تبليغاتX
خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه واحد سیاسی-اجتماعی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

 

  

    تخریب حرم امام حسن عسگری (عراق)              تخریب حسینیه دراویش قم (ایران)

 

مسلمانان مسلمانان

مسلمانی ز سر گیرید

شهيد پاره تن ملت است

 

مدتي است كه در دانشگاه خبري در مورد تدفين دو شهيد گمنام دفاع مقدس پيچيده است، اما افراد اطلاع ندارند كه 10 روز ديگر اين اتفاق خواهد افتاد. مطالبي هم منتشر شده عليه و يا در دفاع آن. اما چيزي كه مرا وادار به نوشتن كرد مخالفت من با اين كار بود  ولي نه از آن سنخ مخالفت هايي كه اصولا با خود مفهوم شهيد و شهادت است.

 شهيد پاره ي تن ملت است و هر كسي اين حق را دارد كه بتواند بر سر مزار هر شهيدي حاضر شود. چه بسا خانواده هايي كه فرزندانشان سالهاست مفقودالاثر اند  و گمان خودشان بر شهادت فرزند عزيزشان مي رود و هميشه بر سرمزار هر شهيد گمنامي كه بتوانند مي روند به اميد آنكه... . اما شايد تعبير چندي چنين باشد كه مادر پير داغ ديده ي فرزند مجال و توان آن را دارد كه در كنكور سراسري شركت كند و به عنوان رتبه اي برتر وارد دانشگاه شود!! و يا اينكه تصور و انتظار از پدر پير آن مفقود الاثر (كه يقين دارم كه جاويد الاثر است) چنين است كه با عصا كلكچال را در نوردد!!

پاسخ دوستي از همان "چند" به شبه ي من (چون اصولا هيچگاه ايرادي به آنان وارد نيست و آنان شبهات را پاسخ مي دهند) بسيار عجيب بود با اين استدلال(!) كه هر كس كه خواست مي تواند به زيارت شهداي گمنام ديگري كه خارج دانشگاه و در فلان جاست بروند. (ياد ايام كودكي افتادم كه در ظهر تابستان بازي مي كرديم و همسايه اي با خشم مي گفت برويد جلوي خانه ي خودتان باز كنيد!!)

چه دردناك و شرم آور است  كه شهيد ناظر آن است كه خاكسترش نيز از بازي  مردماني چند در امان نيست و با آن چون غينيمت جنگي برخورد مي كنند.

داستان نمي خواهم بگويم  ِ با مثال هم نمي خواهم استدلال كنم (تا روح كساني را كه به تازگي آموخته اند از مثال استدالال نمي­توان كرد را بيازارم) تنها ياد آوري مي كنم آن چه كه بايد آويزه ي گوشمان باشد وليكن.... داستان لباس پادشاه  را حتما شنيده ايد كه در حقيقت برهنه بود ولي مردم از گفتن آن بيم داشتند و بيش تر به خود شك مي كردند تا به لباس پادشاه.

مي گويند (همان عده اي چند را مي گويم) كه با آمدن شهيد بركات بسياري بر دانشگاه خواهد باريد.  توصيه من به شما اين است كه منظورشان را از بركت نپرسيد كه در اولين برخورد پاسخشان به شما اين خواهد بود :"شما برو اول شهيد رو بشناس بعد..." چنان كه كردند در اين ايام. خوب به نظرشما منظورشان از بركت چيست؟ اگر آمدن تكنولوژي و پيشرفت باشد كه مشكل عقب ماندگي ما تنبلي و بي مسئوليتي خودمان است. اگر منظور بهبود فضاي دانشگاه است (كه در حسرت چنين روزيم اما نه بهبودي كه "چند" ارائه مي دهد) كه باز از كوتاهي ماست. شايد هم فكر مي‌كنند

كه با آمدن شهيد خود به خود به انسان هاي خوب تبديل مي شوند (عجي مجي....پس گزينه 4 = هيچ كدام!!).  بله آنها كه به دنبال دين و مذهب كپسولي هستند و مي خواهند با فشار يك دكمه (!) از تمام مسئوليت ها و وظايف انساني شانه خالي كنند ِ آنها كه توسل را با تعطيلي عقل و فكر اشتباه گرفته اند همان‌ها هستند كه در بيان ائمه‌ي اطهار مورد نكوهش قرار گرفته‌اند اما  با سو استفاده از ادبيات و مفاهيم مقدس به دنبال اهداف خود هستد و  خيال خامشان آسوده است كه بخش عمده اي از مقاوت ها به سكوت بخزد چرا كه در مقابل هر اعتراضي خواهند گقت : "شما برو اول شهيد رو بشناس  بعد..." اگر دوستانه باشد و "چي شد؟ به شهيد توهين كردي؟ تو مثل اينكه با "نظام" مشكل داري ها؟ ها؟" اگر كمتر دوستانه باشد. پس بهتر است نپرسيد. با اينكه مي دانم دوست داريم هميشه جاي آن كودك باشيم (و نه جاي  آن "چند كودك")  اما به راستي چه چيزي را مي توان به عنوان انگيزه پيدا كرد كه چنين كاري انجام شود؟ حقيقت اين است كه انگيزه هاي بسياري وجود دارد. فرض كنيد كه از مسئولين فرهنگي در باره ي عمل كردشان و فعاليت هاشان بپرسيد (كما اينكه چنين شده است پس فرض محال نيست!) در صورت پاسخ ايشان اعداد و ارقامي ارائه مي دهند كه ... اما خودشان هم مي دادند كه اين اعداد بزرگ  (و گهگاه مختلط!) دردي را دوا نخواهد كرد چون واقعيت و فضا چيز ديگري را نشان مي دهد. اما كافي‌است اي دو شهيد مظلوم در دانشگاه بيكرشان دفن شود و آن وقت است كه بار كرد آن چيز را كه برايش  بايد حمار آورد. از حالا به بعد پاسخشان اين خواهد بود كه با برنامه ريزي هاي (!) انجام شده دو شهيد گمنام مظلوم (مي توان دريافت كه چرا مظلومند. اي كاش كه "چند" نيز دريابد) در دانشگاه به خاك سپرده شده اند و بر همگان واضح و مبرهن است كه همين دو وجود مبارك چه بركات بسياري براي دانشگاه دارند. باز هم توصيه ي من به شما اين است كه منظورشان از بركت را جويا نشويد كه تا همين جايش بايد جواب اتهماتي كه به شما وارد آمده است را جواب دهيد.

شهيد بركت بسيار دارد. من معتقدم شهيد بركات ارزشمندي دارد. البته منظورم بركات كپسولي نيست. همين ايام كه اسم آنها در دانشگاه  پيچيده است بحث هايي (در دانشكده ي خودمان را مي‌دانم) شكل گرفت كه بسيار ارزشمند بودند و موضوعاتي مطرح شدند كه از ابتداي دانشگاه در حسرت آن بودم. عده اي با هم آشنا دوست و صميمي شدند (كه تا پيش از گمانشان بر اين بود كه ديگري معتقد نيست و چه خوب كه از اين معصيت رها شدند : "انّ بعض الظن اثم")

نمي دانم كه آخر چه مي شود اما خدا نكند كه بنشينم تا ببينيم آخر چه مي شود.

   توضيح: همان‌طور كه هميشه در انتهاي خبرنامه نوشته مي‌شود مطالب مندرج در خبرنامه لزوما مورد تاييد انجمن نيست. اما گويا عده‌اي از دوستان منظور اين عبارت را درست متوجه نشده‌اند و مدام دليل آن را جويا مي‌شوند. خبرنامه انجمن همواره سعي كرده تا بازتاب دهنده‌ي نظرات تمامي دانشجويان، از هر طيف و با هر ديدگاهي باشد و در اين راستا از تمامي دانشجويان دعوت مي‌كند تا مقالات و نوشته‌هاي خود را براي چاپ در خبرنامه براي ما ارسال نمايند. قطعا اين نوشته‌ها بدون در نظر گرفتن موافق و يا مخالف بودن نظرات نگارنده با مواضع انجمن در خبرنامه به چاپ خواهد رسيد، لذا نمي‌توان اين مطالب را موضع رسمي انجمن دانست. تنها مرجعي كه حق اظهار نظر و بيان مواضع رسمي انجمن را دارد، سخنگوي انجمن است كه در صورت لزوم مواضع رسمي انجمن را اعلام مي‌دارد. سرمقاله اين شماره نيز به صورت نامه‌ي وارده از طرف يكي از دوستان دانشجو براي ما ارسال شده.

منتظر نظرات، پيشنهادات، انتقادات و مقالات شما هستيم.

 

 

زنان از سه ديدگاه

ميترا يوسفي

 

اين نظر كه زنان نيمي از جامعه هستند ، جامعه را خيلي ساده به دو قسمت تقسيم مي‌كند و چشم ما را بر پيچيدگي روابط اجتماعي مي بندد . به ويژه در سطح افكار عمومي، براي رسيدن به يك تحليل اجتماعي از مساله ي زنان مانعي جدي ايجاد مي‌شود..."

شيوه برخورد با زن در زبان فرهنگ و قوانين هر جامعه مي تواند معيار و وسيله ي سنجش مناسبي باشد براي اندازه گيري اعتقاد يا عدم اعتقاد آن جامعه به آزادي و دموكراسي .... اوج گيري بحث هاي پيرامون مساله‌ي زنان در جامعه‌ي ما بسيار مثبت و قابل تامل است. به طور كلي افزايش بي رويه جمعيت، شرايط آرام و مناسب‌تر بعد از جنگ هشت ساله، سخت گيري‌ها درباره ي بروز احساسات زنانه به شكل هاي مختلف و عدم طرح موضوعاتي با محوريت رابطه‌ي مرد و زن، رشد آگاهي‌ها و طرح انديشه هاي طرفدار حقوق زن، عدم تناسب برنامه‌ها و استراتژي با فرهنگ مردم و هم چنين فشار جهاني براي احقاق حقوق زنان همگي از جمله عواملي بودند كه پرداختن به مساله ي زنان را سرعت بيش تري بخشيد. موضوع زنان به حساس‌ترين و بحث انگيزترين مساله‌ها مانند مناسبات جنسي، پيوند هاي خانوادگي و ساير مناسبات خصوصي آدم‌ها ارتباط دارد. امروز كتاب‌ها، مقاله‌ها و فيلم‌هاي قابل توجهي در اين باره وجود دارد و مساله‌ي زنان به گونه اي در كانون توجه قرار گرفته است كه حتي كانديداهاي رياست جمهوري نيز به اظهار نظر در اين باره پرداختند و به روشني موضع خود را در قبال اين مطرح مي كردند. اما واكنش هاي موجود در قبال رشد و آگاهي هاي اجتماعي- جنسي زنان متفاوت است. گرايشي قوي و سنتي به هر شكلي با طرح اينگونه مسائل مخالفت مي كند و به خطر افتادن اساس اخلاقي و هويتي را گوشزد مي كند و همواره مدل‌هاي سنتي خود را براي روابط زن و مرد و حضور زنان در عرصه ي عمومي تكرار مي‌كند. گرايش ديگر، به نظر نگارنده، درست مساله‌ي زنان را با توجه به شرايط بومي جامعه دنبال و سعي مي كند ضمن طرح مسائل جهاني، شرايط داخلي را نيز تا آن جا كه ممكن باشد از موضعي مدرن در نظر داشته باشد. اين گرايش مدرن به تازگي قدرت مانور خود را بالا برده است.

صحبت از گرايش ديگري هم مي شود كه به نظر مي رسد در حد فاصل ميان دو گرايش ياد شده قرار بگيرد. اين گرايش سعي مي‌كند شاخه هاي مختلف فمينيسم را از ديدگاه سنتي، و البته با روايتي ديگرگونه، مورد نقد قرار دهد، ضمن اينكه انتقادهاي خود را نسبت به ديدگاه سنتي حفظ مي كند. اما اين گرايش بيش‌تر از دو گرايش ديگر دچار بحران و آشفتگي است و تاكنون از مبادي نظري مشخصي برخوردار نشده است. از ديدگاه سنتي، اين گرايش غرب گرا و خود باخته است و از ديدگاه گرايش مدرن، گرايش مورد نظر، گرايشي محافظه كار قلمداد مي‌شود. و اكنون سعي مي‌كنم پيرامون ضرورت طرح مساله ي زنان به چند نكته اشاره كنم:

پرسش اين است كه چرا بايد مساله ي زنان را طرح كرد و حتي بسيار پيگيرتر از گذشته و با برنامه ريزي بلند مدت به مساله‌ي زنان پرداخت. پيش فرض اين نگاه، پذيرفتن به قيد كشيدن زنان در طول تاريخ است. براي طرح ضرورت و چرايي پرداختن به مساله‌ي زنان از سه زاويه با موضوع برخورد مي كنم كه هر كدام را جداگانه به اختصار توضيح مي دهم. كوشش نظري و عملي براي تكميل پروژه‌ي مدرنيته(تجدد) در طول فرآيند تكاملي خود اشكال و تعابير متفاوتي به خود گرفته است كه گاهي با طرح اوليه ي مدرنيته تفاوت داشته است. برابري انسان‌ها و به دنبال آن برابري جنسي از موارد طرح اوليه ي مدرنيته و انديشه ي روشن‌گري بوده است. اما چگونگي حركت يك جامعه و انتخاب يك مسير تنها به تحول فكري و نظري يك قشر يا اقشاري از جامعه محدود نمي شود، نيروهاي اجتماعي گوناگون و برآيند برخورد و هماهنگي آن‌ها تحول و چگونگي حركت يك جامعه را تعيين مي كند. ظهور نظام سرمايه‌داري به عنوان بخشي از تاريخ تحول جوامع غربي و يا پيش روي طبقه ي بورژوازي ضمن تحقق بخش‌هايي از طرح و اصول اوليه‌ي مدرنيته و جنبش روشن گري موجب تحديد پروژه‌ي مدرنيته شده است. تجدد(مدرنيته) بر هويت‌هاي تبيين انسان، هويت‌هاي مذهبي، سنتي، قبيله‌اي و يا بر بي هويتي‌هاي عصر گذشته حمله برد تا هويت انساني را بر كرسي بنشاند، ولي با گذر از مسير سرمايه‌داري كه آن را دچار تناقض كرد، به انسان هويت طبقاتي بخشيد. از اين رو هويت طبقاتي، مانعي بر سر راه اجراي پروژه‌ي تجدد شد.

مدافعان نظام سرمايه داري ترجيح مي دهند فرآيند تجدد(مدرنيته ) را به نظام سرمايه‌داري ختم كنند و هرگونه ترسيم دورنمايي غير از نظم سودمدار كنوني را انگ خيال پردازي و آنارشيسم مي زنند. طرح مقوله‌هايي مانند پايان تاريخ و پايان ايدئولوژي و نيز نقدهايي كه به اقتصاد توسعه وارد مي شود نشان از اين خصلت محافظه كارانه دارد كه مي خواهد افكار عمومي را پذيرش نظم كنوني به رهبري سرمايه داري جهاني، راضي كند. در كنار تحديد طبقاتي تجدد (مدرنيته ) بايد از تحديد جنسي آن نيز سخن بگوييم و البته اين دو با يك ديگر پيوند عميق دارند. انديشه عصر تجدد بر خلاف انديشه هاي دوره هاي پيشين و بر وفق اصول اساسي ليبراليسم ميان دو حوزه‌ي خصوصي و عمومي قايل به جدايي شد. همان روايت بورژوازي تجدد جايگاهي براي زن در عرصه خصوصي جست و جو كرد كه از عرصه ي عمومي يعني عرصه‌ي مردان متمايز مي شد. در واقع تحديد جنسي تجدد، با آرمان هاي اصلي آن يعني عقل گرايي و اومانيسم در تعارض بود و تجدد در پي از بين بردن همه‌ي جدايي‌هايي بود كه ميان زن و مرد از لحاظ حقوق اجتماعي پيدا شده بود، اما در عمل زنان در عرصه‌ي خصوصي يعني در عرصه‌ي مالكيت و خانواده قرار مي گرفتند. بر اين اساس انسان‌شناسي تازه‌اي از زن عرضه مي‌شود كه در آن بر ويژگي‌هاي احساسي و غير عقلاني و وابستگي به حوزه‌ي خصوصي جامعه تاكيد مي‌شود. امروز برابري جنسي تحقق نيافته است و هدف‌هاي سودمدارانه‌ي نظام سرمايه داري در تعميق نظري و عملي اين نابرابري جنسي و انساني به طور مستقيم تاثير گذار بوده است.

ارايه‌ي تعريفي از زن مطابق الگوهاي مصرفي سودمدارانه، رابطه‌ي نابرابر زن و مرد و به دنبال آن فقير و غني را در مفهوم كلي آن، تقويت كرده است. به اين ترتيب طرح دوباره‌ي مساله ي زنان و تامل بر چگونگي و كيفيت فروتري زنان در جامعه‌ي امروز تلاشي در جهت تكميل پروژه ي ناتمام مدرنيته. نقد نگاه رياضي گونه و بررسي جامعه شناختي مساله‌ي زنان: اگر پيرامون مساله‌ي زنان بحثي شروع مي شود، گاهي مقدمه ي بحث چنين است كه زنان نيمي از جمعيت جامعه را تشكيل مي دهند و سپس نتيجه گرفته مي‌شود كه بايد به مسئله‌ي زنان به عنوان نيمي از جامعه پرداخته شود. اين استدلال در واقع جامعه را به دو قسمت مي كند و هر قسمت را به اين دليل كه نيمي از يك كل (جامعه ) هستند، واجد اهميت مي دانند. اين استدلال از دانش رياضيات وام گرفته شده است و تا اين جاي كار اشكالي هم وارد نيست، زيرا مي دانيم كه علوم مختلف به طور حقيقي از هم جدا نيستند و ما به لحاظ نظري آن‌ها را از هم جدا مي كنيم. در بررسي هاي اجتماعي هم از علوم مختلف استفاده مي شود، اما اگر اين استدلال رياضي، ما را از پيچيدگي هاي پديده‌هاي اجتماعي غافل كند، نمي تواند براي تحليل اجتماعي كافي باشد. به نظر مي‌آيد طرح اين مقدمه كه زنان نيمي از جامعه هستند و جامعه را خيلي ساده به دو قسمت ويژه تقسيم كردن چشم ما را بر پيچيدگي روابط اجتماعي مي بندد و به ويژه در سطح افكار عمومي، براي رسيدن به يك تحليل اجتماعي از مساله‌ي زنان مانعي جدي مي‌شود. بررسي جامعه شناختي باعث مي شود كه مساله‌ي زنان را نه به عنوان نيم از يك جامعه، بلكه بعنوان يك كليت و يك جامعه در نظر بگيريم. جامعه‌ي انساني محصول برآيند افراد قشرهاي گوناگون است و تعيين ارزش آن‌ها به صورت جداگانه از جامعه ما را به نتيجه هاي نادرستي مي رساند. پس آن گاه كه درباره ي زنان صحبت مي شود، مخاطب كل جامعه است زيرا با نگاهي اجتماعي به مساله، در واقع درباره‌ي كل جامعه به بحث نشسته‌ايم. طرح مساله زنان و روند اصلاح طلبي و تغيير در ايران: از انقلاب مشروطه به اين سو جامعه ي ايران به طور جدي وارد كارزاري شد  ...       كه از نتيجه هاي آن تغيير ساخت نظام سياسي بود و به دنبال آن در كنار آن ظهور انديشه هاي نوگرا در ايران موجب شد ساخت هاي مختلف جامعه ي ايران مورد نقد واصلاح قرار بگيرد. از جمله ي اين هدف ها كه از انقلاب مشروطه به اين سو كه همواره پي گيري شده اند، عدالت اجتماعي و اقتصادي، حق مشاركت سياسي و اجتماعي، آزادي انديشه و بيان گسترش حوزه ي عمومي و به رسميت شناختن حوزه ي خصوصي و... هستند كه بي وقفه و در مرحله هاي مختلف به وسيله ي قشرهاي گوناگون ايراني دنبال شده اند. زنان به عنوان قشر ستم ديده ي تاريخ نيز داراي خواسته هايي بودند كه به وسيله انجمن ها و نهادهايي به طور جدي از مقطع زماني انقلاب مشروطه پي گيري شده اند. اما در مرحله هاي مختلف حركت هاي اصلاحي در ايران، چه به صورت قانوني و مسالمت آميز و چه به صورت انقلابي، خواسته هاي زنان به عنوان يكي از هدف هاي جدي و اصولي جنبش اصلاح طلبي در نظر گرفته نشدند و امروزه انتقادهايي كه برخي هواداران حقوق زنان به جنبش هاي گذشته در ايران مي كنند جاي تامل بسيار دارد. تناظرو تناسب هدف ها و خواسته هاي اصلاح طلبي در ايران با خواسته هاي زنان اتفاقي نيست ونشان مي دهد كه جنبش هاي اصلاح طلبي در ايران نبايد زنان را به عنوان قشري ستم ديده فراموش كنند و هر حركت اصلاح طلبي، بدون در نظر گرفتن كليت جامعه به مقصود خود نزديك نخواهد شد. براي نمونه در انقلاب 57 بيش تر گروهها و سازمان ها پرداختن به مساله زنان را در مرحله ي بعدي جنبش قابل طرح مي دانستند و شايد به همين دليل برابري جنسي و مساوات اجتماعي زنان و مردان با هزينه هاي بسيار، دوباره مورد توجه همگي قرار گرفت. اما خوشبختانه اكنون بيش تر نيروهاي اجتماعي و سياسي در گير و پي گير اصلاحات در ايران، مساله ي زنان را مورد توجه قرار داده اند كه به بررسي ها و نتيجه هاي خوبي هم منجر شده است.

منابع: دكتر احمد سيف، پيش درآمدي بر استبداد سالاري در ايران، نشر چشمه، چاپ اول 1379، صفحه ي 112 الين ريد، آزادي زنان، برگردان افشنگ مقصودي، نشر عمل آذين1380، صفحه ي 24 - 3 دكتر حسين بشيريه، درآمدي بر جامعه شناسي تجدد، كتاب نقد و نظر، چاپ اول1379، صفحه ي 33 دكتر حسين بشيريه، همان منبع، صفحه ي 34 - 5 تعبير يورگن هابرماس، ازمدافعان مدرنيته در مقابل پست مدرنيسم.

»روي خط دانشگاه:

كه هيچ كس بر در اين خانه نمي كوبد و نمي گويد برخيز بهار آمده است!

خانه خلوت تر از آن است كه مي پنداري!داغ ديرين تر از آن است كه مي پنداري!

اولين جلسه هم انديش دختران شريف  برگزار شد ...و براي اولين بار كنار هم نشستيم و گفتيم از دغدغه هامان! اولين جلسه در حالي برگزار شد كه اميدي به حضور دوستان نداشتيم .... هميشه صداي فريادمان ناباورانه تنها به گوش خودمان مي رسيد اما اين بار صدايمان بلندتر به گوش رسيد از اين هفته به بعد جلسات مطالعات زنان چهارشنبه ها ساعت 13 برگزار مي شود.                               

 

 

*اعلاميه جهاني حقوق بشر

 

ماده 12  زندگاني يا امور خانوادگي يا محل سكونت، يا مراسلات كسي نبايد در معرض دخالت خودسرانه واقع شود. نيز به حيثيت و حسن شهرت هيچ كس نمي‌توان حمله كرد.

هر كس حق دارد در اين گونه دخالت‌ها يا اين گونه تجاوز‌ها، از پشتيباني قانون برخوردار گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حماسه و پاد حماسه

م.الف

 

امروز در كشور مان شاهد حوادثي هستيم كه در تاريخ آيندگانمان مهم شمرده خواهد شد. ولي بلواقع سوالي كه در ذهن بسياري از ما وجود دارد اين است كه ارتباط اين مجموعه حوادث در چيست؟ در يك نگاه از بالا به مجموعه حوادث پس از چهار تير به نظر مي‌رسد كه نظام ما به دنبال يك سياست واحد دست به مجموعه اقدامات خاصي در مسيرهاي مختلف زده است. سياست حماسه آفريني.

رييس جمهور برنامه‌ي ديپلماسي هسته‌اي را كه در زمان خاتمي پيشرفت خوبي داشت دگرگون مي‌كند، پيشنهاد قوي اروپايي ها را نمي پذيرد و حتي در اين اواخر كارUCFرا از سر مي گيرد و به نظر خود در برابر جهاني مي ايستد تا حماسه ي هسته اي بيافريند حتي كارگردانان حاذق برنامه در اين راستا كاتاليزورهايي نيز به كار مي برند رييس جمهور در اظهار نظر عجيبي اسرائيل را از نقشه‌ي جهان بر مي كند تا تمام اذهان جهان را نسبت به ما آلوده كند و پرونده سريعتر راهي شوراي امنيت شود. اما دولت محترم نه تنها در ديپلماسي خارجي كه در برنامه‌هاي اقتصادي خود نيز اين رويه را پيش مي‌گيرد. به نام‌هاي مختلف سه چهارم موجودي صندوق ذخيره‌ي ارزي را خارج مي‌كند و در سفر به استان‌هاي محروم، خليفه بخشي مي‌كند و در اوضاع نابسامان بورس سهام عدالت مي‌دهد، بودجه سال 85 را مصرفي تنظيم مي‌كند تا ملت شهيدپرور يك سال خوشحال شوند. و جالب آن است كه دولت حتي متوجه نيست گاه اين حماسه‌ها روبروي هم مي‌ايستند و در فردايي نه چندان دور كه اين شور به شعور تبديل شود ملت باز هم در صحنه حاضر مي‌شوند، اما ...

برنامه‌هاي نظام در حماسه آفريني به سطوح كلان مربوط نمي‌شود. بلكه سعي در آن است كه در اصناف و قشرهاي كوچكتر جامعه نيز حماسه ايجاد شود و يا حداقل حماسه‌هاي پيشين را زنده كند. حماسه‌هايي كه زير زنگار سو‌ء استفاده‌ها محو و ناپديد شده است و امروز دانشگاه ما مصداق يكي از اين جوامع كوچك است كه سعي مي‌شود تا با آوردن اجساد عده‌اي از شهدا آرمان‌هايشان محو شود و با ايجاد شور‌ شعورها كمرنگ شود، صاحبان اصلي آن‌ها به جرم مخالفت با آن‌ها راهي زندان‌ها شوند و سوءاستفاده كنندگان و كلاشان وارث خون شهدا. اما آنچه حامعه‌ي ما و به طور خاص دانشگاه ما را آزار مي‌دهد، نه اين حماسه‌هاي تصنعي و فصلي است كه زود از يادها مي‌رود و نيازمند صرف هزينه‌هاي زياد است، بلكه قرباني پاد حماسه ايست كه ما آفريده‌ايم، پاد حماسه‌ي در خواب بودن، به وطن نيانديشيدن، اتفاق زشتي كه امروزه در دانشگاه و صنف ما به فال نيك گرفته مي‌شود. تنها درس خواندن، سر را در كتاب‌ها فرو بردن و از جامعه بي اطلاع بودن، در انتظار كابوس زيباي غربت بودن. و اين‌ها نتيجه‌اي جز اين ندارد كه نه تنها دانشجويان در برابر سركوب دراويش و نه در برابر سركوب رانندگان محروم شركت واحد، حتي در برابر تضييع حقوق خودشان، اخراج اساتيد، نظارتي شدن آزمون تحصيلات تكميلي و ... فرياد بر نمي‌آورند. ره‌ آوردي كه هديه‌ي دانشجويان در خواب و ضعيف‌النفس اين كشور است. دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف.

 

 


 

پایه های امنیت اقتصادی

حامد خالدی

 

تصور کنید که یک روز برای نقد کردن چک مسافرتی به بانک می روید و بانک به شما می گوید مبلغ این چکها را به کسی وام داده و او متواری شده است و در نتیجه بانک هیچ تعهدی ندارد! البته چنین اتفاقی در کشورهای دیگر کاملا غیر قابل تصور است. اما در ایران؟

همان طور که می دانید برای هر گونه معامله در اینترنت به کارت اعتباری نیاز است. صدور این  کارت ها  در سراسر دنیا رایگان می باشد و ابتدا خرید می کنید، بعداً پول آن را می پردازید. اما در ایران باید قبلاً پول آن را بپردازید. در نتیجه این کارتها حتماً باید از جایی مطمئن تهیه شود. مثلا بانک ، مخصوصاً یک بانک دولتی مطمئن به نظر می رسد.

بیش از یک سال است که بانک توسعه صادرات از این فرصت استفاده نموده است و (احتمالأ با مجوز بانک مرکزی) کارت خرید اینترنتی قابل شارژ صادر میکند. در ضمن علاوه بر دریافت 29 دلار برای صدور کارت قابل شارژ , برای هر بار شارژ هم مبلغ 7500 تومان می گیرد. نکته جالب این است که این عملیات الکترونیکی حدود دو هفته طول میکشد!!! البته همگی ما با راندمان پایین سیستم عقب افتاده بانک های دولتی آشنا هستیم. ولی این یکی متفاوت است:

در حدود یک هفته مانده به زمان پرداخت برای پذیرش اکثر دانشگاه های دنیا (پنجم بهمن) کارت های این بانک از کار می افتند. بانک توسعه صادرات ادعا می کند که بانک لبنانی طرف قرارداد ،حساب های ایران را مسدود نموده و این بانک ایرانی حتی در قبال مسترد نمودن اصل پول مشتریان نیز هیچ مسئولیتی ندارد! به همین راحتی ! چنانکه اصلا معنی بانک در ایران معلوم نشده است. در تمام دنیا حتی اگر چنین ادعایی اثبات شود و بانک مذکور حتی ورشکسته هم شده باشد، بانک مرکزی مسئول جبران کلیه خسارات ایجاد شده می باشد  و علاوه بر تمام مبالغ دریافتی ، بهره دیرکرد را نیز می پردازد.

برای مالباختگان در  این ماجرا هیچ تفاوتی ندارد که واقعاً لبنان چنینی کاری کرده باشد، یا تمام ماجرا کذب محض بوده و تنها سرپوشی بر یک کلاه برداری چند میلیاردی توسط مسئولان این بانک دولتی می باشد. توجه فرمایید که فقط مبالغ اضافی دریافتی و سود نگاهداشتن اصل پولها ثروتی هنگفت می شود. البته هیچ شکی نیست که شکایت حقوقی از یک سازمان دولتی تنها اتلاف وقت و هزینه است. در حقیقت ، این نوشته حداکثر کاری است که در این زمینه می توان انجام داد ، تا نقش حیاتی اعتبار بانک را به کسانی که ابراز نگرانی از فرار سرمایه می کنند گوشزد کند.

شایان ذکر است دارندگان این کارتها عموما دانشجویانی بوده اند که توانایی سفر به دوبی و خرید کارت از آنجا را نداشته اند. حتی برای بعضی از آنها این پول ، تنها سرمایه و آن هفته ، تنها فرصت بوده است. هم کنون بسیاری از آنها به خاطر گذشتن مهلت پرداخت بیشتر دانشگاهها ، سرنوشت شان عوض شده است. این در حالیست که تقریبا تمام دولتهای دنیا بجز ایران و چند کشور آفریقایی از دانشجویان تبعه خود در کشورهای پیشرفته بطور کاملا جدی حمایت می کنند و برای کمک مالی به آنها موسساتی در دانشگاه های معتبر دنیا تاسیس نموده اند.

در ضمن با وجود این که ایران بزرگترین تبعیدکننده مغزهاست و مهمترین نیاز کنونی کشور ما نیروی متخصص است ، متأسفانه ایران تنها کشوری است که برای کمک به سفر های زیارتی - تور خارجی - بودجه اختصاص می دهد. در پایان ، به کسانیکه با کمکهای دولتی به حج و زیارت می روند یاد آور می شوم که حتی اگر یک ریال از هزینه بنزین هواپیمای آنها از بیت المال داده شده باشد آن حج، باطل و آن زیارت، حرام است.

 

 

                                               نقدي بر «چهارشنبه سوري»

 

 

اميدوارم چهارشنبه سوري را ديده باشيد. اگر هم نديده‌ايد هر چه زودتر به تماشاي آن بنشينيد. قصه‌اي نه چندان تازه، با نگاي نو و شخصيت‌هايي زنده و ملموس در فضايي آشنا. فيلم غير از تصوير آپارتمان طبقه متوسط و اتاق‌هاي به هم ريخته آن خانه  ملتهب و آدم‌هاي داخلش چيزي براي قصه گويي ندارد. نماها و تصاوير محدود آپارتمان موقعيت واحد‌ها نسبت به هم و نقشه‌ هر كدام از آنها درست و قابل باور است. همين تماشاگر را با فضايي آشنا درگير مي‌كند و با كمك روابطي عميق و موثر ما را به دقت در فضايي عادي از زندگي معمولي كه هر روز به سادگي از كنارش مي‌گذريم دعوت مي‌كند و جزييات به خوبي بيان مي‌شوند. تمركز فوق‌العاده روي موضوع و آدم‌هاي كم تعداد و لوكيشن‌هاي محدود و زمان بسته‌اش تاكيد‌هاي پر اهميت روي ظرايف و ريزبيني‌هاي زندگي معمولي و رفتارهاي انسان‌هاي گرفتار در چنين تنشي همه وهمه فيلم را ملموس كرده‌اند. چيزي كه فيلم را متمايز از آثار اخير سينماي ايران مي‌كند نكات فني‌اي است كه فيلم‌ساز به كار گرفته. از فيلمبرداري ديده نشده آن كه با حركات متناوب دوربين را محو مي‌كند تا گيريم عالي كه شخصيت‌هاي آشنا و تكراري سينماي ايران را به گونه‌اي نو و متفاوت نشان مي‌دهد.

اما آنچه مرا برانگيخت تا به ديدن دوباره و سه باره فيلم بنشينم، نگاه بي‌پروا و بي نظير آن به خانواده است. در ايران خانواده اين گونه بيان مي‌شود كه با پشتوانه قوي فرهنگي مامني است براي اعضاي آن در پناه مشكلات اجتماعي. فيلم با نگاهي نقادانه سعي در درهم شكستن اين خيال دارد، اجتماعي كه پويايي خود را از خانواده‌هايش مي‌گيرد، مانند ماشيني آنچنان سخت درگير روزمرگي شده كه پايه‌هاي اساسي و زيرين خود را خرد مي‌كند. اعضاي يك خانواده ديگر در كنار هم و يار و غمخوار هم نيستند. هر كدام به دنبال ره فراري مي‌گردند تا زير چرخ‌هاي جامعه‌ي بيمار له نشوند. اوايل فيلم مرد خانواده پيروز به نظر مي‌رسد و در پايان زن و همين فيلم را به تعادلي مي‌رساند كه اين بازي برنده‌اي ندارد. دختر خدمتكار ساده و بي آلايشي كه در اين خانه اضافي مي‌نمايد نمادي از جواناني است كه آينده سازانند و اين وحشت را با همه‌ وجد احساس مي‌كنند: عشق و سادگي تا چه حد مي‌تواند بقاي خانواده‌اي را در چنين جامعه‌اي تضمين كند. جاي خوشحالي است كه فيلمسازي به خود جرات داده تا اين چنين هنرمندانه در عرصه‌اي به كنكاش بنشيند كه پايه و اساس بقاي هر حكومت است. فيلم با استفاده به جا از نماهاي آتش بازي كه خود گويي در هم ريختگي خانه را به بستر جامعه انتقال مي‌دهد و هر راه فراري به جز خانواده را مي‌بندد و بكار گيري مناسب موسيقي و يادي از آبي "كيرشلوفسكي" پايان مي‌گيرد. فيلمي تلخ و گزنده اما بسيار تاثيرگذار و دوست داشتني كه با به تصوير كشيدن تنهايي و درماندگي اعضاي يك جامعه ما را شگفت‌زده مي‌كند. اميد به اين كه در مجالي ديگر به بررسي دقيق جزييات بنشينيم.

 

 

تجمع اعتراضی در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

 

اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده مديريت دانشگاه تهران در اعتراض به انتصابي بودن رييس دانشگاه تهران و ايجاد محدوديت براي دانشجويان در ساختمان اصلي اين دانشكده تجمع كردند. اين تجمع از ساعت 10 صبح روز شنبه، ششم اسفند ماه و با حضور جمعي از اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشكده مديريت دانشگاه تهران در ساختمان اصلي اين دانشكده برگزار شد. در ابتداي اين تجمع رضا قاضي‌‏نوري، عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده مديريت دانشگاه تهران گفت: امروز شاهديم كه ميراث بازرگان از بين مي‌‏رود. امروز شاهديم كه راي اعضاي انجمن‌‏هاي اسلامي ناديده گرفته مي‌‏شود. امروز شاهديم كه اتفاقي كه در سال 60 براي دانشگاه‌‏ها رخ داد، دوباره تكرار مي‌‏شود و دانشجويان و اساتيد دانشگاه روز به روز محدودتر مي‌‏شوند. وي اظهار داشت: ما هيچ‌‏گاه شاهد نبوديم كه از ورود دانشجويان به دانشگاه به خاطر عدم اعتقاد به دولت جلوگيري شود و اين اتفاقي بود كه اول انقلاب رخ داده بود و امروز دوباره شاهد اين حركت‌‏ها هستيم

 

جمعيت ايران پس از انقلاب دو برابر شده

 شمار زندانيان ده برابر

 

علی ‌اکبر يساقی رئيس سازمان زندانهای ايران طی نشستی خبری در تهران اعلام کرده که پس از انقلاب سال 1979 جمعيت ايران دو برابر شده اما شمار زندانيان در اين کشور به ده برابر رسيده است. به گفته وی در اواخر سال ۱۳۵۸ خورشيدی (اوائل سال 1980 ميلادی) آمار زندانيان موجود در زندانهای کل ايران کمتر از سيزده هزار نفر بوده در حالی که امروز بيش از صد و سی هزار نفر زندانی در زندانهای کشور حضور دارند. آقای يساقی علت افزايش چشمگير شمار زندانيان در ايران پس از انقلاب را "ارزشی" بودن نظام حاکم بر اين کشور و "حساسيتهای ويژه" در ارتباط با مجازات مجرمان دانسته و گفته که قضات ايران به دليل اين حساسيتها گاهی برای هر امر خلافی به صدور حکم مجازات حبس روی آورده اند.

 

يك وكيل اسرائيلي محكوميت احمدي نژاد در آلمان را پي گيري مي كند

 

يک وکيل اسرائيلی می گويد از دولت آلمان خواسته است محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری ايران را به خاطر انکار هولوکاست رسما متهم کند. احمدی نژاد سال گذشته پس از آنکه گفت قتل عام يهوديان (هولوکاست) در جنگ جهانی دوم به دست آلمان نازی "افسانه" است و همچنين خواستار "محو اسرائيل از نقشه جهان شد" مورد انتقاد گسترده قرار گرفت. در جنگ جهانی دوم شش ميليون يهودی در اردوگاه های نازی ها به قتل رسيدند. اروين شهار، وکيل اسرائيلی، می خواهد که دفتر دادستانی فدرال آلمان اين مساله را در دادگاه قانون اساسی مطرح کند به اين اميد که حکم جلب بين المللی آقای احمدی نژاد صادر شود.

طرح هاي فرهنگي موتلفه به اجرا در مي آيد

واگذاري مدارس به مساجد

 

در حالي که بودجه تقاضائي وزارت آموزش و پرورش در مجلس با دست اندازي جدي روبرو شده است، وزير جديد آموزش و پرورش براي جلب نظر جناح راست برنامه هائي که از برنامه آنان را به عنوان طرح هاي آينده خود اعلام داشت و از جمله فاش کرد که علاوه بر بازگرداندن معاون پرورشي به ساختار اداري، به تعليمات ديني بهاي بيش تري مي دهد و مدارس غيرانتفاعي را در اختيار حسينيه ها و مساجد و نهادهاي ديني قرار مي دهد.

 

 

 

 

کشتمش!

نه اشکی چکید

نه خونی جاری شد

نه ناله ای از گلوی بکرش

در آواز آمد.

حتی به رسم شکایت

نیم نگاهی به من نینداخت

تا به آتشم کشد از

نفرتی که در خویش پرورده بودم...

 

***

 

لای لای،

من مادر تمام کودکان مرده ی زمین ام

لای لای،

گهواره های بی حجم سکوت

در بیداری ابدی شان

مادران یک روزه ی زمین را

به تمسخر می گیرند.

 

***

 

چهره اش را برگرداند

زانوهایش را بغل زد

و در بزرگواری بی نظیرش

به انتظار نشست...

 

***

 

 دنیا در سکوت رشد می کند،

کودکان بی نام اما

در تکاپوی زاده شدن

معلق مانده اند...

برگرفته از: http://tara-a.blogfa.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای سردبیری  |