

فتح سنگر به سنگر
با
پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس ششم، پس از حماسه ی دوم خرداد و شورای شهر
اول، فتح سنگر به سنگر مراکز قدرت نظام از جانب اصلاح طلبان روندی غیر قابل اجتناب
می نمود. حمایت گسترده ی مردم از این جریان که در هشتمین دور انتخابات ریاست جمهوری
بار دیگر نمودی بارز و شایسته پیدا کرد، قدرتی را برای جریان اصلاحات مهیا ساخته
بود که هیچ نیرویی را یارای مقابله با آن نبود. اما درست هنگامی که همگان تصور می
کردند هماهنگی مجلس ششم با دولت دوم خاتمی سبب قدرتمندتر شدن روند حرکتی اصلاح
طلبان خواهد شد، اتفاقات عجیبی رخ داد که در وهله ی اول شاید غیر قابل پیش بینی می
نمود. دومین دور انتخابات شورای شهر که به اعتراف تمامی صاحبنظران آزاد ترین
انتخابات تاریخ جمهوری لسلامی بود و از این بابت انتظار حضور گستردهی مردمی در
پای صندوق رای امری بدیهی می نمود، انتخابات از سوی مردم با نوعی بیتفاوتی که
حتی می توان آن را به دلیل گستردگی کم سابقه تحریم نامید روبرو شد. به نحوی که در
تهران تنها حدود 13 درصد از مردم در پای صندوق رای حاضر شدند. بررسی دلایل عدم حضور
مردم در این انتخابات در این جا موضوع بحث نیست، اما آنچه مسلم است، این عدم پیگیری
روند اصلاحات از جانب مردم فرصتی طلایی را در اختیار مخالفان اصلاحات قرار داد. چرا
که بستن فضای انتخابات، که در حضور و توجه گسترده ی مردمی امری پرهزینه و حتی محال می نمود، در هنگام یاس
و کم توجهی آنان امکان پذیر شد و مخالفان توانستند در انتخابات مجلس هفتم با حذف
گسترده و بی سابقه ی اصلاح طلبان و حتی در مواردی میانهروها، نتیجهی
انتخابات را قبل از برگزاری قطعی و روند پیروزی های متوالی اصلاح طلبان در جریان
انتخابات را به طور کامل قطع کنند.
حال
ورق برگشته بود. فتح سنگر به سنگر به عقب نشینی سنگر به سنگر تبدیل شد. ابتدا شورای
شهر و سپس مجلس. اما مسئله ی دیگر این بود که حریفی که این بار اصلاح طلبان با آن
روبرو شدند و در نبردی نا برابر (با توجه به رد صلاحیت گسترده ی اصلاح طلبان حتی می
توان گفت که عملا نبردی هم رخ نداد.) عرصه را به او واگذار نمودند، طیف محافظه کار
سنتی نبود که در مجلس پنجم حضور داشت و در انتخابات ریاست جمهوری هفتم و مجلس ششم
شکست خورد. بلکه اینبار طیفی جدید از محافظه کاران تحت عنوان نام آبادگران
ظهور کرده بود که به مرور زمان ثابت
کرد که همان قدر که در تفکر با اصلاح طلبان فاصله دارد، از محافظه کاران سنتی نیز بیزار است و از این
حیث خواهان حذف هر دو طیف فوق است. آبادگران با چهره هایی عمدتا جوان و تازه در
عرصه ی سیاست پا به میدان گذاشت که علی رغم جوانی تفکراتی متحجرانه و افراطی از خود
بروز دادند. اگر پیروزی آنان در شورای شهر دوم چندان جارو جنجالی به پا نکرد، راه
یافتنشان به مجلس هقتم به خوبی پرده از چهره ی آنان برداشت.
اما
علی رغم این موفقیت آبادگران، از آنجا که هیچ یک از این دو انتخابات، ملاکی برای
سنجش نبود، همچنان صاحبنظران بر این عقیده بودند که انتخابات ریاست جمهوری نهم
عرصهی مبارزه ای است برای کاندیداهای اصلاح طلب (معین، هاشمی و کروبی) و
قالیباف به نمایندگی از طیف راست. حتی تا روزهای پایانی دور اول انتخابات تمامی
نظرسنجی ها این دیدگاه را تایید می کرد. اما سرانجام دیدیم که محمود احمدی نژاد که
قبلا هم از جانب آبادگران شورای شهر به شهرداری تهران منصوب شده بود به ریاست
جمهوری کشور انتخاب شد. جدا از تمامی حرف و حدیث های انتخابات، این پیروزی به خوبی
نشان داد که دور دور فتح سنگر به سنگر نظام توسط آبادگران است. افراطی ترین جریان
حال حاضر نظام که رابطهی نزدیک و حتی خط گرفتن آن از آیت ال.. مصباح یزدی و به
طبع آن انجمن حجتیه غیر قابل انکار است.
اما
اهداف بعدی این جریان کدامند؟ به روشنی پیداست که انتخابات مجلس خبرگان رهبری که
مدت هاست مصباح برای آن دورخیز کرده بارزترین هدف بعدی شاگردان او از طریق انتخابات
است که با فتح آن تمامی ارکان انتخابی نظام به دست این گروه خواهد افتاد و در ادامه
چیزی باقی نمی ماند جز چند رکن انتصابی که مهمترین آن ها قوهی قضائیه
است.
تنها
نگاهی ساده به اتفاقات اخیر به خوبی نشانگر این امر است که دست پروردگان مصباح
(که گویا پیروزی در انتخابات خبرگان را قطعی می دانند) از همین حالا فشار بر روی
قوهی قضائیه و هاشمی شاهرودی را آغاز کرده اند و خواهان بر کناری او هستند تا
در یکدست سازی نظام آخرین گام ها را نیز بردارند و پس از حذف صداهای مخالف، این بار
به حذف اندیشه های متفاوت بپردازند.
اما
اینکه در این راه تا چه حد به موفقیت خواهند رسید، از نظر نگارنده این امر وابسطه
است به توجه و همت عمومی مردم.

جنسیت چیست؟
آيا
جنسيت
تفاوت بيولوژيك موجود
در اندام ها و ارگانيسم
هاي موجودات است؟ كه
آنها را به دو جنس مذكر و مؤنث تفكيك مي كند؟
اگر چند
نوزاد يك هفته اي را كه لباس اندام هاي تناسلي شان را
پوشانده است كنار هم
بگذاريم و بپرسيم كدام دختر و كدام پسرند چه طور تشخيص مي
دهيد؟حتما با من هم
عقيده ايد كه هيچ راه تعريف شده اي براي تشخيص جنس اين موجودات
وجود
ندارد.
بگذاريد
چند سال نوزاد يك هفته اي ما رشد كند و بزرگ شود.در جشن
تولد 5 سالگي اين كودك
بچه ها با بادكنك هاي رنگي و فشفشه و كلاه بوقي دور هم جمع
اند و بازي مي
كنند.
حالا وقتي
به بچه ها نگاه مي كنيد چه طور دختر يا پسر بودنشان را
تشخيص مي دهيد؟آيا
براي تشخيص به مشاهده اندام تناسلي شان محتاجيد؟
معلوم است
كه نه! دخترها و پسرها با لباس هم كاملا متمايزند.چه
طور؟ دخترها معمولا
موهايشان بلند است گيره و تل سر دارند...حتي اگر مويشان هم
كوتاه باشد دامن و
پيراهن هاي رنگي و
جالب
توجه
شان قابل تفكيك
اند.كفش
دخترها در جشن تولد
كمي پاشنه دارد پر از روبان و رنگ و سگك هاي براق.كفش پسرها تخت
و راحت است.جوري
كه
راحت
مي دوند و بازي مي
كنند.
حتي اگر
همه اينها هم قابل صرف نظر باشند از نحوه ي بازي كردنشان
مي شود فهميد دخترند
يا پسر.دختر ها عروسك دارند دور هم مي نشينند و تقريبا آرام
خاله بازي مي كنند اما
پسرها مي جنگند و مي دوند و با كفش و لباس راحتشان دنبال هم
مي دوند و در بازي
تمام بدنشان استفاده مي كنند.(البته در مورد تك تك كودكان اظهار
نظر نمي كنيم ولي بطور
كلي اين طور است)از نظر بيولوژيكي تا ۱۰-۱۱ سالگي به جز يك
تفاوت در اندام هاي
جنسي هيچ تفاوتي بين دختر و پسر نيست.در حوالي بلوغ با ترشحات
غدد داخلي تفاوت هاي
ظاهري از يك مورد به ۷-۸ مورد افزايش ميابد انسانهاي زن با رشد
سينه ها پهن شدن
استخوان لگن و قابليت پرورش جنين در رحم و ... و انسانهاي مرد با
در آوردن موي ضخيم روي
صورت تغيير تارهاي صوتي و ..ازهم متمايزمي شوند.
من با ۷-۸
تا فرق بيولوژيك با تو زن ميشوم و تو مرد. اماهمين۷-۸ تا فرق
پيامد هاي پيچيده اي برايمان دارد.من مجاز به انجام كارهايي هستم كه براي
تو
غدقن است و
برعكس
.
مثلا در
بيشتر جوامع آسيايي به دختر آموخته مي شود كه سرش را
پايين نگه دارد و موقع راه رفتن به اطراف نگاه نكند. يا طبق
نظر شوهرش سر كار نرود. گزاره اين است:چون تو
دختري لباس تو دامن است مانتو است چون او پسر است نبايد گريه
كند چون او دختر است
آرايش ميكند اما تو كه پسري نبايد آرايش كني زر و زيور بياويزي
نبايد موهايت را بلند
كني.
ببخشيد مي
شود بگوئيد چرا چون من پسرم نبايد مويم را بلند
كنم؟يعني به خاطر
موهاي ضخيم صورتم ترشحات هورمونهاي مردانه ام و كلفت شدن صدايم
بايد مويم كوتاه
باشد؟
ببخشيد
-چون من زنم-يعني مي توانم باردارشوم بچه شير بدهم و شكل
لكنم پهن است بايد
آرايش كنم و گوشواره داشته باشم؟
يا اصلا به
خاطر رحم داشتن نمي شود
قاضي
يا
رئيس
جمهور
شوم؟يا چون بافت بدنم
بيشتر چربي دارد بايد موقع خروج از خانه از شوهرم اجازه
بگيرم؟
حتي همان
موقع كه 5 ساله بوديم و تنها 1 تفاوت ظاهري داشتيم باز
من بايد مويم بلند مي
بود و كفش تو راحت؟اگر سر كار رفتن و راحت گريه كردن و زيور
داشتن به توليد بچه و
شير دادن بچه ربط دارد پس در ۵ سالگي چرا مي بايست گيره هاي
رنگي و دامن مي
داشتم؟
اينجا ست
كه تعريف جنسيت
(Gender) ازجنس
(sex) جدا ميشود واز زير
برايمان دست تكان مي دهد.
جنسيت
( (Gender يك تعريف اجتماعي از
زن بودن يا مرد بودن است كه مستقل از تفاوتهاي واقعي
بيولوژيكي آنهاست. چون
بيولوژي در طول تاريخ ثابت است اما مضامين جنسيت از جامعه
اي
به جامعه ديگر و از
قرني به قرن ديگر تغيير ميكند و بعضا متضاد مي شود.
حكم
--Gender در خاورميانه براي
پوشش حجاب است و در هندوستان ساري. براي مردان در عربستان دشداشه
است و براي سريلانكا
كلاه ! حكم اقتصادي آن در ايران كاركردن مرد و تامين اقتصادي
خوانواده است و در
آفريقا زن چنين است! حكم خانوادگي اش در اينجا 4 همسري مرد است و
در تبت 5 شوهري
زن
!
Gender
همه جا
را
خط
كشي
ميكند و در تمام حوزه
ها زنيت و مرديت را تعريف ميكند.از رفتار در
راه رفتن گرفته تا نوع
بازي كودك تا نوع حرف زدن و(فحش دادن يا ندادن) تا شغل
وتحصيلات ...بد بختي
اينجاست كه چون كفه تبعيض به سمت زنان سنگين تر است گاهي مردان
اين بحث را صرفا مربوط
به حقوق زنان مي دانند.اما در اين پيكار عليه تبعيض جنسيتي
انسانها همه هم
سنگرند.
هدف از اين
مرز بندي چيست؟ ما همه انسانيم...و در اين جنگل بعضي
ها انسان تر
نيستند.

* اعلاميه جهاني حقوق
بشر
ماده ۲۵
الف/ هر کس
حق دارد که سطح زندگي او، سلامتي و رفاه خود و خانواده اش را از حيث خوراک و مسکن و
مراقبتهاي طبي و خدمات لازم اجتماعي تامين کند و همچنين حق دارد که در مواقع
بيکاري، بيماري، نقص اعضاء، بيوگي، پيري يا در تمام موارد ديگري که به علل خارج از
اراده او وسائل امرار معاشش از دست رفته باشد از شرايط آبرومندانه زندگي برخوردار
باشد.
ب/ مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصي بهره مند شوند.
کودکان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنيا آمده باشند حق دارند که همه از
يکنوع حمايت اجتماعي برخوردار شوند.
رابطه مصباح با انتخابات
پاسخ به ادعاهاي
مصباح
(علي
ناظري)
ديدگاه ها و عملکرد مصباح
در روند انتخابات و پس از آن، بي واکنش نبود. آيت الله توسلي از روحانيان نزديک به
آيت الله خميني و نزديک به اصلاح طلبان در جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام، با انتقاد
تند، گفت: "دولت مهندس موسوي، دولت هاشمي و يا دولت خاتمي، همه دولت کفر بودند؟
دولت هايي که بعضي شان در دوران امام بوده اند." توسلي با استناد به ديدگاه هاي آيت
الله خميني، مي افزايد: "ديروز حجتيه اي ها مبارزه را حرام مي دانستند و امروز
انقلابي تر از انقلابيون شده اند." [وبلاگ ابطحي، ۲۷ تير ۸۴].
طلايي نيک، نماينده مجلس
هفتم و عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هم با اشاره به بحث هاي مربوط به
"دولت اسلامي" گفت: "به نظر مي رسد نوعي بستر سازي در حال انجام است و ممکن است
نهايتا به يک جريان سازي هم منجر شود." [شرق، ۱۰ شهريور۸۴].
علاوه بر انتقاد و اعتراض
مهدي کروبي و مصطفي معين به روند برگزاري انتخابات و "دخالت سازمان يافته" در آن،
جبهه مشارکت ايران اسلامي و سازمان مجاهدين انقلاب هم نسبت به اين مقوله ها، واکنش
نشان دادند. عصر نو، نشريه داخلي سازمان مجاهدين انقلاب در تحليلي در نيمه نخست
شهريور 84 نوشت: "خطر مهم امروزِ جريان مزبور اين است که اين تفکر خشونت گرا و
اقتدار گرا از اسلام با آميخته شدن با مناسبات و فرهنگي و آداب و آيين فرقه اي و
تشکيلاتي و هدايت شور ايدئولوژيک در سطح محله ها، روستاها و شهرها، استبداد بدتر از
طالباني را در سراسر کشور به ويژه در حوزه ي فرهنگ سياست حاکم گرداند." به عقيده ي
"عصر نو": "اين جريان از حد انديشه و نظر فراتر رفته و در قالب گروه و سازمان و
غالباً خصوصيات فرقه اي و مناسبات مخفي کاري و نهان گرايي، اهداف سياسي مشخصي را
دنبال مي کند."
علي اکبر محتشمي پور، عضو
شوراي مرکزي مجمع روحانيون مبارز نيز نسبت به " تهديد جمهوري اسلامي" توسط " تحجر"
ابراز خطر نمود. [ايلنا، ۵ شهريور۸۴].
هادي خانيکي، عضو شوراي
مرکزي جبهه مشارکت نيز" مهم ترين مسأله ي نگران کننده در انتخابات" را "از بين رفتن
انديشه اي که بنياد و پايه ي انقلاب بر آن قرار گرفته است" دانست و گفت: "به جاي
جمهوري اسلامي از واژه دولت اسلامي استفاده مي شود؛ انديشه هاي واقعي و منطقي جاي
خود را به برداشت هاي غيرواقعي داده و پيش بيني آينده را بر اساس خواب، رواج داده
است."
به عقيده ي او: "اين
مسأله مي تواند تهديدي جدي براي کيان اسلام باشد؛ امروزه نوعي تحجرگرايي و قرائت
غيرواقعي و غيردموکراتيک از دين جايگزين تفکري مي شود که انقلاب اسلامي بر اساس آن
بنا شده است." خانيکي، " تفکر متحجرانه اي که امروز پا به عرصه گذاشته" را از
تفکرات انجمن حجتيه نيز "متحجرانه تر و خطرناک تر" ارزيابي مي کند و مي افزايد: "
انجمن حجتيه تفکرش را نه به صورت يک ارگان و تشکيلات رسمي بلکه از تشکيلات غيررسمي
گسترش داد... اما خطر فراتر از انجمن حجتيه است، چون اين تفکر مي تواند صورت بندي
جديدي از بنياد گرايي ديني را سازمان دهد که امکان دارد با افراطي گري سياسي و
جريان هاي محافظه کار گره بخورد و اين پيوند مي تواند نهادهاي رسمي درون جمهوري
اسلامي را به سمت اقدامات غيرقانوني منحرف کنند." [امروز، ۵ شهريور ۸۴].
اين در حالي بود که پيش
تر، يونسي، وزير اطلاعات دولت خاتمي، با ابراز نگراني از آن چه که امروزه به گفته
وي در محيط هاي مذهبي از سوي برخي افراد بيان مي شود و صورت مي گيرد، گفته بود: "
ما از تعصبات کوري که امروز به صور گوناگون رواج پيدا مي کند، رنج مي بريم و
نگرانيم که کار به شکلي پيش رود که بعد از اين نتوانيم جلوي آن را بگيريم" [ايسنا،
۲۵ تير ۸۴].
اما مهم ترين واکنش به
روند انتخابات و به ويژه حمايت هاي فکري- ايدئولوژيک صورت گرفته از احمدي نژاد، را
سيد محمد خاتمي ابراز نمود. رئيس جمهور سابق در نخستين سخنراني خود پس از پايان
دوره رياست جمهوري اش، گفت: "امروز آنهايي که دمي با امام سر آشتي نداشتند، تحت نام
راه امام به نابودي آرمان هاي امام و انقلاب کمر بسته اند. آن ها که در زمان امام،
انقلاب را انحراف مي ناميدند، امروز ابزارشان خشونت، تهمت و ترور شخصيت افراد است."
خاتمي با بيان اين که "مشکل امروز ما فقط سنت پرستي، ظاهر پرستي و سطحي نگري نيست."
افزود: "مشکل اين است که اين سطحي نگري دارد به صورت يک سازمان در مي آيد تا خود را
تحميل کند". وي ابراز عقيده کرد: "امروز همان جريان تحجر و مقدس مآبي و ضديت با
پيشرفت، با تحليل هاي فلسفي و با سفسطه زيبا مي شود. اين جريان در ديگرکشورهاي
اسلامي به صورت القاعده و طالبان ظهور کرده است." به نظر خاتمي: "همان تحجر و مقدس
مآبي با لعاب تحليل هاي فلسفي داراي سازمان فکري تشکيلاتي مي شود تا خودش را به
عنوان انديشه ي اصيل اسلامي تحميل کند" [ايسنا، ۳۰ مرداد ۸۴].
امروز همان جريان تحجر و مقدس مآبي و
ضديت با پيشرفت، با تحليل هاي فلسفي و با سفسطه زيبا مي شود. اين جريان در
ديگرکشورهاي اسلامي به صورت القاعده و طالبان ظهور کرده است.
وي در اظهار نظري ديگر،
تصريح نمود: "احساس مي کنم يک نوع تشکل نوين باگرايش هايي از اين دست [بينش هاي
سنتي] دارد شکل مي گيرد. مجهز شدن بينش هاي سنتي به معيارهاي جديدتر، توجيه هاي
فلسفي امور و حتي سازمان دهي اجتماعي قضايا دارد به چشمي مي آيد و فکر نمي کنم از
نظر تيزبينان دور بماند..." [ايسنا، ۳۱ مرداد ۸۴ و قدس، ۱ شهريور ۸۴].
تحليل
نهايي
اگرچه تأکيد مي شود که يک تحقيق موردي نمونه، آن است که بتواند به شيوه اي معقول و مؤثر مدارک لازم را ارائه نمايد، به گونه اي که خواننده با توجه به ارزش هاي مبتني بر تجزينه و تحليل به نوعي قضاوت و داوري مستقل برسد ، اما در اين جا يک ارزيابي نتيجه گيري و تحليل اجمالي از تحقيق صورت مي گيرد. به نظر مي رسد که با توجه به تأکيدات و تصريحات شخص مصباح يزدي در تأييد کلي ارزش هاي و برنامه ها و شعارهاي احمدي نژاد- که در پژوهش مورد اشاره قرار گرفت- با اطمينان بتوان اين گزينه و پرسش را که بين مصباح يزدي و پيروزي احمدي نژاد رابطه معکوس وجود دارد، رد کرد. همچنين با توجه به اظهارات مصباح- چه پيش و چه پس از ا نتخابات- و نيز ديدگاه هاي نزديکان و نشريه پرتو سخن، به دشواري مي توان پذيرفت که رابطه اي بين مصباح و پيروزي احمدي نژاد وجود ندارد. اما مي توان براساس تحقيق انجام شده، ادعا کرد که بين عملکرد و ديدگاه هاي مصباح يزدي و پيروزي احمدي نژاد رابطه اي مستقيم وجود داشته است؛ و مصباح از جمله علت هاي اصلي پيروزي شهردارسابق تهران در انتخابات رياست جمهوري نهم بوده است. مستقل از ارتباط ارگانيک موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني- که تحت مديريت مصباح يزدي است- با سپاه پاسداران و از نيمه نخست دهه ي ۷۰ در خصوص حمايت ها و آموزش هاي عقيدتي و فکري؛ صرف نظر از حضور فعال مصباح يزدي و شاگردان و طلاب وي در جلسات سخنراني بسيج و سپاه؛ و در نهايت بي توجه به تأثير دخالت سازمان يافته دو نهاد نظامي و شبه نظامي فوق در انتخابات که مورد انتقاد و اعتراض ديگر نامزدها [از جمله هاشمي رفسنجاني، کروبي و معين] و حاميان آن ها قرار گرفت و طبيعتاً نمي توان از کنار آموزه ها و ايدئولوژي و تبليغات متکي بر ديدگاه ها و آراء مصباح يزدي بر آن ها چشم پوشيد،مي توان گفت: محوريت بحث " دولت اسلامي" و "حکومت اسلامي"؛ عمده بودن مقوله ي "عدالت" و عدالت محوري در آراء و انديشه هاي مصباح و برنامه هاي احمدي نژاد؛ تأکيد هر دو بر مقوله هاي احکام و ارزش هاي اسلامي، امر به معروف و نهي از منکر، و ولايت فقيه؛ توصيه هاي علني مصباح يزدي به لزوم حضور و مشارکت در انتخابات به نفع نامزدي با عقايد و برنامه هاي ياد شده ؛ تبليغ مستمر و برجسته احمدي نژاد در نشريه مديريت مصباح [پرتو سخن]؛ انتقاد شديد و نقد نامزدهاي مطرح در انتخابات توسط مصباح؛ عدم حمايت هيچ روحاني نامدار ديگري- جز مصباح- از احمدي نژاد؛ حمايت رسمي و علني فقط شاخه آبادگران شوراي شهر تهران از احمدي نژاد که تنها شخصيت حقوقي و رسمي حامي احمدي نژاد علاوه بر شخصيت حقيقي مصباح يزدي بود؛ اظهارات شخص مصباح يزدي پس از انتخابات مبني برخوشوقتي نسبت به تحقق دولت اسلامي و "پيروزي"ِ نامزد"ارزش گرا"؛ کيفيت روابط سازماني مصباح با طلاب ، در موسسه تحت مديريت وي؛ و ديدگاه هاي صاحب نظران منتقد مصباح در مورد جايگاه و تأثير جريان فکري- سياسي او در مقطع انتخابات و تحولات آتي- به ويژه با اين توجه که برخي از آنان به خصوص مانند رئيس جمهور سابق [خاتمي] يه منابع اطلاعاتي خاص دسترسي دارند- ؛ و... جملگي دال بر تأثير آشکار و علّي مصباح يزدي در پيروزي احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري 84 است. بديهي است که اين تأثير، نافي نقش ديگر مؤلفه هاي تأثيرگذار بر فرآيند و نتيجه ي انتخابات [از نقش نظارت استصوابي شوراي نگهبان گرفته تا ايرادات و اشکالات برنامه اي، سازماني، اجرايي، تبليغي و فکري رقباي احمدي نژاد] نيست. گفتني است، اثبات اين فرضيه که مصباح يزدي در پيروزي احمدي نژاد نقشي مستقيم و مؤثر ايفاء نموده است، با توجه به نقش و جايگاه مصباح در حوزه و نيز با عنايت به مجموعه روابط وي، توان تشکيلاتي طيف او، حضور احمدي نژاد در رأس قوه مجريه، پر رنگ شدن نقش عناصر همفکر مصباح در ساخت قدرت جمهوري اسلامي، در تحليل تحولات آتي ايران، مؤلفه اي مؤثر را از اين پس، گوشزد خواهد کرد: مصباح يزدي.
مسیحیت
سلطنتی
"سر خار آذين عيسی کجا و اين تاج جواهرنشان کجا؟."سردبیر خبر نامه نگاه عاقل اندر سفیهی می کند و می گوید: " این تاج ملکوت آسمان است."من هنوز نمی دانم که چرا این تاج آسمانی اینقدر شبیه تاجهای زمینی است. چرا این ردای زربفت آسمانی اینقدر شبیه رداهای زربفت زمینی است؟ راستی آقای سردبیر این نقاشی متعلق به چه دوره ای است؟ احیانا مربوط به قرون وسطی و حاکمیت کلیسای کاتولیک نبوده است؟ احیانا نباید جای چهرهی نورانی عیسی مسیح چهرههای نورانی ژان پلها و بندیکتها را بگذاریم؟
فرمانده استشهادی
مخالفت با مصباح، مخالفت با اسلام
است
هفته نامه پرتو كه تحت
نظر مصباح يزدی فعاليت میكند در خبری نوشت جعفری، فرمانده قرارگاه عاشقان شهادت،
در جمع نيروهای عمليات استشهادی اصفهان گفت: هركس در هر لباس و در هر مقامی عليه
اين شخصيت بزرگ اسلامی (آيتالله مصباح) موضع بگيرد، عليه اسلام موضع گرفته است و
ما وظيفه داريم پاسخ آن را بدهيم.
حجتيه رهبری كامل قوه قضائيه را
میخواهد
حلقه محاصره آيت الله شاهرودی
روز به روز تنگ تر میشود
درادامه
نزاع قدرت در داخل قوه قضائيه و فشار سنگينی كه از سوی انجمن حجتيه ( كه اكنون زير
نام موسسه پژوهشهای مصباح يزدی متمركز شده و در فرماندهی بسيج و سپاه نفوذ كامل
كرده) برای سلطه كامل بر اين قوه وارد میآيد، در شهر قم تظاهراتی عليه شخص آيت
الله شاهرودی و كارگزاران درجه اول اين قوه برپا شد.
گفتنی است این جریان درنهایت میخواهد قوه قضائيه را يا بدست سعيد مرتضوی و يا فردی
نظير او بدهد. در تظاهرات قم، عليه
كسانی كه در مجلس هفتم مواضع انتقادی در برابر تك رویها و يكه تازیهای احمدی نژاد
دارند نيز شعار داده شده است.
پس از فرماندهان سپاه و وزرای
دولت احمدی نژاد
استاندار جدید قم برای دریافت
رهنمود به دیدار مصباح رفت
بدنبال دیدار جمعی از فرماندهان سپاه
پاسداران و همچنین دیدارهای نوبتی وزرای کابینه احمدی نژاد با آیت الله مصباح یزدی
در قم، استاندار جدید قم نیز با وی دیدار کرد و رهنمودهائی دریافت داشت. مصباح يزدي
که احیاء کننده فکری و سازمانی انجمن حجتیه درجمهوری اسلامی است دراین دیدار گفت:
برای سرويسدهي به مسلمانان ايراني مقيم آمريكا به 5 هزار روحاني مبلغ دين نياز
است. براي تربيت 500 نفر از آنان علاوه بر نياز مبرم به وجود مراكزي نظیر مرکز
پژوهش های مصباح یزدی( موسوم به پژوهش های امام خمینی) به بودجهها و اعتبارات
زيادي نياز داريم. موسسه ما با هدف تعليم و تريبت نيروهاي انساني، با تطبيق علوم
حوزوي و دانشگاهي در 12 رشته مختلف، با ديدگاه اسلامي تاسيس شده است. در حال حاضر
برخي از نمايندگان مجلس و ديگر مسوولان نهادها فارغالتحصيل اين موسسه هستند.
محصلان اين موسسه در سه مقطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكترا تحصيل ميكنند كه در
كنار تحصيل و پژوهش به تبليغ و تدريس هم مي پردازند.
به این ترتیب مصباح یزدی
تقاضای تصویب و اختصاص بودجه های جدید از سوی دولت احمدی نژاد برای موسسه خود
شد.
موسوي تبريزي : مصباح يزدي با
افرادي که خود تربيت کرده، مي خواهد کاري انجام دهد
آيت الله حسين موسوي
تبريزي درباره حضور گروهي تحت مديريت مصباح يزدي در انتخابات خبرگان گفت: آنچه که
ما مي دانيم مصباح يزدي با همه اعضاي جامعه مدرسين و همه اعضاي جامعه روحانيت مبارز
تهران همفکري کامل ندارد. دبير مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم با بيان مطلب
فوق تصريح کرد: بنابراين ممکن است در انتخابات خبرگان مستقلا با افرادي که خود
تربيت کرده، مي خواهد کاري انجام دهد. حسين موسوي تبريزي در ادامه افزود: حضور
مصباح يزدي در انتخابات خبرگان امر طبيعي است و اشکالي ندارد اما ممکن است در تاييد
صلاحيت و سر صندوق هاي رأي، طرفداران او اعمال نفوذ کنند که ممکن است اين مسأله
مشکل ايجاد کند. موسوي تبريزي پيش بيني کرد که اعضاي قديمي جامعه مدرسين با طيفي که
با مصباح يزدي فعاليت مي کنند،مشکل پيدا کنند. وي خاطرنشان کرد: آنچه که از صحبت هاي مصباح يزدي استنباط
مي شود اينکه رأي مردم براي ايشان خيلي اهميت ندارد.
وزیر مخابرات شنود مکالمات تلفن
همراه تمامی شهروندان را تایید
کرد
وزير
ارتباطات و فناوري اطلاعات گفت: در مورد سقوط هواپيماي سي 130 اگر خبرنگاران با
تلفن همراه خود صحبتي داشتهاند با مجوز قضايي مكالمات آنها قابل انتشار است. محمد
سليماني در حاشيه ديدار با جانبازان بالاتر از 50 درصد اين وزارتخانه وزير ارتباط و
فناوري اطلاعات در مورد سوال يكي از خبرنگاران مبني بر اينكه آيا مكالمات تلفني
شهروندان تا شش ماه به صورت اتوماتيك ضبط ميشود، افزود: سعي ميكنيم مكالمات را
هميشه داشته باشيم، اكنون با امكانات ديجيتالي كه ايجاد شده است امكان ضبط وجود
دارد.
افشاگري تكاندهنده يك مقام
قضائي
سخنان انتقادآميز يكی از
مسئولان ارشد قوه قضائيه پيرامون برخی احكام قضائی، بازتاب گستردهای در محافل
سياسی و قضائی داشته است.وی گفته بود: در پرونده قاچاق دختران ايرانی به كشورهای
عربی، رئيس اين باند به اتهام قاچاق دهها دختر ايرانی، در دادگاه بدوی به سه تا
پنج ماه حبس محكوم مىشود و سپس در دادگاه تجديد نظر اين آدمی كه از فروش هر دختر
حداقل ۱۵ ميليون درآمد داشته به
۳۰۰ هزار تومان جزای نقدی
محكوم ميشود و فرد مزبور بلافاصله با پرداخت اين مبلغ از زندان آزاد
میشود.

آیا چون
من می شنوی
قهقهه اجساد را در گورستان...
که
ریشخند می زنند
بر مسابقه موشها بر گوشتهای طلایی
در خیابانهای شهر ما؟!
برگرفته از
وبلاگ http://ernesto.blogfa.com


