تبليغاتX
خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه واحد سیاسی-اجتماعی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

 

 

باز بايد سرنوشت از سر نوشت

 

تنها هشت سال كافي بود، تنها هشت سال براي به مرداب رسيدن سيلاب اصلاحات. فاصله ميان شور و شوق بي‌سابقه‌اي كه به حماسه دوم خرداد 76 انجاميد، تا رخوت و ركودي كه سرانجامي چون محمود احمدي‌نژاد داشت به يك دهه هم نرسيد. ما فراموش كرده بوديم كه «رهرو آن است آهسته و پيوسته رود».

چهار سال دور اول رياست جمهوري سيد محمد خاتمي، سال‌هاي اوج گيري جريان اصلاحات بود، سال‌هاي اتحادي فراگير در ميان مردم، كه هيچ سدي را در راه دست‌يابي به خواست‌هاي به تعويق افتاده‌اش بر نمي‌تافت، سال‌هايي كه نه «شوراي نگهبان»، نه «حكم حكومتي» و نه «جهت دهي سازمان‌يافته آرا»، هيچ يك توان باز داشتن قطار اصلاحات را نداشتند. دوراني كه علي‌رغم مقاومت‌ها و كارشكني‌هاي كم‌سابقه، كه به عريان‌ترين وجه ممكن رخ نمود، مطبوعات رونقي بي‌نظير يافته بودند؛ تنوع و تيراژ فوق‌العاده نشريات تنها يك پيام را به همراه داشت: هرگاه كه مردم بخواهند بدانند، هيچ چيز و هيچ كس نمي‌تواند آن‌ها را از اين حق باز دارد. اما چه زود گذشت، چه زود فراموش شدند روزهاي شعار «اصلاحات برگشت ناپذير است».

در توضيح و تشريح دلايل شكست اصلاحات، (اگر قبول كنيم كه شكستي هرچند مقطعي را پذيرفته است) دلايل بسياري آورده و مي‌آورند و در اين ميان بازار متهم ساختن ديگران بسيار داغ است، همواره اين گونه بوده و اين بار نيز استثنايي رخ نداده است. سرخوردگي ناشي از عدم كسب اهداف و آرزوهايي، كه زماني به محور اتحاد مردم بدل شده بود، خيلي سريع‌تر از آنچه تصور مي‌شد سبب گشت تا اعتماد كم‌سابقه مردم به اصلاح طلبان، نه تنها به بي‌اعتمادي، كه حتي به نوعي بغض و كينه بدل شود، مردم اصلاح‌طلبان را مسببين شكست حركتي مي‌دانستند كه در واقع خود (مردم) آن را ايجاد كرده بودند و خود وارثان و صاحبان اصلي آن بودند. خود صاحب آن بودند اما حراست از آن را برعهده ديگران مي‌دانستند، ديگراني كه هرچند از خود آنان بودند، اما همه آنان نبودند، و نتيجه آنكه آنچه را همه با هم به دست آورديم، همه با هم از دست داديم.

مرور آن روزها ديگر نه تنها جذابيتي ندارد، كه همراه است با اندوهي دردناك، با احساسي گنگ از نوعي شكست؛ نوعي احساس گناه كه  همواره سعي مي‌كنيم خود را از آن رها سازيم و با متهم ساختن ديگران و نثار بد و بيراه به زمين زمان، اگر به جبران آن نمي‌پردازيم، لااقل وجدان خود را آسوده كنيم؛ اما اين همه نبايد سبب شود تا از ياد ببريم كه سياست عرصه قهر و آشتي نيست. به نظر مي‌رسد براي درك اين موضوعي به اندازه كافي هزينه داده‌ايم، به اندازه كافي از راه به بيراهه كشيده شده‌ايم و در نهايت به اندازه كافي متحمل شكست گشته‌ايم.

مرور اتفاقات گذشته به قصد افسوس امري بيهوده است، اما اين حقيقت نبايد مانع از بازخواني تاريخ جهت درس گرفتن از اشتباهات گذشته شود، اشتباهات و شكست‌هايي كه بهتر و بيشتر از هر چيز ديگر مي‌توانند نقش آموزگار و رهبري براي حركت‌هاي آينده را ايفا كنند.

درست چهار سال پيش جنبش اصلاحات به مرحله‌اي رسد كه توانست شرايط برگزاري آزادترين انتخابات تاريخ كشور را مهيا سازد. انتخابات دومين دوره شوراهاي شهر و روستا بدون هيچ شك و اغراقي آزادترين و سالم‌ترين انتخابات تاريخ كشور در دوران پس از انقلاب بود، اما در برابر اين گام مثبت از جانب اصلاح‌طلبان حكومتي، با تحريمي  آميخته با بي‌تفاوتي از جانب مردم روبرو شد. هرچند كه شايد از يك طرف بتوان سرخوردگي و نااميدي مردم از روند اصلاحات را ناشي از وجود عناصري دانست كه در غالب نام اصلاح‌طلب بزرگترين خيانت‌ها را در حق اين جنبش مردمي كردند و عملكردشان بزرگترين خدمت در حق اقتدارگرايان بود، اما از جانب ديگر اين حقيقت را نيز نبايد فراموش كرد نتيجه اين بي‌تفاوتي، پيروزي ليستي بود كه توانست تنها با كسب آراي 1.5درصد از واجدين شرايط شهر تهران به عنوان نمايندگان شوراي اين شهر انتخاب شود. همين نمايندگان 1.5درصد از مردم تهران شهرداري را انتخاب كردند كه توانست به بهترين وجه از موقعيت خود در اين سمت استفاده كند و با سرعتي باور نكردني از چهره‌اي گم‌نام به فردي شناخته شده بدل گردد.

از جانب ديگر بزرگترين پيام عدم شركت مردم در انتخابات آزاد شوراي شهر به بخش اقتدارگراي حاكميت، اين بود كه آزاد بودن انتخابات تاثير چنداني در كشاندن مردم به پاي صندوق‌هاي راي نداشته است و اين خود سبب شد تا بزرگترين مانع بر سر راه بستن فضاي انتخابات از جانب اقتدارگرايان برداشته شود. ترس از عدم شركت گسترده مردم در يك انتخابات فرمايشي كه همواره چون كابوسي تماميت‌خواهان را مورد آزار قرار مي‌داد به يك‌باره فرو ريخت و نتايج اين امر بسيار زود و حتي به طرزي غيرقابل پيش‌بيني در رد صلاحيت گسترده نامزد‌هاي اصلاح طلب در مجلس هفتم رخ نمود. ظرف كمتر از يك سال از آزادترين انتخابات كشور به فرمايشي‌ترين رسيديم. اگر بتوانيم خود را راضي كنيم تا نام انتخابات را براي نمايشي كه در سال 82اجرا شد به كار بريم، بي‌شك بايد برگزاري چنين انتخاباتي را بايد لكه‌ ننگي نازدودني بر دامان دولت و نظام دانست، اما باز هم پذيرفتن اين حقيقت نبايد سبب فراموشي اين نكته شود كه بي‌تفاوتي چنين شهامتي را در حاكمان ايجاد كرده بود.

گام اول در شكست‌هاي انتخاباتي اصلاح‌طلبان، كه عده‌اي از آن با عنوان پيروزي اصول‌گرايان ياد مي‌كنند، در شوراي شهر دوم برداشته شد و بسيار سريع به مجلس و دولت نيز كشيده شد. ظرف مدت سه سال تمامي نهادهاي انتخابي نظام كه گام به گام و مرحله به مرحله به دست اصلاح‌طلبان افتاده بودند در اختيار «اصول‌گرايان عدالت‌خواه» افتاد. گام‌هايي كه مردم هر يك را با تحمل‌ هزينه‌هايي گزاف و در جهت دست‌يابي به دموكراسي برداشته بودند به ناگاه پس كشيده شدند و جز افسوس ردي بر جاي نگذاشتند.

هرچند اصلاح‌طلبان در دومين دوره رياست جمهوري سيد محمد خاتمي با انتقادات گسترده‌اي از جانب حاميان مردمي خود مواجه بودند و علي‌رغم اينكه اين انتقادات گاه از سر حد اعتراض عبور مي‌كرد و به متهم ساختن اصلاح‌طلبان به خيانت نيز منجر مي‌شد، اما باز هم شكست آنان در انتخابات براي تمامي همان حاميان بسيار گران تمام شد و بيش از پيش بر سرخوردگي نااميدي مردم افزود.

به نظر مي‌رسد كه مردم و اصلاح‌طلبان در دوري باطل اسير گشته‌اند، نااميدي و سرخوردگي مردم از تغييراتي بنيادين، آنان را به نوعي انزوا مي‌كشد و انزواي مردم عرصه را براي ترك‌تازي اصول‌گرايان فراهم مي‌سازد و اقدامات آنان نيز منجر به حاشيه كشيده شدن بيشتر اصلاح‌طلبان مي‌گردد. دوري باطل كه شكستن آن جز با همتي دوباره از جانب مردم ميسر نخواهد شد. تنها و تنها همان مردمي مي‌توانند خود را از اين گرداب نجات دهند، كه اتحادشان در دوم خرداد76 همگان را متحير ساخت.

جمعه اين هفته سومين دوره انتخابات شوراهاي شهر و روستا برگزار ميگردد. خوشبختانه رد صلاحيت‌كانديداهاي اصلاح‌طلب، حداقل در شهر تهران، به نحوي بوده است كه حتي چيزي بيش از شرايط برگزاري يك انتخابات حداقلي را فراهم ساخته است. حال بار ديگر نوبت مردم است تا در مورد سرنوشت خود و كشورشان تصميم بگيرند. به نظر مي‌رسد بار ديگر بايد سرنوشت از سر نوشت.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای سردبیری  |