تبليغاتX
خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه واحد سیاسی-اجتماعی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

 

 

 

 

زهرمار هسته ای

احمد شيرزاد

 

"توضيح:پس از حدود چهل روز تعطيلي خبرنامه به علت انتحانات و تعطيلي هاي بين دو ترم، آن هم با توجه به حجم بالاي رويداد هايي كه در اين مدت رخ دادند و هر يك به مانند بمبي خبري جهان را تكان دادند، نوشتن سرمقاله اي مناسب بسيار دشوار بود. ناگفته ها به قدري بود كه ديگر قادر به گفتنش نبوديم. پس از چندين روز بحث و جدل بر سر انتخاب موضوع و محتواي سرمقاله، سرانجام با مشاهده ي مقاله اي در سايت اختصاصي "احمد شيرزاد" تصميم گرفتيم تا آن را به عنوان سرمقاله به چاپ برسانيم. هرچند حجم مقاله مناسبتي براي اين جايگاه ندارد، اما خواندن آن را به تمامي دوستان توصيه مي كنيم."

 

مدتی است تبليغات صدا و سيما درباره دستاوردهای باصطلاح تحقيقاتی ايران در فيزيك هسته ای شدت گرفته و وضعيت چندش آوری پيدا كرده است.

گاه با خودم می گويم ای كاش اين چهار كلمه درس فيزيك را بلد نبودم، كاش هيچوقت به مجلس پا نگذاشته بودم تا به عنوان رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات يك حداقل اطلاعاتی از وضعيت تحقيقاتی كشور داشته باشم، كاش همين مختصر آشنايی را با محققان كشور نداشتم كه بدانم علم واقعی در ايران در چه سطحی است و در كجا و چگونه رشد می يابد، كاش من هم می توانستم مثل برخی مردم عادی و ايضا برخی سياستمداران از ديدن چهار تا وسيله آزمايشی و ظواهر يك آزمايشگاه تحقيقاتی حيرت زده شوم، و كاش بعضی چيزهای ديگر حالی ام نمی شد تا برخی گزارش های بی پرو پايه صدا و سيما كه ترجيع بند برنامه های اين روزهايش شده تا اين حد آزارم نمی داد.

اين روزها هم پيچ راديو و تلويزيون را كه باز می كني هر طرف كه می چرخانی خبر، گزارش، مصاحبه، تفسير و برنامه است در منقبت فيزيك هسته ای، انرژی هسته ای، فناوری هسته ای، برق هسته ای، كوفت و زهرمار هسته ای و ... . مثل اينكه در آسمان باز شده و تمام علوم و معارف انسانی خلاصه شده در فيزيك هسته ای و آن هم يك مرتبه و يك جا نازل شده است بر مغز "دانشمندان جوان هسته اي" ايران كه تاكنون يك نفر هم نام يكی از آنها را نشنيده است تا بداند اين كدام نوابغ فوق بشری اند كه اينشتين را در يك جيب شان می گذارند و بوعلی سينا را در جيب ديگرشان!

جالب است كه آنقدر گفته اند فيزيك هسته ای، كه مردم به خيالشان كه تمام فيزيك يعنی فيزيك هسته ای، و بقيه علوم هم به درد كشك سابيدن می خورند. و آنقدر گفته اند "دانشمندان جوان هسته اي" كه افكار عمومی قاعدتاً بايد تصور كنند تمام رازهای علمی هسته ها همين اخيراً توسط دانشمندان گمنامی كه هيچ يك از محققان ايران و جهان اسمشان را نشنيده اند در مراكز علمی كه هنوز كسی نامی بر آنها ننهاده است كشف شده اند و ارزش اين كشف ها آنچنان زياد است كه نسل های بعد آنها را درك خواهند كرد! و از طرف ديگر اين كشف ها آنقدر اهميت دارند كه اصلاً نمی شود آنها را منتشر كرد، چون ممكن است باعث شود "اين غربی های دزد" از اين طريق با رازهای هسته ها آشنا شوند! و ضمناً به دليل غرض ورزی ها و حسادتهای محافل علمی غربی ها اين كشفيات شگفت انگيز مورد انكار واقع خواهند شد(!) بنابراين چه بهتر كه اين رازها سر به مهر بمانند تا روزگاری كه آيندگان چشم به تحسين نوابغ گمنام هسته ای امروز ايران بگشايند.

از سوی ديگر ناگهان بر ملا شده است كه با فناوری هسته ای می توان از شير مرغ تا جان آدميزاد همه چيز را توليد كرد به قيمت مفت و با بهترين كيفيت! با دو گوش خودم شنيدم كه تلويزيون با يك بنده خدايی در خيابان مصاحبه می كرد و از او می خواست در توصيف مزايای انرژی هسته ای صحبت كند و آن بنده خدا هم كه يك چيزهايی شنيده بود (يا همان چند دقيقه ياد گرفته بود!) می گفت: "ببينيد منبع فعلی انرژی ما چيست؟ خوب نفت. می دانيم كه اين نفت يك روزی تمام می شود. اما (بقول معروف آما)، انرژی هسته ای هيچ وقت تمام نمی شود. هميشه هست"!

معلوم می شود سه قرن پيش اصل پايستگی انرژی اشتباهاً توسط جيمز وات و ديگران پايه گذاری شد. گويا تمام آزمايش هايی كه در اين سيصد سال مردم انجام دادند و در آنها هر شكلی از انرژی كه در پديده ها ظاهر شده به قيمت از ميان رفتن يا كاسته شدن از شكل ديگری از انرژی بوده است، اشتباه بوده و گزارشگران صدا و سيما قادرند دنيای جديد فيزيكی درست كنند كه در آن نوعی انرژی به نام انرژی هسته ای همين طور خود به خود و بدون مصرف شدن منابع توليد آن، می جوشد و بيرون می آيد، جل الخالق، عجب كلاهی اين فيزيكدانان غربی سر ما گذاشتند كه گفتند انرژی بقا دارد و فقط از نوعی به نوع ديگر تبديل می شود!

معلوم شد چند هزار معلم فيزيك هر سال دارند اشتباهی به بچه های مردم فيزيك درس می دهند وقرار است صدا و سيما يك فيزيك جديدی كه حاصل تراوشات نابغه های ناشناس است را به جامعه ايران آموزش دهد كه به دليل ضرورت حفظ اين مغزهای پر ارزش حرفشان را مخاطبين كوچه و بازار در پاسخ به گزارش گران صدا وسيما به اطلاع مردم می رسانند.

آنقدر گفتند "دانشمندان جوان" كه بعضی ها ديدند خوب بازار گرمی است، بهتر است تا تنور داغ است بچسبانند. چند هفته پيش خبر دختر خانم نابغه ای كه از شيراز ظهور كرد حرص فيزيك دان ها را در آورده بود. چند تا از دانشجوبان دكترا و دوستان تازه فارغ التحصيل را ديدم كه از ناراحتی خون خونشان را می خورد كه چرا صدا و سيما اين طور علم را به مسخره گرفته است. در برخی از روزنامه هايی كه امكان داشت، مقالاتی نوشتند و نسبت به اين نوع سرسری گرفتن برخورد رسانه رسمی كشور با اخبار علمی هشدار دادند. همه مانده بودند متعجب كه چطور يك دختر خانم زرنگ با درست كردن يك فايل قلابی از خبر يك روزنامه خارجی، که البته وجود خارجی ندارد، با همكاری يك خبرنگار شيرازی اين طور جامعه علمی كشور را به مسخره می گيرد و آب از آب تكان نمی خورد. برخی مسئولان انجمن فيزيك هم مصاحبه كردند، توضيح دادند، از صدا و سيما درخواست كردند مسئولانه تر برخورد كند و خبر بی پر و پايه خود را كه در چندين بخش متنوع با آب و تاب منعكس كرده بود تكذيب كند، اما دريغ از اين كار. اگر از سنگ صدايی درآمد صدا و سيما هم حاضر شد دسته گلی را كه به آب داده بود تصحيح كند.

البته به زعم اين حقير اين پديده طبيعی است. در اين روزها بعيد ندانيد كه از يمين و يسار مملكت دانشمند ظهور كند. علتش روشن است. مسئولان كشور يكريز دم از دانشمندان معجزه گر و نابغه ايرانی می زنند اما كسی را معرفی نمی كنند، چون هر كه را بگويند جامعه علمی كشور خوشبختانه در قد و قواره ای است كه می تواند او را ارزيابی كند. به همين دليل وقتی افكار در به در حساس اند كه اين نوابغ برجسته ايرانی، چه كسانی هستند، آنوقت بعيد نيست كه دو تا آدم زرنگ سر برآورند و به تشنگی افكار عمومی پاسخ دهند كه آری اين منم كاووس عليين شده!

خوشمزه است برايتان تعريف كنم كه در همين راستا چند شب پيش يكی از دوستان (با استناد روشن) نقل می كرد كه يكی از استانداران دولت فخيمه در جلسه رؤسای دانشگاههای استان مربوطه سخنان مبسوطی ارائه فرموده اند كه آری علم و دانش چقدر نيكوست و جوانهای ما چه كرده اند در اين عرصه و... خلاصه جناب ايشان مبهوت سخنان خودشان بوده اند كه از دهانشان در رفته است كه: "بله من شنيده ام دختر خانم نابغه ای هستند در كرج كه در خانه خودشان اورانيوم غنی می كنند. آشنايان شان او را به آقای رئيس جمهور معرفی كرده اند و ايشان هم گفته اند برود پيش آقای آقازاده راجع به روش غنی سازی اش توضيح بدهد." خوانندگان عزيز اهل فيزيك اگر اعصابش را ندارند اين حرفها را نخوانند. اما به هر حال اينها واقعيت است. آن آقای استاندار كه يك قدم با هيأت دولت فاصله دارند بالاخره چنين چيزهايی باورشان هست كه آنها را نقل می كنند، آن هم با شهامت قابل توجهی در جمع دانشگاهيان استان. دنباله خبر معلوم نيست چی شده. البته اگر اين نابغه غنی سازی موفق شود آقای آقازاده را سر كار بگذارد بايد به جهت ديگری به او مدال داد!

يك زمانی در جايی جلوی يكی از خبرنگاران صدا و سيما را گرفتم و به هر شكلی بود از او خواستم به من بگويد علت آن همه خبرسازی ها و گزارش های تخريبی عليه نمايندگان مجلس ششم و ساير اصلاح طلبان، از طريق ساخته و پرداخته كردن سوژه هايی كه به عقل جن هم نمی رسد، چيست. يواشی در گوشم گفت: جايزه می دهند. ظاهراً علتی هم جز آن نمی توانست داشته باشد. يك دفعه می ديدی فضايی شده كه برخی از خبرنگارها، فيلمبردارها و گزارشگران كه چندان هم به تيپ و تبار راستی ها نمی خوردند در به در دنبال سوژه می گردند تا بگذارند توی كاسه و كوزه يك نماينده، يك وزير يا يك مدير اصلاح طلب. به اين ترتيب سيلابی از اخبار و گزارش های جهت دار به راه می افتاد، كه اگر بر فرض طرف مقابل سمج می شد و بطلان برخی از آنها به اثبات می رسيد، و يا حداكثر دولت يك اعتراضی می كرد، خوب دوتاش را هم تكذيب می كردند، آن هم در يك شكل حق به جانب و به صورتی كه از نكردنش بدتر بود. اما در هر حال آن سيلاب گزارش ها تأثير تخريبی خودش را می گذاشت.

حالا هم فصل، فصل غنی سازی است. فصل گفتن و شنيدن و خبر ساختن از معجزات فناوری هسته ای و كشفيات باور ناكردنی نوابغ ايرانی در اين زمينه. درهمين زمينه به تازگی خانم عشرت شايق نماينده تبريز هم فرموده اند: "دولتمردان امریکا می‌خواهند که خود از نبوغ ایرانی‌ها در دستگاههای علمی کشور خود استفاده کنند و به نام خود ثبت نمایند و از این بابت نیز عصبانی هستند". وقتی کار به "نابغه يابی" برسد آنوقت خانم عشرت شايق هم نابغه پيدا می کنند. در جامعه ما هم وقتی چيزی فصل اش بشود مثل آنفلوآنزای مرغی يك دفعه همه جا شايع می شود. يك دفعه در كشور همه خواب امام زمان را می بينند، يك دفعه پشت سر هم اتفاقات معجزه گونه مشابه هم به وقوع می پيوندد. همزمان با ظهور هاله نورانی بر فراز سر مقامات كشور در حرم امام رضا هم رفتار خارق العاده از يك جانور گزارش می شود. وقتی يك چيزی فضا و جوش بگيرد، پشت سر هم تكرار می شود. چند سال پيش در يك مدتی هر چند هفته يك بار مرد علمی سال يا چهره برجسته علمی قرن از ايران معرفی می شد. حالا هم زمان بازگويی معجزات فناوری هسته ای است.

چند هفته پيش خانمی از آشنايان دور كه در صدا و سيما برنامه سازی می كند با من تماس گرفته بود كه "می خواهم يك سری برنامه درباره فناوری هسته ای در ايران تهيه كنم، شما بيا به عنوان محقق با من همكاری كن". به طور مؤدبانه ای هم رساند كه دستمزدش بد نيست. به او گفتم هم من اين در و دكان ها را قبول ندارم، هم رؤسای شما اگر بدانند من در تهيه برنامه ای همكاری دارم اجازه پخش نمی دهند و هم احتياجی به اين پولها ندارم. از من خواست كسان ديگری را معرفی كنم كه گفتم برو سراغ روابط عمومی انرژی اتمی شايد آنها كسانی را معرفی كنند. بعد از چند هفته دوباره زنگ زد و اين بار گفت: قصد دارم برنامه هايی در مورد موضوعی ديگر تهيه كنم كه بخشهايی از آن هم با انرژی هسته ای مربوط است. نكته جالب اش اينجا بود كه يك جوری از حرفهايش فهميدم می خواهد برنامه را به گونه ای به مسايل هسته ای ربط دهد تا از اين طريق بهتر بتواند بودجه بگيرد.

آری، از ظواهر چنين بر می آيد كه ولوله ای در بين برنامه سازان صدا و سيما افتاده تا هر چه بيشتر در مورد دستاوردهای اعجاب آور تحقيقات هسته ای، ضرورت انجام تحقيقات هسته ای، نقش فناوری هسته ای در يك زندگی بهتر، لزوم بهره مندی از فناوری هسته ای در همه زوايای زندگی و امثال اين امور برنامه بسازند. شواهد نشان می دهد كه در اين راستا درآمد بيشتری قابل حصول است. البته نگران نباشيد، چون در كشور ما فصل ها زود به زود عوض می شند، قبل از آن كه كفگير برنامه سازها كاملاً به ته ديگ بخورد، يك چيز ديگری موضوع روز خواهد شد.

اما بگذاريد آخرين حكايت را هم در اين باب بگويم. يكی از شبهای اول همين بهمن ماه جاری بود كه با دو گوش خودم گزارشی را در حاشيه اخبار سيما شنيدم كه داشتم از تعجب شاخ در می آوردم. گزارش مربوط بود به قطارهای فوق سريع برقی كه در برخی كشورها مورد استفاده قرار گرفته است. گوينده انتقاد می كرد كه چرا اين طرح در ايران كند جلو رفته است. در مورد سرعت اين قطارها كه به حدود 300 كيلومتر بر ساعت است توضيح می داد و مطالبی از اين قبيل. خوب تا اينجای كار گزارش خوبی بود و من هم كه می دانستم اولين خط اين نوع قطارها قرار است در مسير تهران- اصفهان باشد با علاقه مندی گوش می دادم. يك دفعه ديدم خانم گوينده زد به صحرای كربلا و در مورد انرژی مصرفی قطارها شروع به صحبت كرد. تا ته خط را خواندم و به دقت گوش دادم. داشت می گفت قطارهای ديزلی خيلی مصرف انرژی دارند و حساب می كرد مجموع سوخت فطارهای ديزلی كشور پس از ده سال می شود چند ميليارد دلار. سپس نتيجه می گرفت كه اگر ما به جای لوكوموتيوهای ديزلی از قطارهای برقی استفاده كنيم و برای برق مصرفی آنها نيز از "برق ارزان قيمت هسته اي" استفاده كنيم اين مبلغ را صرفه جويی خواهيم كرد.

داشت كله ام دود می كشيد. يك جوری با مردم حرف می زنند مثل اينكه برق هسته ای يعنی برق مفت. گويا تمام اين سرمايه گذاری هايی كه تاكنون در نيروگاه بوشهر و بخش های وابسته انجام شده از خزانه غيب يا از جيب ملائكه صورت گرفته است. همين امسال اگر كتاب بودجه 85 را ورق بزنيد حدود 195 ميليارد تومان بابت بدهی های قبلی سازمان انرژی اتمی در طرح نيروگاه بوشهر منظور شده است. نيروگاهی كه سه دهه است روی زمين مانده و پول خرجش می شود. بعد هم يك طوری صحبت می كنند كه گويی اگر ما به چرخه سوخت دست پيدا كرديم قادر خواهيم بود بدون صرف هيچگونه هزينه ای سوخت نيروگاه هسته ای توليد كنيم. اينها همه در حالی است كه هر مهندس تازه از كار در آمده ای هم می داند كه انرژی الكتريكی در عين آنكه تميز و سهل المصرف است از همه گرانتر و پرهزينه تر است و در بين روشهای مختلف توليد انرژی الكتريكی هم محاسبات پيچيده ای لازم است تا با توجه به شرايط هر كشوری معلوم شود هزينه كدام روش كمتر است.

 

ولی خوب، حرف كه ماليات ندارد به خصوص اگر از طرف صدا و سيما باشد. همين طور روی هوا می گويند "برق ارزان قيمت هسته اي". حالا كی توليد كرده، كی فروخته، كی خريده، اينها مشكل گزارشگر نيست. مهم اين است كه در حال حاضر اين حرف هاست كه در عرصه برنامه سازی خريدار دارد. كسی هم نگران صحت و سقم علمی يا فنی آنها نيست. مگر اين همه آدمهای گنده مملكت روی هوا آمار و ارقام بی حساب و كتاب اعلام می كنند آسمان به زمين می آيد؟ حالا يك بار هم بگذار گزارشگران صدا و سيما حرفهای هوايی بزنند. گيرم چهار تا مهندس و كارشناس هم فردای آن روز اين خبر را برای يکديگر نقل كردند و با هم به آن خنديدند، مهم نيست. كی خنده آنها را می شنود؟ مهم آن است كه ميليونها نفر خبر صدا و سيما را می شنوند. پس حالا كه چنين است هر چه باداباد. تا اطلاع ثانوی سوار بر ارابه صدا و سيما می رانيم. به پيش!

 

 

 

 

 

محدود کردن اشتغال زنان به بهانه اعطاي تسهيلات ارفاقي!

مريم حسين‌خواه

 

  

 

بعد از بخشنامه وزارت ارشاد مبني بر ترخيص زنان كارمند قبل از ساعت 18، حالا نوبت شوراي فرهنگي_ اجتماعي زنان است تا پيشنهاد «تقليل ساعت كار روزانه زنان كارمند»، «حذف ساعت كاري شبانه و اضافه كاري اجباري بانوان» و «تقليل سنوات خدمت بانوان» را ارائه كند.

پيشنهادي كه در پي بررسي كارشناسي اعضاي شوراي فرهنگي ــ اجتماعي پيرامون «ارزيابي مشكلات مادي و معنوي ناشي از عدم حضور زنان در خانه» و «ضرورت حل مشكل فقر توسط دولت به منظور كاهش اشتغال ناخواسته زنان» ارائه شده و به گفته اعضاي اين شورا مبناي آن امتياز دادن و اعطاي تسهيلات به زنان شاغل براي ايفاي مسؤوليت‌هاي مادري و توجه به تربيت نسل آينده و مديريت خانه است.

اين طرح و طرح‌هايي همچون آن اگرچه با عنوان مراعات حال زنان و امتياز دادن به آنان تدوين مي‌شود، اما ديدگاهي كه منجر به ارائه آن شده، بر اين باور مبتني است كه زنان قبل از هرچيز مسئوليت اداره امور داخلي خانه و تربيت فرزندان را بر عهده دارند و اگر هم در كنار آن تمايل به اشتغال خارج از منزل دارند، بايد به گونه‌اي باشد كه با كم كردن از ساعت كار، حذف شيفت‌هاي شبانه و كاستن از سال‌هاي خدمت، صدمه‌اي به خانواده و فرزندان وارد نشود. در اين ديدگاه اشتغال زنان نه براي استفاده از توانايي‌ها و كارآمدي‌ آنها در اداره امور جامعه كه بيشتر به عنوان يك فعاليت مكمل وظيفه اصلي زنان، انگاشته مي‌شود. تا آنجا كه «جلال يحيي‌‏زاده»، نماينده تفت و ميبد اين بخشنامه را ارفاقي براي خانم‌هاي شاغل مي‌داند كه كه طبق رسوم سنتي و ديني علاوه بر مشاغل و مسووليت‌هاي دولتي در جامعه، مسووليت زندگي و خانواده را نيز برعهده دارند(2) و «غلامرضا ميرزايي»، عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم، مي‌گويد:«با توجه به شيوع پديده طلاق به خاطر مخالفت‌‏ همسران با عدم حضور فعال زنان در خانواده، ترخيص زنان كارمند قبل از ساعت 18 در ادارات مي‌‏تواند از جنبه‌‏هاي مختلف به نفع بهبود شرايط خانواده باشد.»(3)

نماينده بروجن البته به اين موضوع هم اشاره مي‌كند كه اين موضوع ممكن است موجب اخلال در كار اداري شود، اما از آنجا كه اولين وظيفه زنان را خانه داري مي‌داند، تاكيد مي‌كند: «با توجه به اهميت موضوع خانواده و تحكيم اين واحد ارزشمند در شرع و فرهنگ، طرح اين مبحث و بررسي آن به صورت دقيق كاملا پراهميت است.»

طرح‌هايي همچون بازنشستگي زود هنگام زنان و اعطاي مرخصي استعلاجي به زنان شاغل براي بيماري همسر يا فرزند كه به گفته «فاطمه آليا» به زودي در كميسيون فرهنگي مجلس ارائه خواهد شد، نيز نمونه‌اي ديگر از اين ديدگاه است. آليا «نقش هاي مادري، همسري و خانوادگي زنان» را ضرورت اصلي اين طرح عنوان مي‌كند و مي‌گويد: «زنان متاهل درصورت بيماري همسر يا فرزندان بالاجبار از مرخصي هاي استحقاقي خود استفاده مي‌كنند كه دولت بهتر است با ارائه لايحه‌اي كه بار مالي آن نيز ديده شود به اين موضوع رسيدگي كند.»

ارائه كنندگان اين طرح تنها مشكل زنان براي مراقبت از فرزندان و همسر بيمارشان را كسر حقوق مي‌د‌انند و از ياد مي‌برند كه زنان شاغل نيز مسئوليت‌هايي در محيط كار بر عهده دارند و اگر قرار باشد براي بيماري هر يك از اعضاي خانواده به مرخصي بروند، به مرور زمان ثبات شغلي خود را از دست داده و يا لااقل درپست‌هاي كليدي به كار گرفته نمي‌شوند و مديران هم بهانه‌هاي بيشتري براي استخدام نكردن زنان و نگماردن آنها در رده‌هاي مديريتي خواهند داشت.

اين طرز فكر كه به بهانه مراعات حقوق زنان، با تصويب قوانين و دستورالعمل‌هاي محدود كننده آنها را از حوزه عمومي دور مي‌كند، مختص به ايران نيست و در كشورهاي منطقه نيز هر از گاهي چنين اخباري به چشم مي‌خورد كه آخرين آن بخش‌نامه وزارت كار عربستان به موسسات بخش خصوصي براي ممنوعيت كار زنان در شيفت شب بود، كه البته به عقيده خبرگزاري فارس، اين قوانين در عربستان نيز به منظور حمايت از حقوق زنان اجرا مي‌شود.

اين‌گونه بخشنامه‌ها و پيشنهادات در شرايطي صادر مي‌شود كه بر اساس گزارش توسعه انساني سازمان ملل، تنها 30 درصد از زنان ايراني در فعاليت‌هاي اقتصادي مشاركت دارند و ايران از اين نظر در ميان 165 كشور جهان در رتبه 155 جاي گرفته است .

بنا بر همين گزارش ايران در در زمينه شاخص توسعه جنسيتى نيز در ميان ۱۴۰ كشور جهان، پس از كشورهايي همچون بحرين47, كويت 39، تركيه 70و عربستان 65، مرتبه هفتاد و هشتم را به خود اختصاص داده است.

سازمان ملل مهمترين چالش توانمندسازى زنان براى افزايش شاخص توسعه جنسيتى را موضوع اشتغال و افزايش مشاركت اقتصادى زنان مي داند و همسان سازى دستمزد مردان و زنان را يكي از معيارهاي تعيين اين شاخص عنوان مي‌كند.

اين در حالي است كه تفاوت درآمد مردان و زنان ايراني در فعاليت‌هاى اقتصادى، همچنان داراى فاصله عميقى است و با وضع اين‌گونه مقررات محدود كننده اشتغال زنان، افق روشني پيش رو نخواهيم داشت.

 

(1) خبرگزاري ايسنا 1/08/1384

(2) و (3) خبرگزاري ايلنا 19/07/1384

(4) خبرگزاري فارس 27/07/1384

 

 

 

 

 

* اعلاميه جهاني حقوق بشر

 

ماده 30

هيچ يك از مواد اعلاميه حاضر (اعلاميه حقوق بشر) را نمي توان به نحوي تفسير كرد كه براي دولتي يا گروهي يا فردي متضمن حقي شود كه بنابر آن، بتواند به فعاليتي دست زند يا كاري انجام دهد كه هدف آن از بين بردن حقي از حقوق و آزادي هاي مذكور در اين اعلاميه باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نامه رئيس انجمن كليميان تهران به رئيس جمهور

در ارتباط با «هولوكاست»  كشتار يهوديان بدست نازي هاي هيتلري

 

حضور محترم جناب آقاي دكتر محمود احمدي‏نژاد رئيس ‏جمهور منتخب ملت ايران

با سلام و عرض ارادت خالصانه،

آن چه ما را بر آن داشته با همه مشغله و گرفتاري‏هاي شما در حل مشكلات پيش روي ملت ايران، مصدع اوقات حضرتعالي شويم، مطلبي است كه هفته‏ها است افكار مردم جهان و ملت ايران و از جمله جامعه كليميان را به خود مشغول داشته است.

برنامه‏سازي‏ها و تأكيدات روزانه صدا و سيماي جمهوري اسلامي و بعضي ديگر از رسانه‏هاي گروهي بر افسانه بودن كشتار يهوديان به دست رژيم نازي‏هاي هيتلري «هولوكاست» و به چالش كشيدن يكي از بديهي‏ترين و غم‏انگيزترين حوادث بشري در قرن بيستم، موجب بُهت و حيرت جهانيان و دلهره و ترس جامعه كوچك يهودي ايران شده است.

چگونه ممكن است فاجعه جنگ جهاني دوم و وقايع و اثرات آن را كه موجب نابودي حدود پنجاه ميليون انسان در نقاط مختلف جهان شده و ميهن ما بيش از ساير نقاط جهان از آثار و عواقب آن لطمه ديده است را از پشت شيشه كدر تعصب‏هاي روزمره سياسي، عمدتاً ناشي از فرهنگ سكولار غربي بررسي نموده و جنايات فاشيست‏هاي هيتلري را توجيه‏پذير جلوه داد.

چگونه ممكن است اصل اعلام شده در اساسنامه حزب و ارتش نازي‏ها را مبني بر پاك‏سازي اروپا از وجود يهوديان را به چالش و ترديد كشيد و تئوري نژادپرستانه فاشيست‏ها را فراموش كرد، مگر نمي‏توان كتاب «نبرد من» نوشته آدولف هيتلر و يا نطق‏هاي موجود «گوبلز» و «هيملر» را يك بار ديگر خواند ...؟

چگونه ممكن است اين همه شواهد زنده و انكارناپذير در كشتار و نفي بلد يهوديان در اروپا و جنگ دوم جهاني را ناديده گرفت و سخنان چند نفر را با مواضع كاملاً غيرديني ملاك قضاوت قرار داد ...؟ و حتي بر آن مطالبي غيرواقع افزود و نتايج دلخواه...! را به گوش شنوندگان و خوانندگان ساده‏دل رساند.

آقاي رئيس جمهور

ترديد نيست كه جنگ دوم جهاني موجب نابودي پنجاه ميليون نفر از مردم جهان شده، اين كه شش ميليون و يا يك ميليون از اين پنجاه ميليون نفر يهودي بوده‏اند چه اهميتي دارد...؟ آيا به نظر شما نفي كشتار يهوديان ما را به نديده گرفتن حق و خون پنجاه ميليون انسان نزديك نمي‏كند و ارزش‏هاي انقلاب اسلامي و رهنمودهاي امام راحل و نظام فكري ديرپا و ارزشمند ايرانيان، فداي احساساتي زودگذر و به شدت سياسي نمي‏شود...؟

آقاي رئيس جمهور

«هولوكاست» نه تنها افسانه نيست بلكه چون زخمي چركين بر پيشاني تمدن غرب همچنان باقي است، نگران باشيد كه سردمداران نئونازي در اروپا كه امروز خانه‏هاي سياه‏پوستان را به آتش مي‏كشند و محله‏هاي مسلمان‏نشين را غارت مي‏كنند فردا دامي وحشتناك چون «هولوكاست» را براي مسلمانان نگسترده باشند.

جناب آقاي دكتر احمدي ‏نژاد

«هولوكاست» افسانه نيست همانطور كه نسل‏كشي صدام در حلبچه افسانه نيست، همانطور كه كشتار مردم فلسطين و لبنان در صبرا و شتيلا به وسيله آدمكشان شارون افسانه نيست و قتل‏عام مسلمانان در بالكان و آن چه امروز در افغانستان و عراق و سودان مي‏گذرد افسانه نيست.

جناب آقاي رئيس ‏جمهور

ترديدهاي فراوان وجود دارد كه در جريان «هولوكاست»چند نفر از يهوديان بي‏گناه جان باخته‏اند...؟ ولي اين ترديدها فقط در تعداد است و نه در اصل واقعه «هولوكاست».

ديگر اين كه صحيح است كه صهيونيست‏ها از «هولوكاست» استفاده ابزاري نموده و مظلوم‏نمايي كرده و مي‏كنند و در اين كه در مراحلي افراطي‏ترين باندهاي صهيونيستي در همدستي با فاشيزم‏هاي هيتلري به «هولوكاست» دامن زده‏اند اسنادي وجود دارد.

ولي كشتار يهوديان، كولي‏ها، لهستاني‏ها، اسلاوهاي مسيحي و مسلمان به وسيله ارتش نازي‏ها و حتي به وسيله ارتش سرخ جاي كوچك‏ترين ترديدي ندارد.

ما از مظلوميت و خون همه كشته‏شدگان جنگ دوم جهاني دفاع مي‏كنيم كه كشتار سازمان يافته يهوديان در اروپا «هولوكاست» جزيي كوچك از آن است.

جناب آقاي رئيس جمهور

ما نگران آنيـم كه ارزش‏هاي انقلاب شكوهمند اسلامـي ملت ايران در برابر احساسات نژادپرستانه و يا ميهن‏پرستانه كاذب به سبك رضاخاني ...! در توجيه كشتار يهوديان اروپا به دست فاشيست‏ها كمرنگ شود و دفاع از حقوق مستضعفان و استقلال و آزادي كه شعار دشمن‏شكن امام راحل بوده است به يك معارضه ناحق بي‏حاصل مذهبي و نژادي مبدل گردد.

مگر مي‏توان يك بحث كارشناسانه تحقيقاتي در مورد مسائل اجتماعي را يك سويه و بدون شنيدن نظرات مقابل مورد بررسي و استناد قرار داد و نتيجه آن را قبلاً اعلام نمود و آن را به گوش همگان رساند...؟

واقعاً حيف است كه فضاي روحاني جلسات جوانان صديق و شرافتمند حزب‏الهي به ميدان گفتگويي تبديل شود كه بخواهيم در آن ثابت كنيم تعداد قربانيان «هولوكاست» شش ميليون نفر بوده‏ يا به قولي ديگر يك ميليون نفر و ذهن جوانان را به بخشي از ميراث بي‏ارزش تمدن غرب يعني خشونت‏هاي نژادي و مذهبي آلوده سازيم.

آقاي رئيس‏جمهور تشكيل سمينارهاي متعدد در نفي وجود «هولوكاست» با اعلام نتايج قبلي آن هيچ دست‏آوردي براي ملت ايران و يا مسلمانان جهان و مردم فلسطين نخواهد داشت و فقط عقده‏هاي نژادپرستان را تسكين مي‏دهد.

اين نامه را از سر صدق و صفا و دردمندانه براي شما نوشتم، شايد شما خود بتوانيد به هجوم بي‏سابقه تبليغاتي در رسانه‏هاي عمومي درباره نفي «هولوكاست» پايان دهيد و به گوش جهانيان برسانيد كه تمدن ايراني اسلامي هرگز پذيراي افكار نژادپرستانه و نسل‏كشي به هر دست‏آويز و بهانه‏اي نبوده است.

با آرزوي سلامت و سعادت و سربلندي براي رهبر معظم انقلاب، حضرتعالي و ملت شريف ايران.

با تقديم احترام - ارادتمند

هارون يشايايي

رئيس انجمن كليميان تهران

6 بهمن 84

 

 

 

 

 

بر اثر تصادف و پس از ملاقات در زندان

برادر آرش سيگارچي درگذشت

 

برادر آرش سيگارچي، وبلاگ نويس زنداني، روز گذشته و پس از ملاقات با برادرش، هنگام بازگشت به تهران بر اثر سانحه اي در جاده رشت به تهران جان باخت.

آرش سيگارچي، وبلاگ نويس زنداني، در سال 83 بازداشت شد. دادگاه بدوي سيگارچي را به 14 سال زندان محکوم کرد.

يک سال پيش و در جريان بازداشت گسترده وبلاگ نويسان، تعدادي از وبلاگ نويسان پس از آزادي ادعا کرده بودند که سعيد مرتضوي دادستان تهران و بازجويان پرونده، وبلاگ نويسان را تهديد کرده بودند که در صورت عمل نکردن به دستورات مورد نظر ممکن است خود آنها يا برخي از اعضاي خانواده شان در سوانحي مانند تصادف جانشان را از دست بدهند.

 

 

کنفدراسیون جهانی سندیکاهای آزاد کارگری

۱۵ فوریه روز جهانی حمایت از کارگران زندانی شرکت واحد اتوبوسرانی

 

اتحادیه های جهانی در حمایت از كارگران ایران و آزادی زندانیان شركت واحد، روز چهارشنبه 15 فوریه را روز جهانی حمایت از كارگران ایران نامگذاری كردند و قصد برگزاری تظاهرات گسترده ای در مقابله سفارتخانه های ایران در كشورهای مختلف جهان را دارند. هبا ال شازلی رئیس بخش خاورمیانه و آفریقای شمالی كانون همبستگی در آمریكا، در مصاحبه با رادیو فردا، بر اهمیت حمایت بین المللی از جنبش كارگران ایران و به ویژه كارگران شركت واحد اتوبوسرانی تاكید می كند و می گوید: «جای بسی تاسف است که اطلاع رسانی در این زمینه در ایران ممنوع شده.» وی می افزاید: «برای ما مهم است كه به كارگران ایران بگوییم جامعه بین المللی پشتیبان آنها است. بدانند كه تنها نیستند. اكنون ما از جانب نه میلیون كارگر زن و مرد آمریكایی عضو جنبش كارگری سراسر آمریكا پشیبانی و همبستگیمان را از كارگران شركت واحد اعلام می كنیم. آنها در ضمن حمایت ۱۵۰ میلیون كارگر عضو ICFTU كنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد كارگری را با خود دارند».

 

 

سركوب دراويش در قم

 

سرانجام بعد از سه روز تحصن دراويش نعمت اللهي، گردهم آيي آرام آنان با دخالت لباس شخصي ها و ماموران انتظامي به خشونت کشيده شد و ده ها نفر دستگير و مجروح شدند. اين در حالي بود که از عصر يکشنبه صدها تن از پيروان اين سلسله و دراويشي که از ساير نقاط کشور، بخصوص مناطق کردنشين، به قم آمده بودند، در اطراف اين حسينيه اجتماع و نسبت به تعيين ضرب الاجل و اشغال اين حسينيه توسط ماموران امنيتي اعتراض داشتند.

 

 

 

 

درآميختن

 

مجال

بي‌رحمانه اندک بود و

واقعه

   سخت

     نامنتظر.

 از بهار

   حظّ ِ تماشايي نچشيديم،

 که قفس

   باغ را پژمرده مي‌کند.

 

 

از آفتاب و نفس

چنان بريده خواهم شد

که لب از بوسه‌ی ناسيراب.

برهنه

بگو برهنه به خاک‌ام کنند

سراپا برهنه

بدان‌گونه که عشق را نماز مي‌بريم، ــ

که بي‌شايبه‌ی حجابي

با خاک

عاشقانه

  درآميختن مي‌خواهم.

 

ابراهيم درآتش

احمد شاملو

 

 

 

                   

                                         بدون شرح

 

 

 

 

                         

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای سردبیری  |