرسة فيضية قم و در جمع علما و روحانيون حوزة علمية قم گفتند: «الان وزارتخانهها، اين را ميگويم كه به دولت برسد، آنطوري كه براي من نقل ميكنند باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانة اسلامي نبايد در آن معصيت بشود. در وزارتخانههاي اسلامي نبايد زنهاي لخت بيايند، زنها بروند اما باحجاب باشند. مانعي ندارد بروند، اما كار بكنند. لكن با حجاب شرعي باشند، با حفظ جهات شرعي باشند...»
بی دلیل نبود که دو روز بعد در هفدهم اسفندماه (هشتم مارس)، و در اعتراض به زمزمه هایی که مبنی بر اجباری شدن حجاب به گوش می رسید، تجمع اعتراض آمیزی در میدان آزادی و پارک لاله ی تهران برپا شد و تا چند روز ادامه داشت. زنان خواستار آزادی انتخاب نوع پوشش برای خود بودند. دیری نگذشت که آيتالله طالقاني، در مصاحبه ای راديو تلويزيوني كه در پاسخ به اعتراض و تظاهرات چندروزة زنان صورت گرفت، گفت: «اسلام، قرآن و دين ميخواهند شخصيت زن حفظ شود، مسئله اين است كه هيچ اجباري در كار نيست... اجباري حتي براي زنهاي مسلمان هم نيست... چه برسد به اقليتهايي مانند زردشتيها، يهوديها، مسيحيها و ديگر اقليتها... حضرت آيتالله العظمی خمينی هم اجبار و اكراهی به صورت اكراه بيان نكرده ... ایشان نصيحتی كردند، مانند يك پدر كه به فرزندش نصيحت میكند.» دادستان وقت تهران نیز با صدور اعلاميهاي اعلام كرد كه با هرگونه مزاحمتي براي بانوان، به دليل نوع لباس پوشيدنشان، مقابله خواهد كرد.
اما پس از فوت آیت الله طالقانی و کنار گذاشته شدن بسیاری از نیروهای دگر اندیش بود که در سال 1363 رعايت كامل حجاب اسلامي براي زنان الزامي و بيحجابي جرم و مستوجب مجازات شلاق دانسته شد. در دههی شصت عدهی زیادی با استناد به این قانون و به خاطر رعایت نکردن پوشش اسلامی مجازات شدند. در سال 75، با تصويب قانون تعزيرات، اين مجازات به حبس يا جزاي نقدي تغيير پيدا كرد. بر اساس تبصرة مادة 638 قانون مجازات اسلامي «زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر و انظار عمومي ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه و يا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ريال جزاي نقدي محكوم خواهند شد.» قانونی که کماکان بدون تغییر مانده است.
با آغاز ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و بسط گفتمان آزادی خواهی و توسعهی فرهنگی و احترام به حقوق فرد بود که الگوهای پوششی جامعه نیز دستخوش تغییر شد. استفاده از مانتوهای گشاد با رنگ های تیره کم کم جای خود را به مانتوهایی با رنگ های شاد و شلوارهایی که تا آن روز "پسرانه" قلمداد می شدند می داد. لباسهای "نامتعارف" فائزه هاشمی و حضور بدون چادر الهه کولایی در مجلس ششم غضب جناح محافظه کار را هر چه بیشتر برمی انگیخت تا جایی که با نوشتن نامه به مقامات عالیرتبهی نظام خواستار برخورد با "مظاهر نامسلمانی" حاضر در جامعه و مجلس شدند. از ابتدای دوره ی دوم ریاست جمهوری خاتمی بود که شورای عالی انقلاب فرهنگی با همکاری نیروی انتظامی، دادسراها و ضابطان قضایی برخورد با پدیده ای به نام "بدحجابی" را آغاز کردند. طرحی که هر ساله با آغاز فصل گرما شدت می یابد و امسال ابعاد تازه تری به خود گرفته است.
درخواست 93 درصدی مردم
بیست روز از آغازین روزهای سال 1386 می گذشت که سردار رادان فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ در کنفرانسی مطبوعاتی خبر از برخورد با مصادیق بدحجابی از ابتدای اردیبهشت ماه داد و آن را خواسته ی "93 درصدی مردم" و "حاصل از پژوهشهای علمی" دانست. رادان ضمن طبقه بندی بدحجابها به انسانهایی "فاقد هویت"، "دارای مشکلات روانی" و "دارای انحرافات اخلاقی" در مورد مصادیق بدحجابی گفت:"پوشيدن شلوارهاي كوتاه، استفاده از شالهاي كوچك كه مو را نميپوشاند و در اصطلاح به آنها «نوار» گفته ميشود، استفاده از مانتوهاي كوتاه و تنگ و لباسهاي كوتاه و بدننما از مصادیق بدحجابی است و با آن برخورد خواهد شد." رادان ضمن توضیح سه مرحلهی ارشادی، انتظامی و قضایی با موارد مورد مصداق، از استقلال نیروی انتظامی در انجام این طرح خبر داد و اضافه کرد که نیروی بسیج "نیز می تواند مستقل از نیروی انتظامی به بدحجابان تذکر دهد."
وزير كشور نیز طی سخنانی "اهميت رسیدن به امنيت رواني در جامعه" را در اجراي اين طرح تاييد کرد و بیان داشت:«مردم انتظار دارند كه با ناامني اجتماعي، رواني و اخلاقي برخورد شود و در اين زمينه شكايات متعددي داشتهايم.» این سخنان در حالی زده می شود که احمدی نژاد تنها چند روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری از عدم برخورد با پوشش جوانان خبر داده بود و گفته بود «آیا واقعا مشکل کشور ما چند تار موی یک دختر خانم است؟ جوانان ما به هر شکل و قیافه و مدلی که باشند عزیز ما هستند.»
قوهی قضائیه سستی کرده است
اظهارات سرتیپ پاسدار اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده ناجا، در گفت و گوی ویژهی شبکهی دو تندتر از اظهارات پیشین بود. وی ضمن مثبت ارزیابی کردن طرح، هدف آن را "افزایش ضریب امنیت اجتماعی" عنوان کرد و و در مورد مصادیق طرح گفت:«بدمستي، ويراژ دادن با ماشين و ايجاد مزاحمت براي نواميس مردم، حمل سگ و داشتن آرايشهاي زننده از جمله مصاديقي است كه در اين طرح با آنها برخورد ميشود.» احمدی مقدم نیز مانند رادان بدحجابها را به سه دسته اما با عناوین متفاوتی چون "مفسدین"، "تشکیل دهندهی باندهای فساد" و "رهبران اوباش و تظاهر کنندگان به فساد" تقسیم نمود و در نقد قوه ی قضائیه نیز گفت که در بسیاری از موارد در برخورد با مفاسد اجتماعی "سستی" و "مماشات" از طرف قوه قضائیه است و درنتیجه این قوه باید خود را با نیروی انتظامی هماهنگ کند.
در کدام کشور با این ادبیات صحبت می کنند؟
با آن که قاضی سعید مرتضوی دادستان تهران از مصمم بودن دادسراها در حمایت همه جانبه از این طرح خبر داد اما انتقادات سرتیپ پاسدار احمدی مقدم از قوهی قضائیه کافی بود تا دیروز سید علیرضا آوایی، رئیس کل دادگستری تهران از نخستین مقامات عالی رتبه ی قوهی قضائیه باشد که بی پرواتر از دیگر مخالفان طرح، نظراتش را بیان کند. آوایی با انتقاد از سخنان احمدی مقدم آن را ناقض اصل "تفکیک قوا" دانست و اضافه کرد:« قوهی قضاييه و دادگستری مکلف نيستند خود را با ضابطان هماهنگ کنند بلکه اين ضابطان هستند که
بايد آموزش و تعليمات را از قضات بگيرند و اجرا کنند». آوایی با انتقاد از لحن سخنان برخی از مقامات انتظامی اضافه کرد:« در کدام کشور و کجای دنيا حتی در عقبماندهترين آنها با قوهای که پشتوانهی حيات کشور و مرکز اجرای عدالت است، با اين ادبيات صحبت میکنند؟"
همزمان با سخنان آقای آوایی، شاهرودی رئیس قوه قضائیه نیز با تأکید بر این اينکه "برخوردهای شديد خلاف اصل پيشگيری از وقوع جرم است"، کشاندن پای زنان و دختران به کلانتری ها را روش خطایی دانست و گفت «باز شدن پای زنان به دادسراها به جز ضرر اجتماعی منفعتی ندارد.»
مانکنها در خیابان
نمایندگان مجلس نیز در موافقت و مخالفت با طرح به بیان دیدگاه های خود پرداختند. محمدتقی رهبر نمایندهی اصفهان در موافقت با طرح دولت و نیروی انتظامی، وضعیت فعلی را برای دولت اسلامی "خجالت آور" توصیف کرد و بیان داشت :«مردی که این مانکنها را در خیابانها می بیند دیگر به زن خود در خانه توجهی نخواهد کرد و بنیان خانواده متزلزل می شود.» شهریار مشیری نماینده ی بندرعباس نیز هم صدا با چند نمایندهی دیگر مجلس، با اظهار تأسف از طرح، آن را"برخوردی سلیقه ای و شخصی" دانست و عنوان کرد:" متاسفانه ما با زور در حجاب كار ميكنيم كه فردي که از درون اعتقادي به حجاب ندارد هم مجبور است از بيرون تظاهر كند و اين جاست كه فرق مومن و غيرمومن مشخص نيست و همه چيز برپايه رياست." صحبت هایی که با واکنش تند احمدی مقدم مواجه شده است. احمدی مقدم، طی اظهارنظر انتقادی و در پاسخ به نماینده های مخالف مجلس تاکید کرد "کسانی که ناجا را به دلیل اجرای طرح امنیت اخلاقی مذمت میکنند باید استیضاح شوند" و در عین حال خطاب به این افراد گفت:«شما چه کاره اید؟ تا به حال در خواب خرگوشی بودید و حالا بیدار شده اید و حرف نابه جا هم میزنید». همچنین کلهر مشاور احمدی نژاد در امور رسانه نیز در نامه ای به رئیس جمهور خواستار "نگاه ریشه ای" به این مقوله و "پرهیز از برخوردهای تند" شده است.
278 نفر دستگر شدهاند
سخنان دو مقام ارشد قضايی و چند نماینده ی مجلس و مشاور رئیس جمهور در مخالفت با طرح و توصيهی آنها به ضابطان و دولت در پايبندی به قانون حاکی از اختلاف نظر مقامات عالیرتبهی نظام در نحوهی برخورد با آسیب های اجتماعی دارد. گفتنی است طی دو روزی که از شروع طرح می گذرد به گفتهی معاون اطلاع رسانی نیروی انتظامی تا کنون 278 نفر دستگیر شده اند و چند هزار تذکر شفاهی به زنان داده شده است. عکس زنان دستگیر شده در پروندهشان ثبت می شود تا در صورت تکرار، پرونده را به مراجع قضایی تحویل دهند.
مصادیق حجاب شرعی
مادهی 638 قانون مجازات اسلامی برای رعایت نکردن "حجاب شرعی" مجازات تعیین کرده است. اما از یک طرف با تعیین نکردن مصادیق آن دست ضابطان قضایی را باز گذاشته است تا با اعمال سلیقه قانون را اجرا کنند و از طرفی دیگر دیدگاه های متفاوت و بعضاً متضادی بین روحانیون در مورد مسأله ی حجاب وجود دارد که تعیین مصادیق "حجاب شرعی" را با مشکل روبه رو می کند. گروهی از عالمان دینی بر این عقیده اند که حجاب از "مسلمات" و "ضروریات" اسلام است و در زمره ی قوانین اجتماعی می گنجد که ضمانت حقوقی دارد و لازم الاجراست. آن ها برای اثبات گفته های خود به آیاتی از قرآن اشاره دارند که زنان(زنان پیامبر یا زنان آزاد) را ملزم به پوشاندن سر و گردن خود با پوششی به نام جلباب می کند. گروهی نیز بر این باورند که حجاب یک الزام اخلاقی دینی است و لزوماً نمی توان آن را به الزامی فقهی و یا حقوقی تبدیل کرد. مانند دروغ گفتن که یک الزام اخلاقی است اما در قانون مجازاتی برای آن در نظر گرفته نشده است. محسن کدیور در مورد پوشش زنان می گوید:« آیا می توان حجاب را برای کسانی که اعتقادی به این امر ندارند به عنوان یک قانون قابل مجازات درآورد؟ ... من در این زمینه تردید دارم و معتقدم پوشش را بايد به شکل آزادانه و اختیاری و تنها با پشتوانه ايمان برای زنان مسلمان قرار دهیم ... افراد آزادانه باید انتخاب کنند ...»
شادی صدر از فعالین حقوق زنان نیز در این باره می گوید که «هیچ پیشینه ای در متون تاریخی و فقهی اسلام وجود ندارد که کسی را به خاطر بی حجابی مجازات کرده باشند ... در رسالههاي عمليه و كتابهاي فقهي پيش و پس از استقرار حكومت اسلامي در ايران، ذكري از مجازات براي بيحجابي يا بدحجابي و، در نتيجه، الزامي و حكومتي بودن حجاب به ميان نيامده است ... » با این حال خانم صدر تاکید می کند که قرار گرفتن مجازات "بی حجابی" در قسمت تعزیرات قوانین مجازات اسلامی حکایت از آن دارد که حاکم اسلامی بنا به مصلحت و شرایط جامعه می تواند آن را تغییر دهد.
ماده 12 اعلامیهی جهانی حقوق بشر
جمهوری اسلامی ایران یکی از صد و نود و دو کشوری است که اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را امضا کرده و با پیوستن به دو کنوانسیون مدنی-سیاسی و اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی خود را مکلف به اجرای مفاد آن دانسته است. قوانین داخلی کشورها نباید با قوانین بین المللی که به امضای آن دولت می رسد تناقض داشته باشد. در ماده ی 12 اعلامیهی جهانی حقوق بشر می خوانیم : «حریم خصوصی افراد محترم است ... احدی نباید مورد مداخله های خودسرانه واقع شود ...» در تفسیری که کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل از مادهی دوازده دارد آمده است«حوزهی خصوصی ... شامل تمام امور و فضاهایی می شود که در آن ها نه دولت و نه جامعه حق تصمیم گیری ندارند ... فرد می تواند آزادانه در مورد امور خصوصی و شخصی اش تصمیم بگیرد ...» و در مورد مصادیق امور خصوصی و شخصی نیز به مواردی اشاره می کند که "انتخاب نوع لباس" یکی از آن هاست.
سخن آخر
بانیان طرح دو هدف اصلی از اجرای آن در سطح شهر تهران را "افزایش امنیت" و "خوشایند شدن محیط برای مردم" عنوان کرده اند. حال سؤال این جاست که در حالی که طبق اصل 2 قانون اساسی، نظام جمهوری اسلامی برپایهی کرامت و ارزش والای انسان بنا نهاده شده است، آیا برخورد قهرآمیز با شهروندان و به وجود آورردن شرایطی در جامعه و اخیراً دانشگاه که در آن کرامت انسانی، شرافت، احساسات و عواطف انسانی مورد توهین واقع شوند جایز است؟ آیا طرح مبارزه با بدحجابی می تواند به خوشایندتر کردن محیط برای مردم ختم شود؟ و آیا این اقدامات به جز دامن زدن به نارضایتی و سرخوردگی شهروندان جامعه و دانشجویان دست آورد دیگری به دنبال خواهد داشت؟ شاید بهتر باشد این سؤال ها را از همان 93 درصدی بپرسیم که فرماندهی محترم نیروی انتظامی تهران یادی از آنها کرده بودند.
قوانین نانوشته ای که دختران را در دانشگاه محدود می کند
«دفتر مطالعات زنان»
تعريف قوانين نانوشته
«خانم٬ مقنعهات را بکش جلو» «خانم آرايشت را پاك کن» «خانم اين چه وضع لباس پوشيدن / نشستن/ خنديدنه» «خانم ...»
هر دختر دانشجويي تذکراتي از اين دست را بارها و بارها در دانشگاه شنيدهاست. تذکراتي که ما با خوشبيني نمونههايي از آنها را با لحني مودبانه ذکر کرديم اما ممکن است به گونهاي کاملا متفاوت و آزاردهنده و تحقيرآميز ادا شوند. البته بايد يادآور شويم که به دليل وضع خاص دانشگاهها و جامعهي ايران و کنترل شديد آن بر افراد٬ در اين مورد خاص جنسيت اين مشکل را براي دختران نه «ايجاد» که تشديد ميکند٬ زيرا پسران نيز کمابيش با اين مساله ( در سطحي پايينتر و ملايمتر) روبهرو هستند. اما مسالهاي که ما در صدد بررسي آن هستيم نه وجود اين تذکرات٬ بلکه معيارهاي شکلدهنده و قوانين منشا آنهاست. امروز در دانشگاهها٬ دانشجويان علاوه بر رعايت مقررات آئين نامهي انضباطي (که اکثريت قريببهاتفاق دانشجويان هرگز آنرا نميخوانند زيرا دسترسي به آن براي دانشجويان عادي عموما به راحتي امکانپذير نيست) موظف به رعايت يكسري قوانين نانوشته هستند که بسته به محيط تحصيلي آنها متفاوت است.
فاکتورهاي تشکيلدهنده و اعمال سليقهی مسئولين
فاکتورهاي شکلدهندهي اين قوانين شامل عرف معمول محيط تحصيلي ( که در دانشگاههاي مختلف و حتي دانشکدههاي مختلف يك دانشگاه متفاوت است)٬ عرف معمول در نهاد حراست دانشگاه٬ سيستم معمول کنترل بين نگهبانان حراست و بافت فرهنگي و فکري دانشجويان است. علاوه بر اين فاکتورها بايد به اعمال سليقهي شديد مسئولين و نگهبانان نيز اشاره کنيم. مسئولين بهجاي محدود کردن «بايدها و نبايدها» به قانون٬ قوانين عرفي و نانوشته را در جايگاه مقررات رسمي قرار ميدهند و با عدم رعايت آنها از سوي دانشجويان برخورد ميکنند٬ و در اين پروسه اعمال سليقهي نيروي انساني را بهوفور شاهد هستيم. نوع برخورد مسئولين با «تخلفات» و حتي شناسايي يا عدم شناسايي يك عمل واحد به عنوان «تخلف» از سوي آنان٬ چندان وابسته به معيار قانوني نيست و نيروي انساني مسئول بسته به حالت روحي٬ عقايد و تفکرات فردي و حتي حب و بغض شخصي در آن اعمال سليقه ميکند. بهعنوان مثال در آئيننامه قانوني دانشگاهها فرم خاصي براي پوشش موي سر ذکر نشده و اصراري بر مقنعه نميبينيم٬ اما چنانچه از اين گزاره نتيجه بگيريد که در صورت حفظ حجاب با روسري ميتوانيد وارد هريك از دانشگاههاي ايران شويد٬ در اشتباهيد. قانون اهميت چنداني ندارد٬ آنچه ميتواند اين اجازه را بهشما بدهد يا ندهد عرف دانشکده يا دانشگاهي است که شما قصد ورود بهآن را داريد. علاوه بر سيستم معمول حراست دانشگاه٬ پوشش رايج دانشجويان و ساير عواملي که در بالا ذکر شد٬ روحيه و اخلاق و وضع زندگي خانوادگي نگهبان نيز بخش مهمي از قضيه را تشکيل ميدهد. چنانچه از چهرهاش پيداست که صبح با همسرش مشاجرهاي داشتهاست٬ به سرعت از محل دور شويد و دنبال در ديگري براي ورود بگرديد٬ زيرا احتمالا آنقدر ظاهر شما را اسکن خواهدکرد تا بالاخره بتواند ايرادي پيدا کند ( که اگر حالش خوب بود اصلا بهآن توجه نميکرد!) و شما را بهخاطر آن به کميته انضباطي بکشاند. در مورد ديگر٬ معيار خاصي براي کنترل حجاب و پوشش وجود ندارد. ممکن است ناگهان بهشما گفتهشود آرايشتان را پاك کنيد چون آرايش کردن در دانشگاه ممنوع است٬ در صورتيکه معمولا ميتوانيد با آرايش معمولي وارد دانشگاه شويد٬ و يا روز ديگر از شما خواستهشود فقط مثلا رژلبتان را پاك کنيد. ممکن است از يك در دانشگاه بتوانيد بهراحتي وارد شويد اما هنگام خروج از در ديگر نگهبان از ظاهرتان ايراد بگيرد. همچنين کنترل کارت دانشجويي هنگام ورود٬ از قانون خاصی ( اقلا قانونی که ما بتوانیم متوجه آن شویم!) پیروی نمیکند و معمولا تابع وضع آب و هواست!
برخورد جمعي دانشجويان با نقض قوانين عرفي
علاوه بر برخورد مسئولين با عدم رعايت قوانين غيررسمي٬ در صورت تخلف از آنان ممکن است شاهد برخوردهاي منفي از سوي دانشجويان نيز باشيد. مثلا اگر در دانشکدهاي که از محيط بستهاي برخوردار است در لابي دانشکده با صداي بلند به گفتگو و خنده و شوخي با دوستانتان بپردازيد٬ علاوه بر تذکر حراست به احتمال زياد تا مدتي بايد نگاههاي آزاردهنده و سرزنشآميز و حرف و حديثهاي دانشجويان را نيز متحمل شويد. چنانچه به نقض اين قوانين و عرف معمول محيط ادامه دهيد٬ ممکن است باعواقب جديتري نظير ايجاد تصويري منفي و مخدوش از شما در ذهن جمعي٬ طرد غيرمحسوس يا محسوس از جمع دانشجويان و حتي دوستانتان و يا برخورد اساتيد روبهرو شويد.
نمونههايي از قوانين نانوشته
تاثير و قدرت قوانين نانوشته و عرفي ممکن است در حوزههاي گوناگوني نظير کنترل حجاب و پوشش٬ کنترل رفتار٬ نحوهي تعامل دانشجويان جنس مخالف با يكديگر٬ کشاندن فعاليتهاي غيررسمي و خارج از دانشگاه به محدودهي دانشگاه و ... مشاهده شود. وجود يا عدم وجود اين قوانين در اين حوزهها و ميزان تاثير آنها و نحوهي برخورد با نقض آنها بستگي کامل به محيط تحصيلي ( دانشگاه و دانشکده) دارد. بهعنوان مثال٬ در اکثر دانشگاهها استفاده از روسري چنانچه امکانپذير باشد راحت نيست و لازمهي آن تحمل ايرادگرفتنهاي نگهبانان٬ بستن روسري به نحوي که موها را کاملا پوشش دهد و هموار کردن نگاههاي دانشجويان بر خود است و تازه باز هم اين کار «غيرمعمول» ارزيابي ميشود. اما چنانچه سري به دانشکدهی هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بزنيد٬ متعجب خواهيد شد چرا که کاملا برعکس ساير دانشگاهها٬ پوشش غالب را روسري تشکيل ميدهد و کمتر ممکن است مقنعهاي بر سر دختران دانشجو ببينيد٬ و برخوردي نيز با آنان نميشود چرا که عرف دانشکده اين امر را براي آنان مجاز ساخته است. حالآنکه در ساير دانشکدههاي همين دانشگاه چنين امري ديده نميشود.
در اکثر دانشگاهها٬ چنانچه دختر و پسر دانشجويي در حال دستدادن با يکديگر ديدهشوند ممکن است مشکل جدي برايشان ايجاد شود٬ ولو اينکه رابطهي خاصي با هم نداشته و صرفا بهمنظور معارفه يا ابراز آشنايي و صميميت با هم دستدادهباشند. بعد از قانون «سيگار براي دختران ممنوع» اين قانون عموميترين قانون غيررسمي در دانشگاههاست.
در دانشگاههایی که از فضای سبز برخوردارند، پسران آزادانه از آن استفاده ميکنند٬ در چمنها لم ميدهند٬ دراز ميکشند و .. دختران چنانچه کمي از حد معمول راحتتر بنشينند٬ ممکن است علاوه بر نگاههاي خيره با تذکر مسئولين مواجه شوند. لذت بردن از هوا و آفتاب و فضاي سبز نيز تنها مختص پسران است.
بهعنوان مثالي ديگر ميتوان از دانشکدهي اقتصاد دانشگاه شهيدبهشتي نام برد. حراست اين دانشگاه نسبت به ساير دانشگاهها بسيار سختگيرتر است و همواره داراي مقام اول از نظر سختگيري در کنترل بين حراستهاي دانشگاههاي کشور بودهاست. اما در همين دانشگاه و با وجود همين حراست٬ دانشکدهي اقتصاد به مثابهي جزيرهاي مستقل داراي قوانين خاص خود است. در اين دانشکده چهرههايي را ميتوانيد ببينيد که در صورت رويت شدن در فيالمثل دانشکدهي حقوق ( که داراي محيطي بهشدت بسته است) مسلما با برخورد حراست و تذکر و نگاهها و زمزمههاي دانشجويان روبهرو خواهند شد. يا ممکن است شاهد برخوردهاي دوستانهي دانشجويان دختر و پسر باشيد بدون اينکه نگاهها و زمزمههاي معنيدار دربارهي آنها بهوجود آيد اما همين برخورد در دانشکدهي ديگري عاقبت خوبي بهدنبال نخواهد داشت.
گردهمآييها٬ بحث و گفتگوها٬ کنفرانسهاي دانشجويي و برخوردهاي دانشجويان در دانشکده علوم اجتماعي علامه طباطبايي٬ فعاليتهاي سياسي دانشجويان پليتکنيك٬ آزادي پوشش دانشجويان دانشکدهي زيانهاي خارجي آزاد تهران مرکز٬ پوشش دانشجویان دانشگاه الزهرا و ... چنانچه در دانشگاههاي ديگر رخ دهند با برخوردي کاملا متفاوت روبهرو خواهند شد.
دانشگاه بدون دود٬ تنها براي دختران!
اکثر کساني که از آنها در مورد قوانين نانوشتهاي که نقض آنها با برخورد مسئولين مواجه ميشود سوال کرديم٬ در درجهي اول به ممنوعيت غيررسمي سيگار کشيدن براي دختران در محيط دانشگاه اشاره کردند. در حقيقت قانون خاصي که سيگار کشيدن در دانشگاه را براي دختران ممنوع کند وجود ندارد. طرح دانشگاه بدون دود در برخي دانشگاههاي کشور به صورت فرماليته و اسمي «پياده» شدهاست که از حد حرف فراتر نرفته و همچنان شاهد سيگار کشيدن دانشجويان در اين دانشگاهها هستيم. اما ممنوعيت سيگار براي دختران قانون غيررسميايست که از بيشترين حمايت از سوي مسئولين برخوردار است. چنانچه جرات کنيد در فضاي باز در دانشگاه سيگار بکشيد٬ خودتان را در خطر توقيف کارت دانشجويي٬ احضار به کميته انضباطي٬ درج در پرونده و تذکر کتبي قرار دادهايد و همچنين احتمال بسياري دارد که ساير دانشجويان از شما بهعنوان يك دختر «خراب» ياد کنند ( طبق باور عمومي رايج در جامعه که سيگار کشيدن را از مشخصات زنان روسپي و بيبندوبار ميداند) در صورتي که همهروزه شاهد سيگار کشيدن پسران درست در برابر چشمهاي مراقب مسئولين دانشگاه و حراست هستيم و هيچ برخوردي نيز با آنان نميشود. اين تنها قانوني است که عموما در تمام دانشگاهها با تفاوت اندکي اجرا ميشود و عرف دانشگاه تفاوتي در آن ايجاد نميکند. دختران سيگاري در محيط دانشگاه مجبورند براي سيگار کشيدن به گوشهي خلوت و دور از ديدي پناه ببرند و مدام از ديدهشدن توسط بسيج٬ مسئولين حراست٬ مسئولين دانشگاه و يا گزارش ساير دانشجويان به مسئولين هراس داشتهباشند و در نتيجه عموما به اجبار در دانشگاه از سيگار کشيدن چشمپوشي ميکنند. مسالهي مطرح در اين بين٬ اين نيست که دختران اصرار داشتهباشند در محيط دانشگاه سيگار بکشند٬ بلکه تبعيض جنسيتي و محدوديت بيمنطق و برخورد فوقالعاده بد و تحقيرآميز مسئولين است که آنان را آزار ميدهد.
وابستگي عرف دانشگاهها به عرف جامعه
مسلم است که عرف حاکم بر دانشگاه٬ از عرف جامعه نشات ميگيرد. بسياري از قوانين نانوشتهی حاکم در دانشگاه از قبيل حجاب و سيگار نکشيدن و ... در جامعه نيز حاکمند. ( اگرچه در بين دانشگاههاي تهران که همگي تحت حکومت عرف واحد جامعه شهري هستند تفاوت در عرف محيط ديده ميشود) بنابراين با تفاوت جامعه و بستهتر يا بازتر شدن عرف آن عرف حاکم بر دانشگاه نيز تغيير مييابد. به عنوان مثال ميتوانيم دختران دانشجو در دانشگاههاي شهرستانها را ذکر کنيم٬ که علاوه بر رعايت قوانين رسمي و غيررسمي٬ موظف به رعايت عرف حامن بر محيط شهرستان نيز هستند. از آنجا که رعايت اينهمه قانون براي دختراني که از شهرهاي ديگر و فرهنگهاي شايد آزادتر آمدهاند دشوار است٬ عموما نسبت به دختران دانشجو در شهرستانها ديد خوبي وجود ندارد و مردم بومي آنها را بيبندوبار و دردسرساز ميدانند.
پینوشت: مثالهاي ذکر شده در متن از مشاهدات شخصي نويسنده نشات گرفتهاند و الزاما کلي يا همواره صحيح نيستند.

*اعلاميه جهاني حقوق بشر:
ماده 12 :
زندگانی خصوصی یا امور خانوادگی یا محل سکونت، یا مراسلات کسی نباید در معرض دخالت خودسرانه واقع شود. نیز بع حیثیت و حسن شهرت هیچکس نمی توان حمله کرد. هرکس حق دارد در اینگونه دخالت ها یا اینگونه تجاوزها، از پشتیبانی قانون برخوردار گردد.
*. تمامي کشورهاي عضو ملل متحد از جمله جمهوري اسلامي ايران متعهد شدهاندکه به مفاد اين اعلاميه پايبند باشند.
![]()
اصلا نمي توان باور كرد اصلا باوركردني نيست! فكرش را بكن و غروب قبلش با هزار اميد و آروزو، با 4 هزار تومان كه به قيمت غذاي دو روز من است. با هزاران هزار خيال به سلماني سركوچه رفته بودم كه مدل فلان مي خواهم و اينجوري و آن جوري. آخر سرهم بعد از 2 ساعت ور رفتن با سر بي زبان من آقاي سلماني اذعان داشت كه بيش از اين نمي تواند و همين هست كه هست و بدون اينكه حرفي زده باشم صبح امروز در راه دانشگاه مثل هميشه با سرپايين راه افتادم كه يك غول بي شاخ و دم با كمربندي پر از وسائل عجيب و غريب كه فقط در فيلم خوابگاه ديده بودم جلوي پايم سبز شد. با آن چشمهاي درشتش از بالا تا پائينم را وارسي كرد. باسيم قطور بي سيمش به سر من زد و گفت: اين چيه؟ مات و مبهوت نگاهش كردم. گفت مدل ... مي زني! با تعجب گفتم مدل ...؟! در حالي كه لب پائينش را مي گزيد گفت: نگو ديگه بي شرف! همين شماها هستيد كه مملكت را به گ... كشيده اين! خجالت نمي كشي؟ و در همان حال كه كلمات نامفهوم از دهانش خارج مي شد بازوي چپم را گرفت و به سمت سواري توسي رنگ گوشه پياده رو هلم داد. مثل خانه اشباع مثل كلبه هاي چوبي كلرتون ها كه پر از خفاش اند و موجودات عجيب و غريب ؟؟ با زواياي تاريك كه عنكبوت ها تارهاي تودرتوشان را در آن بافته اند. دركه باز شد يك ميز خالي بود با دو صندلي با يك لامپ لرزان بر بالاي سرش. مرا پشت يكي از صندلي ها نشاند. و از اتاق خارج شد. ديگر سوله خالي خالي بود، تاريك تاريك. از تاريكي صداي آغاز شد. ناخودآگاه احساس كردم زياد آنجا نخواهم بود. احساس كردم برلبانم لبخندي مي لغزد. صدا كه كمان با آواي گرمش حرفهاي نامفهوم مي زد. كم كم ؟؟ آرام به لبخندي گشادي تبديل شد كه تا بناگوشم كشيده شده بود. حالا صورت پرمو و سياه او بود كه از تاريكي خارج شده بود و حالا داشت داد مي زد كه: نخند! و باز سيل فحش و بد و بيراه و آب دهان كه بر صورتم روح و جسم سرازير شد! با عصبانيت پرسيد: فكر مي كني اين كه از استخرها و حريم خصوصي مردم فيلم ميگيرن و اخاذي مي كنن و .. چه شكليند! آينه بزرگي جلوي صورتم گرفت و گفت: اينجوريند! نفهميدم چرا سرم را به علامت آري تكان دادم! كه باز سيل فحش و بدو بيراه بر سرم بريزد. واقعا باورنكردنيه! داشت باورم مي شد كه من همان علي ميكروب ؟؟ آرش ميكروب معروفم كه از حمامهاي عمومي، توالت هاي مردم و همه حريمهاي خصوصي هر كس به جز خودم تجاوز كردهام، فيلم گرفتهام اخادي كردم و چه و چه! فكر اينكه چطور به اين حريم وارد شدهام و چه طور فيلم گرفتهام. از طرفي احساس غروري زائد الوصف تلقين مي كرد و از طرفي خندهدار بود. من دانشجوي ؟؟ يك دانشگاه يك معدل چه طور اين كارها را كرده ام. چطور نه باوركردني نيست. مرد روبرويي هنوز حرف مي زند. تند تند و من هيچ نمي ديدم، دركش و قوس چگونگي اين اعمال خارق العاده بودم. كه صدا ساكت شد. چيزي نگذشت كه صدايي مثل ماشين چمن زني به گوشم رسيد. 4 دست از پشت دو دستم را گرفتن. دست ديگر سوم را به پايين خم كرد و ماشين چمن زني شروع به كار كرد. موهاي سياهم از جلوي چشمهايم مي ريخت. در فكر4 هزار تومان كه باد هوا شد و 2ساعت وقتم كه در سلماني تلف شد بودم كه صدا كم كم تر شد و به جاي آن همهمهي مبهمي از دورهاي نزديك شد. انگار يك استاديوم فرياد مي زدند صدا واضح واضح تر شد همه مي گفتند كچل كچل كچل با آهنگ موزوني پا ميكوبيدند و مي خواندند. چشم كه باز كردم وسط پياده در راه دانشگاه بودم. ديگه باورم شده بود كه همه اين كثافت كاريهاي اجتماعي كار من بوده! گونههايم داغ شده بود انگار صورتم سرخ سرخ بود، مغزم پر از حرف ها و تصويرهاي نامفهوم بود. ؟؟ پول كه سرازير ميشد و من كه روي دنيايي CD دراز كشيده بودم و بلند بلند مي خنديدم. آبشار موهاي سياهم از شانههايم آويزان شده بود و تا روي CD ها ميرسيد. حالا همه آدم هاي كوچه و خيابان برايم همان جمعيت استاديوم بودند كه داد مي زدند، كچل كچل! سرعتم را بيشتر كردم و به كوچه باريكي پيچيدم. من يك پسر 25 ساله به لطف آن كانتينر توسي رنگ تعجب بچههاي سه ساله شده ام. دنبال من راه افتادن و داد مي زدند كچل كچل از درون مغزم صدا مي آيد: يكي مي گويد: حقت تا تو باشي كه ديگه به حريم كسي تجاوز نكني. ديگري مي گويد: واي چه كارهايي كردي قهرمان آن يكي مي گويد: هر نوشي يه زهري هم داره. اينم زهرش، كچل! در قاب شيشه اي ؟ كوچه به كله تاسم نگه كردم. سفيد سفيد! نكنه ديگه درنياوري! نداي وجدانم بود كه مي گفت: همه چيز درست شد! تو بخشوده شدي. حالا ديگه هيچ گناهي نداري!
«آرش رشیدیان»
سیوند و پریشانی میراث فرهنگی
«کسری بازرگانی»
سرانجام پس از حدود يك سال و نيم جنجال بر سر سد سيوند، با حضور رئيس جمهور در شيراز استان فارس پروسه آبگيري سد سيوند شروع شد.
ما براي آبگيري اين سد در طول اين مدت نقل محافل داخلي و خارجي بوده و با اظهار نظرهاي گوناگوني از سوي مراجع مختلف اعم از يونسكو، وزارت نيرو، سازمان ميراث فرهنگي و نهادهاي مختلف اجتماعي روبرو شده است. نهادهايي مانند دولت و وزارت نيرو همواره از اهميت اين سد و نقش آن در توسعه كشاورزي سخن گفته و در مقابل نهادهاي اجتماعي و به خصوص دانشجويي از مضرات آن براي آثار باستاني سخن مي گويند. در اين مقاله برآنيم تا بررسي مختصات سد و منطقه سيوند بپردازيم.
عمليات مساحت سد سيوند در سال 71 شروع شد. سد بر روي رودخانه سيوند (بلوار) در سال km100 كيلومتري شيراز و 50 كيلومتري تخت جمشيد در محل تنگه بلاغي واقع شده است. اين سد با ارتفاع 57 متر ساخته شده است. و حجم مفيد مخزن آن حدود 150 ميليون مترمكعب مي باشد در صورت آبگيري شامل سد سيوند حدود 15 هزار هكتار از اراضي كشاورزي از آب آن استفاده خواهند كرد و بخشي از آن براي شرب مردم منطقه استفاده خواهد شد اين سد با هزينه اي حدود 80 ميليارد تومان و در طي حدود سيزده سال ساخته شد و آبگيري آن حدود دو تا سه سال طول خواهد كشيد.
اما آبگيري سد سيوند چه اثراتي بر منطقه خواهد داشت؟ با آبگيري كامل سد سيوند اختلاف ارتفاع آب با مقبره كورش حدود 4 متر خواهد بود و خطر آب گرفتگي پاسارگاد افزايش مييابد. زيرا فاصله درياچه سد تا پاسارگاد حدود 7 كيلومتر خواهد بود. بطوري كه محدوده آرامگاه كورش در منطقه سيمل خيري قرار دارد بنحوي كه در سال 77 بعلت سيل تا پله دوم آرامگاه كورش زير آب رفت. اما نكته مهم در اين ميان اين است كه با آبگيري سد سيوند و تغييرات آب و هوايي كه در منطقه رخ خواهد داد با افزايش رطوبت آرامگاه كورش و پاسارگاد در معرض مقبرهي كورش و پاسارگاد در معرض نابودي قرار مي گيرد. اما بيشترين خطر در اين ميان را تنگه بلاغي تهديد مي كند. بلاغي در زبان تركي به معني چشمه مي باشد اين تنگه 18 كيلومتري بين پاسارگاد و تخت جمشيد و در فاصله 4 كيلومتري پاسارگاد و 8 كيلومتري مركز شهرستان سعادت شهر واقع است اين تنگه بخشي از راه باستاني شاهي كه ؟؟ قديمي ترين راه ايران به شمار مي آيد بدستور داريوش بزرگ ساخته شود، مي باشد.
با آبگيري كامل سد سيوند تنگه بلاغي به زير آب خواهد رفت كه در طي آن حدود 12 محوطه بستاني تاريخي ؟؟ آب خواهد رفت جالب است كه در باستان شناسي هاي انجام شده 129 كارگاه يافت شده است. در طي اين مراحل آثاري از دوره هاي پاري؟؟ سنگي، نوسنگي و ايلامي مربوط به (2700 از 645) پيش از ميلاد كشف شده است. در طي عمليات هاي باستان شناسان ايراني و آلماني كوزههاي سفالي در پشت سد سيوند در تنگه بلاغي يافت شد. اين كوزهها و تكه سفالهاي كرم رنگ متعلق به دوران ساسانيان و اسلامي شواهدي از وجود صنعت كوزه گري و سفال گري را ارائه ميدهد.
بديهي است هر دولتي علاوه بر مسئوليتي كه در پيشبرد توسعه دارد وظايفي را نيز در جهت حفظ ميراث باستاني كشور دارد و اين موضوع ظاهرا مدنظر مسئولان دولتي نمي باشد. بهرحال اميد است كه دولت ؟؟ جوانب را در نظر گرفته و بستر راهكار را جهت حل اين موضوع در نظر گيرد..
فضای امنیتی و روز ارتش
«محمد مصطفوی»
حضرت علی (ع) می فرماید:«اگر خواهان صلح هستید، آماده جنگ باشید.» در سایه جنگ منافع و دنیای تک قطبی عصر حاضر باید پذیرفت فرموده حضرت علی تنها گریز از ننگ اسارت و استعمار است واستقلال کشور بوجود نمی آید مگر بر اثر تربیت ارتشی نیرومند و خودکفا که توان دفاع در مفابل تهدیدات خارجی را داشته باشد. پس از انقلاب با قطع روابط ایران و آمریکا ارتش جمهوری اسلامی که دارای زیرساخت های راداری، موشکی،زرهی و نیروی انسانی آمریکایی بود ضربه شدیدی را متحمل شد و مجبور شد با بالابردن توان تعمیراتی و مهندسی خود از تجهیزات خریده شده در دهه 40 و 50 نیرویی مدرن بسازد که توان دفاع از سرزمین پهناور ایران در جغرافیای سیاسی و بومی خاورمیانه را داشته باشد.
نقش ارتش در جنگ تحمیلی و میزان توفیق آن در تعمیر و تجهیز تسلیحات نظامی مطلبی است که باید به آن توجه بیشتری کرد زیرا در کشور ما همواره سعی شده با پررنگ کردن نقش سپاه در جنگ و یاد کردن از دلاورمردی های پاسداران تاثیر ارتش در جنگ کم رنگ جلوه پیدا کند و از کنار جانفشانی ها، سپاهیان (بدون انضباط و ساختار منسجم هنگام جنگ 8 ساله ) تقدسی فرا جناحی و فرا قانونی و فرا عرفی فراهم نمایند و از سوی دیگر با بزرگ نمایی توان مهندسی سپاه و امکانات آن در نیروی نظامی و سازندگی، بهانه لازم جهت شرکت سپاه در مناقصه های اقتصادی را بوجود بیاورند.
سوال مطرح چرایی تفاوت قائل شدن بین ارتش و سپاه است ؟و جایگاه امروزین ارتش و به تبع آن سپاه! زیرا که جامعه کشورمان دیگر از نشنیدن لقب سردار برای هر پستی تعجب می کند!!! و بسیاری از تصمیمات سیاسی _اجتماعی کشور بر اثر فضای امنیتی غالب بر جامعه واکنشی از خود نمایان نمیسازند.
آیت الله خامنه ای در سخنرانی خود در روز ارتش بزرگترین مشخصه ارتش جمهوری اسلامی را تعهد اسلامی و روحیه انقلابی آن معرفی کرد و این خصلت را نیز بر اثر وجود فرماندهان متعهد و شجاع و همچنین پرورش اعتقاد انقلابی در ارتش توسط نظام جمهوری اسلامی دانست این سخنان آیت الله خامنه ای مبنی بر پرورش روحیه انقلابی در ارتش و همچنین آگاهی از فلسفه تشکیل سپاه به عنوان نیرویی نظامی که حافظ دستاوردهای انقلاب است در مقابل ارتش که حافظ سرزمین ایران است نشان می دهد حاکمیت جمهوری اسلامی اعتماد کامل را به ارتش نداشته و در مقابل سعی در تقویت سپاه داشته است.
با این وضع رشد نرخ خرید تسلیحات از روسیه توسط ایران تعداد افراد و کارشناسان روسی که احتمال خرید اسکادران های بزرگ Su-27 فلانکر و Su-30 را می دهند بسیار اندکند. اگر چه برخی مقامات نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران نسبت به خرید این جنگنده های مدرن از خود تمایل بسیاری نشان داده اند، اما حکومت اسلامی ایران ظاهراً علاقه چندانی به هرچه قدرتمندتر کردن IRIAF ندارد، چرا که هنوز هم وفاداری این نیرو نسبت به حکومت ایران ثابت نشده است. شاید اینکه به همراه هر تکنسین و خلبان ایرانی که به روسیه می رفت یک محافظ شخصی یا یک مامور امنیتی نیز فرستاده می شد تا از پناهندگی احتمالی یا ارتباطات ناخواسته جلوگیری کند، دلیلی بر همین تصور بود.
در اعتراض به طرح مبارزه با بد حجابی؛
بیش از دو هزار دانشجو یکشنبه و دوشنبه در دانشگاه شيراز تجمع كردند
طرح مبارزه با بدحجابی به دانشگاه شیراز کشیده شد ومسئولان دانشگاه با نصب آئین نامه ای در خوابگاه پسران شهید مفتح دانشگاه شیراز موجب شدند تا دانشجویان به صورت گسترده دست به اعتراض بزنند. 2500 دانشجو از یک شنبه شب تا بعد از ظهر روز گذشته با برگزاری تجمعی اعتراضی خواستار بركناري رئیس دانشگاه شدند. گفتني است، موضوع كنترل پوشش با اعتراض دانشجويان دانشگاههاي مختلف مواجه شده, به نحوي كه دانشجويان با برگزاري تجمع و تحصن در دانشگاه اعتراضات خود را بيان كردند.از ديگر مواردي كه موجب اعتراض دانشجويان قرار گرفته است، وضع قوانين جديد براي ورود و خروج دانشجويان است كه ورود و خروج به خوابگاه از ساعت 23 الي 5 صبح به طور كلي ممنوع اعلام شده است.
دفتر تحكيم وحدت نيز ايجاد محدوديتهاي جديد در خوابگاههاي دانشگاه شيراز را محكوم كرد.
طرح مبارزه با بدحجابی نیروی انتظامی صدای هاشمی شاهرودی
و مشاور احمدی نژاد را هم در آورد
موج برخوردهای انجام شده در سطح شهر تهران با زنان و جوانان تحت عنوان مبارزه با بدحجابی و نحوه عملکرد خشن یگانهای انتظامی به گونه ای بوده است که هاشمی شاهرودی رییس قوه قضاییه تلویحا از برخوردهای صورت گرفته انتقاد کرد همچنین کلهر مشاور احمدی نژاد در امور رسانه نیز در نامه ای به احمدی مقدم خواستار نگاه ریشه ای به این مقوله و پرهیز از برخوردهای تند شده است به گزارش ایلنا شاهرودی گفت: نباید بگونه ای باشد که برای هر مسئله کوچکی پای زنان و جوانان به کلانتری کشانده شود.
در آستانه دیدار لاریجانی و سولانا؛اتحادیه اروپا تحریمهای ایران را تشدید کرد
در حالیکه گفته شده مذاکرات هسته ای ایران و اتحادیه اروپا قرار است در ترکیه برگزار شود، اروپا اجرای تحریم های سازمان ملل علیه ایران را همراه با تحریم های جدید علیه این کشور تصویب کرده است.
روز دوشنبه، 23 آوریل، وزیران خارجه اتحادیه اروپا در آغاز جلسه دو روزه خود در لوکزامبورگ تصویب کردند که تحریم های مصوب شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران را همراه با برخی تنبیه های جدید علیه این کشوررا به اجرا بگذارند. قطعنامه شورای امنیت به منظور اعمال فشار بر جمهوری اسلامی برای تعلیق برخی از فعالیت های هسته ای این کشور به خصوص غنی سازی اورانیوم تصویب شده است. این قطعنامه تجارت اسلحه و انتقال فن آوری های حساس به ایران را مشمول تحریم نسبی قرار داده، دارایی تعدادی از شرکت ها و اشخاص مرتبط با برنامه های موشکی و هسته ای را مسدود و سفر آنان به کشورهای خارجی را ممنوع کرده است.
احضار وتهدید 8 معلم در ايلام
نفر از اعضاي هياتمديره كانون صنفي معلمان ايلام از سوي حراست اداره آموزش و پرورش اين شهر احضار شدند. به گفته يكي از معلمان احضار شده، از آنان خواسته شده كه دست از فعاليتهاي خود در زمينه پيگيري مطالبات صنفي معلمان بردارند، در غير اين صورت، با حكم انفصال از خدمت آموزش و پرورش روبهرو خواهند شد. گفتني است از ابتداي سال جاري، برخي اعضاي كانونهاي صنفي معلمان به نهادهاي امنيتي احضار و بازجويي شدهاند. درخواست مطرح در اين احضارها، لغو بيانيه مورخ 10 فروردين 86 شوراي تشكلهاي صنفي سراسر كشور است كه بيش از 34 كانون و انجمن صنفي را در بر ميگيرد.
برخوردهای جدید مدیریت دانشگاه پلی تکنیک با دانشجویان این دانشگاه
روزهای گذشته پلی تکنیک باز هم شاهد افزایش فشارهای مدیریت دانشگاه بر مجموعه دانشجویی و به ویژه فعالین سیاسی بوده است. مدیریت فرهنگی دانشگاه مهندس روزبهانی که در اندک مدت تصدی خود در اداره کل فرهنگی، انواع محدودیت ها و فشارها را بر مجموعه های دانشجویی وارد ساخته است، پس از آن که با تدوین آیین نامه ها و دستورالعمل های سلیقه ای نتوانست در نابودی نشریات موثر افتد اینک به ترفندی دیگر دست زده است. هفته نامه دانشجویی باران که در طول سال جاری با انتشار ۱۳ شماره سهم بسزایی در روشنگری و آگاهی افزایی دانشجویان داشته است، بدون هر گونه حکم و مجوز قانونی توسط انتظامات و با فشار حراست از سطح دانشگاه جمع آوری گردید. روزهای گذشته همچنین شاهد احضار سجاد ویس مرادی مدیرمسئول نشریه تنفس ۸۴ و احمد قصابان مدیرمسئول نشریه سحر به کمیته انضباطی بوده ایم.
بازپس گیری دفتر انجمن اسلامی دانشگاه مازندران توسط دانشجویان
دانشجویان دانشگاه مازندران دفتر انجمن اسلامی این دانشگاه را که پس از بازداشتهای شبانه در این دانشگاه از دانشجویان گرفته شده و قفل آن تعویض شده بود را بازپس گرفتند.
یکی از اعضای شورای مرکزی این انجمن با اعلام این خبر افزود: دانشجویان قفلی که به شکل غیرقانونی بر درب انجمن زده شده بود را شکستند و دفتر انجمن را بازپس گرفتند.
وی ادامه داد: متاسفانه تمامی آرشیو انجمن و وسایل موجود در دفتر ناپدید شده است. همچنین پارچه های موجود در انجمن نیز تکه و پاره شده است که البته به عنوان چشمبند برای دانشجویان بازداشت شده استفاده شده بوده است.
استعفای 5 نماينده استان هرمزگان در اعتراض به انتصاب استاندار اين استان
شهريار مشيري نماينده بندرعباس در جمع خبرنگاران مدعي شد: 5 نفر از نمايندگان استان هرمزگان در اعتراض به انتصاب استاندار جديد هرمزگان استعفاء خود را اعلام كردند. به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، شهريار مشيري تصريح كرد: اين استعفاء امروز تقديم هيأت رييسه مجلس ميشود.
مجلس هفتم عمر خود را 7 ماه افزایش داد!
براساس مصوب مجلسهفتم، انتخابات دوره هشتم مجلس و دوره دهم ریاستجمهوری در نیمه اول آبان ماه سال ۱٣٨۷ به طور همزمان در سراسر کشور برگزار میشود. نمایندگان مجلسهفتم امروز گزارش کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مبنی بر اینکه" با توجه وارد بودن ایرادات شورای نگهبان در خصوص طرح تجمیع انتخابات دوره هشتم مجلس با دوره دهم ریاستجمهوری، طرح مذکور حذف شود" را مورد بررسی قرار دادند و پس از رایگیری نسبت به آن رای منفی دادند. براساس ایراد شورای نگهبان، تغییر مدت دوره فعالیت نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری براساس قانون اساسی دارای اشکال است. سپس نمایندگان به بررسی پیشنهادات ارایه شده از سوی نمایندگان پرداختند که بالاخره پیشنهاد قدرتالله ایمانی به تصویب مجلس رسید. براساس این پیشنهاد، انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی و دوره دهم ریاستجمهوری در نیمه اول آبانماه سال ۱٣٨۷ به طور همزمان در سراسر کشور برگزار میشود، بنابراین طول عمر دوره هفتم مجلس شورای اسلامی به مدت هفت ماه افزایش و طول عمر دوره نهم ریاستجمهوری به مدت چهار ماه کاهش مییابد. همچنین براساس تبصره یک این پیشنهاد که به تصویب مجلس رسید، دوره هشتم مجلس شورای اسلامی به جای هفتم خردادماه از سوم دی ماه سال ۱٣٨۷ و دوره دهم ریاستجمهوری به جای دوازدهم مرداد ماه از شانزدهم فروردین ماه سال ۱٣٨٨ آغاز میشود.
