تبليغاتX
خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه واحد سیاسی-اجتماعی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

 

رايحه خوش تقلب!

 

24آذر ماه روز سرنوشت‌سازي در عرصه معادلات سياسي كشور بود، اولين تجربه انتخاباتي كشور در زمان دولت مهرورز از جنبه‌هاي بسياري حساسيت‌هاي ويژه‌اي را با خود به همراه داشت.

براي اصلاح‌طلباني كه در سه انتخابات گذشته شكست‌هاي پياپي‌ را متحمل شده بودند انتخابات سومين دور شوراهاي شهر و روستا فرصت مناسبي بود تا بار ديگر مقبولت خود در ميان مردم را در بوته آزمايش قرار دهند.

اصلاح‌طلبان كه در انتخابت شوراي شهر دوم به دليل بي‌تفاوتي و عدم شركت مردم، و در انتخابات مجلس هفتم به دليل رد صلاحيت‌هاي گسترده و بي‌سابقه شوراي نگه‌بان نتوانسته‌ بودند به پيروزي دست يابند، در نهمين دور انتخابات رياست جمهوري براي تعيين نامزدي مشترك كه تمامي جريانات موسوم به دوم خرداد بر روي آن به توافق برسند دچار اختلاف شدند و در نهايت با سه كانديد از سه طيف مختلف (و چهار كانديد اگر مهرعليزاده را نيز جزو كانديداهاي اصلاح طلب بدانيم) وارد عرصه انتخابات شدند. اولين نتيجه اين اقدام اصلاح‌طلبان، تقسيم بيش از 17ميليون راي مردم بين كانديداهاي آنان بود كه منجر به صعود محمود احمدي‌نژاد به دور دوم انتخابات، آن هم تنها با پنج ميليون راي شد. (در اين جا تقلب‌هاي انتخاباتي، اعم از هدايت سازمان يافته آرا و يا تقلب در شمارش آرا مد نظر قرار نمي‌گيرد)

پس از شكست هاشمي رفسنجاني در دور دوم انتخابات رياست جمهوري و پيروزي محمود احمدي‌نژاد، اصلاح طلبان كه دچار شوكي غير قابل باور شده بودند، به اشتباهات خود پي برده و ظرف مدت نزديك به يك سال و نيمي كه از روي كار آمدن دولت جديد تا برگزاري انتخابات شوراهاي شهر فرصت داشتند بار ديگر سعي كردند تا اختلافات خود را تا حد امكان كنار گذارده و به ليستي مشترك براي شركت در انتخابات برسند. نتيجه چندين ماه تلاش و دوندگي سران جبهه اصلاحات به سركردگي شخص سيد محمد خاتمي، انتشار ليستي با عنوان «ائتلاف بزرگ اصلاح طلبان» بود كه اميدهاي زيادي به پيروزي آن در انتخابت مي‌رفت. اما اين تنها بخشي از ماجرا بود.

در طرف مقابل جبهه اصلاح طلبان جبهه ديگري وجود داشت كه پس از هشت سال (اگر مبنا را دوم خرداد 76، يعني آغاز رسمي جنبش اصلاحات فرض كنيم)  توانسته بود تمام نهادهاي انتخابي نظام را در اختيار بگيرد. اصولگراياني كه پيروزي‌هاي خود را با فرصت‌طلبي ليست آبادگران در دومين انتخابات شوراي شهر آغاز كرده و خيلي زود به مجلس و دولت دست يافتند، به همان سرعتي كه به پيروزي دست يافتند دچار اشتباهاتي شدند، كه رقيب اصلاح‌طلبشان از همان ناحيه ضربه خورده بود.

سه پيروزي پياپي انتخاباتي خيلي زود توهم شكست ناپذيري را نزد اصولگرايان به وجود آورد، توهمي كه سبب شد جريانات مختلف اين جناح به فكر سهم‌خواهي از قدرت كسب شده بيافتند. اختلافات در اين جريان براي اولين بار در تعيين شهردار جديد رخ نمود، جايي كه شوراي شهر دوم، نزديك‌ترين نهاد به احمدي‌نژاد كه بزرگترين عامل پيروزي وي در انتخابات رياست جمهوري نيز محسوب مي‌شود، با چرخشي غير منتظره محمدباقر قاليباف، بزرگترين رقيب احمدي‌نژاد در ميان جريان اصول‌گرا را به شهرداري تهران انتخاب كردند. همين انتخاب سبب بروز اختلافاتي گسترده ميان رييس جمهور و شوراي شهر شد كه به صورت عدم راه يابي چمران به ليست حاميان احمدي‌نژاد در انتخابات شوراي سوم بروز يافت.

اصول‌گرايان تنها يك سال پس از پيروزي احمدي‌نژاد دچار اختلافي شدند كه اصلاح‌طلبان هشت سال پس از پيروزي خاتمي به آن رسيده بودند.  اختلافي كه منجر بدان شد تا در انتخابات شوراي شهر حداقل دو ليست عمده تحت نام اصول‌گرايان منتشر شود. يكي ليست «اصول‌گرايان اصلاح‌طلب» كه حاميان قاليباف محسوب مي‌شدند و از حضور چهره‌هايي نظير چمران و سردار طلايي بهره مي‌بردند و ديگري ليستي كه مهرداد بذرپاش، رييس بسيج سابق دانشگاه شريف و مشاور جوان احمدي‌نژاد با نام «رايحه خوش خدمت» تشكيل داده بود و با قرار دادن نام پروين احمدي‌نژاد در آن به تابلويي براي حاميان احمدي‌نژاد تبديل شد.

با توجه به اين شرايط، انتخابات سومين دوره شوراهاي شهر را مي‌توان از جنبه‌اي ديگر فرصتي براي بررسي عملكرد طيف‌هاي مختلف اصول‌گرايان در نزد مردم دانست. با گذشت كم‌تر از دو سال از دوران رياست جمهوري احمدي‌نژاد، در مورد تغييرات احتمالي در محبوبيت و مقبوليت وي در ميان مردم اختلاف نظرهاي بسياري وجود داشت. عده‌اي معتقد به كاهش شديد مقبوليت وي در نزد مردم بودند و در برابر عده‌اي ديگر آراي او را رو به گسترش مي‌دانستند. بي‌شك هيچ نظرسنجي و آماري نمي‌توانست به دقت و گستردگي يك انتخابات وزن هر يك از گروه‌ها را مشخص سازد، اما اين حقيقت تنها در گرو يك امر است: برگزاري يك انتخابات سالم.

از مدت‌ها پيش دغدغه‌هاي بسياري در مورد برگزاري انتخابات توسط دولت مهرورز وجود داشت، دغدغه‌هايي كه به نظر مي‌رسيد دولت‌مردان عدالتخواه نيز هيچ علاقه‌اي به برطرف كردن آن نداشتند. سخنان پورمحمدي، وزير كشور، مبني بر اينكه «سال ديگر انتخابات را همان گونه كه مي‌خواهيم برگزار مي‌كنيم»، در كنار ديگر اظهار نظرهاي وي نظير «علاقه شخصي من پيروزي اصول‌گرايان است» بيش از پيش اصلاح‌طلبان را نسبت به سلامت انتخابات دچار ترديد كرد. ترديدهايي كه با پايان يافتن زمان انتخابات و آغاز مرحله شمارش آرا بيش از پيش گسترش يافت و با اقدامات عجيب و بي‌سابقه مسئولين دولتي از نوعي ترديد به حقيقتي تلخ بدل گشت.

تا آخرين ساعات روز شنبه و علي‌رغم گذشت بيش از 24ساعت از پايان انتخابات، فرمانداري و مسئولين وزارت كشور حتي حاضر نشدند تعداد تعرفه‌هاي صادر شده را نيز اعلام كنند. هرچند حضور گسترده و غير قابل پيش‌بيني مردم در ساعات پاياني برگزاري انتخابات، (البته غير قابل پيش‌بيني در حد شوراها) اميدهاي پيروزي قاطع اصلاح‌طلبان را به شدت بالا برده بود، رسانه‌هاي نزديك به دولت كه خود به خوبي از شكست سنگين و قاطع حاميان دولت مطلع بودند در اقدامي هماهنگ اقدام به پخش شايعه پيروزي سه تن از سران ليست رايحه خوش خدمت، يعني پروين احمدي‌نژاد، مهرداد بذرپاش و زريبافان نمودند تا فضا را براي اعلام نتايج شوكه كننده آرا آماده كنند. شيوه ديرينه‌اي كه همواره براي كاستن از واكنش‌هاي اعتراض‌آميز نتايج تقلب در انتخابات به كار گرفته مي‌شده و مي‌شود.

مهرداد بذرپاش، شخصي كه تنها 48ساعت قبل از انتخابات بازرسان انتخاباتي را به باد كتك گرفت و با اين كار پيشينه درخشان فعاليت‌هاي دانشجويي خود را بار ديگر در اذهان زنده ساخت، اكنون و به لطف حمايت‌هاي بي دريغ دولت عدالت گستر به عنوان يكي از پنج كانديداي برتر انتخابات تهران معرفي مي‌شود، از چنين انتخاباتي تنها يك رايحه به مشام مي‌رسد، رايحه خوش تقلب.

خوزستان و سيستان و بلوچستان و كمي هم آذربايجان )سعي كرده است بر بستر نارضايتي عمومي و ستمي كه به قوميت ها در ايران مي رود، گروههاي وابسته به خود را پرورش دهد و حمايت كند. اين گروه ها يا بر پايه مذهب(سني گرايي متعصب و بنياد گرا) و يا بر پايه زبان و قوميت شكل گرفته اند و اگرچه مسوولان نظام اسلامي آنها را ضعيف، فاقد هرگونه پايگاه مردمي و ناتوان معرفي مي كنند اما در واقع مشخص است كه هر روز قدرت بيشتري كسب مي كنند و مي توانند دردسر هاي اساسي براي دولت مركزي به وجود بياورند. در اوضاع كنوني ايران كه سازو كار هاي دموكراتيك براي بيان مطالبات قوميت ها و كسب حقوق آنها وجود ندارد و در شرايطي كه جريان هاي اصيل عدالت خواهانه از بيم تعقيب فرصتي براي فعاليت ندارند راه براي گسترش اين جريانات باز باز است

دوم- در عرصه اقتصادي، ناكارآمدي دولت نهم و سياست هاي ويرانگر اين دولت (خصوصي سازي ها كه البته در ادامه سياستهاي دولتهاي پيشين است، تزريق بي رويه پول نفت كه در كوتاه مدت مشكلات را كاهش مي دهد و در بلند مدت آن ها را ريشه دار مي كند، بال و پر دادن به سرمايه داري سوداگر و سرمايه داري انحصاري ميليتاريستي) همراه

شده است با تحريم هايي كه عليه ايران وضع شده است(و سنگينتر از اين نيز وضع خواهد شد). اين دو مساله در كنار يكديگر بالقوه خطرناك ترين تهديدات را براي حاكميت جموري اسلامي ايران به وجود خواهد آورد.

اگرچه مسوولين نظام اسلامي اين مشكلات را ناچيز مي شمرند( البته در تريبونهاي رسمي و در تبليغات) اما ايالات متحده آمريكا و متحدانش بسيار روي اين دو زمينه اصلي حساب كرده اند و سرمايه گذاري مي كنند. مائو امپرياليسم را «ببر كاغذي» مي داند. بارها در طول تاريخ به تجربه ثابت شده است كه اين اظهار نظر درست است و امپرياليسم ببر كاغذي است. در ويتنام، در كوبا، در ونزوئلا... امپرياليسم ببر كاغذي است اما در مواجهه با ببر هاي واقعي، در مواجهه با خلق هاي ضد امپرياليست! نه در مواجهه با حاكميت هايي كه ديري است از مردمان خود جدا شده اند. در واقع تنگ كردن عرصه محاصره بر حاميت جمهوري اسلامي در عرصه داخلي از آن روزي شدت يافت كه اين حاكميت خود راه جدايي نهايي را برگزيد. انتخاباتي پر از تقلب را برگزار كرد و سرمايه داري ميليتاريستي با شعار اقتصادي و براي سركوب سياسي به ميدان آمد. در واقع انتخاب حاكميت راه را براي موفقيت آمريكا باز كرد: به جاي اصلاح ساختار سياسي و فرصت دادن به طرح شدن مطالبات اقتصادي، حاكميت راه قبض قدرت و تحديد دموكراسي، امنيتي كردن مسايل قومي و گماردن فرماندهان نظامي به استانداري ها، سركوب جنبش كارگري و ... را در پيش گرفت و به اين «ببر كاغذي» بزرگترين خدمت را كرد.

آنچه كه به نظر مي رسد، در عرصه هاي ديپلماسي، منطقه اي و داخلي، سه مرحله اول از اين تاكتيك كلاسيك(منزوي ساختن حريف، محاصره­ي او و تنگ كردن دايره محاصره) انجام شده است و ديري نخواهد پاييد كه مرحله آخر- وارد كردن ضربه- در دستور كار قرار گرفته است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای سردبیری  |