تبليغاتX
خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه واحد سیاسی-اجتماعی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

 

مانور

عاشقان ولایت

104 کشته بر جا گذاشت

 

 

                              

                   مانور عاشقان ولایت 106 کشته به جای گذاشت

 

    

             مانور عاشقان ولایت 106 کشته به جای گذاشت 

 

توضیح:هواپیمای c-130 حامل 94 نفر از خبرنگاران و تصویربرداران تلویزیون و مطبوعات که برای پوشش خبری مانور "عاشقان ولایت" عازم بندر عباس بود 8 دقیقه پس از پرواز دچار نقص فنی شد و در حالی که خصوصیات ویژه ی این هواپیما آن را قادر می ساخت تا در سه نقطه ی بین راه،یعنی فرودگاه امام،بزرگراه ساوه و حتی بیابان های اطراف شهر فرود آید،خلبان کم تجربه ی هواپیما با راهنمایی غلط برج مراقبت هواپیما را به شهر بازگرداند و باعث بروز فاجعه ای دلخراش شد.

 

 

 

جنبش دانشجویی،موانع،وظایف.

16 آذر دیگری آمد و رفت.اینبار مهجورتر و مظلوم تر از هر بار دیگر.ساکت تر و آرام تر از تمامی سالگردهای مشابه در طول 54 سال سابقه اش.در تنها روزی از سال که به نام دانشجویان نامگزاری شده بود دانشگاه های کشور تعطیل بودند.(آن هم به دلیل آلودگی هوا!!!).

54 سال از واقعه ی حمله ی نیروها ی مسلح شاهنشاهی به دانشجویان معترض در دانشگاه تهران می گذرد.دانشجویانی که به نمایندگی از توده ی مردم نسبت به حضور رییس جمهور آمریکا،کشوری که حداقل در آن دوران بزرگترین نماد سرمایه داری و استعمار گری بود،اعتراض کردند و تاوان این ندای حق طلبانه ی خود را با خون سه فرزند ایران زمین پرداختند که به تعبیر معلم شهید شریعتی به پای آن غول استعمار قربانی شدند.جنبش دانشجویی ایران همواره از مهمترین و پر رنگترین جریانات اصلاح طلب کشور بوده و هست ،اما قطعا این واقعه نقطه ی عطفی در این جریان بود.از آن تاریخ به بعد همواره سالگرد 16آذر همراه بوده با حرکت هایی که غالب آن ها رنگ و بوی نقد قدرت حاکمه را داشته اند و از این منظر همواره حاکمیت با دیده ی تردید به این روز می نگریسته و می نگرد.وقایعی چون 16آذر و 18تیر به خوبی نشان دهنده ی این امر است که جنبش دانشجویی راه خود را- غلط یا درست آن در اینجا موضوع بحث نیست – مستقل از خواست های حکومت و در رابطه ای تنگاتنگ با انتظارات توده ی جامعه می پیماید و در این راه نه تنها از هیچ تهدید و ارعابی باک ندارد، بلکه همواره آماده ی پرداخت سنگین ترین هزینه ها نیز هست.در برخورد با چنین جریانی حاکمیت دارای دو چهره خواهد بود.چهره ی اول به حاکمیتی تعلق دارد که برگرفته از توده ی مردم باشد و خود را نه حاکم که خدمتگزار مردم بداند.برای این نوع حکومت ها جریان دانشجویی به منصف ترین و بهترین منتقد تبدیل می گردد که می توان از طریق آن در هر برحه به خواست بخش عمده ای از توده ی مردم پی برد و نقایص و اشتباهات احتمالی را برطرف ساخت.تجربه ثابت کرده که تعامل دولت با روشنفکران جامعه از جمله قشر دانشجوهمیشه منجر به اتخاذ تصمیمات و برنامه هایی در جهت پیشرفت کشور گشته و در نهایت رضایت مردم و اقتدار حکومت را در پی داشته.تجربه ی این تعامل را در ایران می توان در دوران ریاست جمهوری خاتمی به خوبی مشاهده کرد.خاتمی همواره به دانشگاه به عنوان نهادی مستقل، و ابزار مناسبی برای برقراری ارتباط سالم و مداوم با مردم می نگریست.حضور هر ساله ی وی در دانشگاه به بهانه ی روز دانشجو ( که در طول 8 سال ریاست جمهوری تنها دو سال از آن تخطی کرد ) و  گفتگوی بی پرده با دانشجویان بارز ترین نماد ارتباط او با دانشگاه و حرکت در جهت انتخابی کردن روسای دانشگاه توسط هیئت های علمی،نشانه احترام و اعتقاد او به حفظ استقلال این نهاد بود.اما چهره ی دوم حاکمیتی است که یا خود را بی نیاز از انتقادات مردمی می داند و یا آنچنان ایدئولوژیک است که افکار خود را هر چند در اکثریت نباشد لازم الاجرا و مردم را محکوم به پذیرش آن می پندارد.اینچنین حاکمیتی در وحله ی اول سعی در نادیده گرفتن افکار عمومی و بطبع جریان دانشجویی به عنوان شناسه ای از این افکار می نماید و در صورتی که این امر امکان پذیر نباشد و یا تداوم این جریان را برای بقای خود مضر بداند، ناگزیر از برخورد با آن خواهد بود،که این برخورد هم خود به دو طریق ممکن است.راه اول نفوذ در این جریان و مصادره ی آن به مطلوب نظام حاکم و راه دوم القای احساس یاس و به سکون کشاندن این جریان.از نظر نگارنده آنچه حاکمیت در ایران به تازگی به آن روی آورده راهکار دوم می باشد،چرا که به تجربه آموخته که علی رغم اعمال فشار های گسترده و همچنین تشکیل نهادهای وابسته در دانشگاه نمی تواند در استقلال جریان دانشجویی اخلالی پایدار ایجاد نماید و بجز چند مورد خاص مانند تجمع در برابر سفارت انگلیس و سازمان ملل که باید به عنوان تجمع های خود جوش دانشجویی نمایش داده می شد کاربرد چندانی ندارند.ناچار به طریق دوم متوسل شده است.محدود سازی فضای دانشگاه و تلاش در جهت جلوگیری از فعالیت های سیاسی،سانسور خبری مطبوعات و مبارزه با آزادی بیان و انتشار اخبار،برخورد مستقیم با فعالان دانشجویی و بالا بردن هزینه ی فعالیت های سیاسی،انتصابات رؤسای دانشگاه ها و قطع روند در حال تکوین انتخابات در دانشگاه، همه و همه گواه بر اراده ای است در جهت ایجاد فضای یاس و ناامیدی از تاثیرگذاری و در نتیجه بی تفاوتی و سیاست گریزی در قشر دانشجو که همواره هشیار ترین و حساس ترین قشر جامعه بوده.و همانا این احساس یاس همچون تریاکی است برای تضعیف این جریان و مقدمه ای است برای تبدیل این سیل خروشان به مردابی ساکن و راکد.آن هم در وهله ای از تاریخ که شاید بیش از هر زمان دیگری، کشور محتاج توجه و هوشیاری متفکرین،روشنفکران،فعالان سیاسی و البته قشر دانشجو است.باز هم به اعتقاد نگارنده تنها پادزهر این تریاک دوری دانشجویان از انفعال و پرهیز از پدیده ی سیاست گریزی،و بطبع تلاش در جهت هر چه پررنگ تر شدن نمود جریان دانشجویی و هوشیاری در برابر رخدادهای داخلی و خارجی است که خواسته یا نا خواسته، به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در سرنوشت تک تک ما تاثیرگذار هستند.

 

 

 

 

صدور مجوز برای قتلهای ناموسی

خبر از جنس اخبار حوادث پر شاخ و برگ روزنامه ها نبود. حتی اطلاعات مهم را هم نداشت. ما ندانستيم دختری که به وسيله پدر سر بريده شده، چند ساله بوده، کجای اين سرزمين زندگی می کرده و اصلا چرا پدر 77 ساله ظنين شده که برادرش، عموی دختر، به او تجاوز کرده و به دليل حفظ شرف و آبرو دخترش را کشته است. اما همين بس بود که بدانيم يک قتل ناموسی ديگر اتفاق افتاده است بی آن که سر و صدايی به پا کند.

دراين يادداشت قصد نداریم به علل فرهنگی و اجتماعی قتلهای ناموسی بپردازیم. تنها می خواهیم قوانين و مقرراتی را بررسی کنیم که  نه تنها از وقوع چنين قتلهايی پيشگيری نمی کند، بلکه در واقع نوعی جواز بی سرو صدا برای آن صادر می کند.

قتلهای ناموسی، همانطور که از عنوان آن پيداست، قتلهايی است که با انگيزه حفظ ناموس توسط خويشاوندان نزديک زنی که به علت  برقراری رابطه با مردی خارج از خواست خانواده يا حتی مورد تجاوز قرار گرفتن از سوی مردی ديگر انجام می شود

. قربانيان اين قتلهای از قبل برنامه ريزی شده ، تنها زنان و دختران هستند و نه مردانی که با آنها رابطه داشته يا به آنها تجاوز کرده اند. 

هرچند مجموعه ای از دلايل فرهنگی و اجتماعی ، بستر را برای رخ دادن قتلهای ناموسی فراهم می کند، اما موادی از قانون نيز به کمک می آيند تا کسانی که اين قتلها را انجام می دهند، هيچگاه به مجازات نرسند يا از تخفيفهای قابل توجهی برخوردار شوند. با حذف جنبه بازدارندگی از قوانين مربوط به اين نوع از جرائم ، زمينه ای ديگر برای وقوع قتلهای ناموسی فراهم می شود. قتلهای ناموسی عمدتا به وسيله افراد خانواده يا با اطلاع و موافقت آنان انجام می شود. بنابراين طبيعی است که در بيشتر موارد به دليل عدم پيگيری خانواده، اساسا کشف نشود.اما در موارد نادری که  از سر اتفاق،  مقامات  قضايی  درجريان  قرار می گيرند نيز قانون به کمک قاتل می آيد تا از مجازات فرار کند.

ماده 219 قانون مجازات اسلامی می گويد:" کسی که محکوم به قصاص است بايد با اذن ولی دم او را کشت." وقتی قاتل با رضايت خانواده، زن يا دختر آن خانواده را کشته است، معلوم است که ولی دم مقتول هيچگاه اجازه قصاص او را نخواهند داد. (1)حتی اگر ولی دم بخواهد چنين قاتلی را که معمولا مرد است، به مجازات برساند، براساس ماده 209 همين قانون که می گويد" هرگاه مرد مسلمانی عمدا زن مسلمانی را بکشد محکوم به قصاص است ليکن بايد ولی زن قبل از قصاص قاتل نصف ديه مرد را به او بپردازد." با ندادن نصف ديه زن توسط خانواده ای که خواستار قتل فرزندشان بوده اند، قاتل با پداخت نصف ديه يا حتی بدون آن از تور مجازات می گريزد.(2)

 اگر قاتل پدر مقتول باشد، به حکم ماده 220 قانون مجازات اسلامی " پدر يا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت ديه قتل به ورثه مقتول و تعزير محکوم خواهد شد." درحالی که به نظر می رسد پدر يا پدربزرگی که فرزندش را به قتل می رساند به مراتب سنگدل تر از کسی است که شخص ديگری را که هيچ پيوند خونی با او ندارد، به قتل می رساند.

بنابراين برای به مجازات رسيدن قاتلان ناموسی، تنها راه باقی مانده ، استفاده از ماده 612 همين قانون است که مقرر می دارد:" هرکس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته يا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد و يا به هر علت قصاص نشود، در صورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم و صيانت و امنيت جامعه يا بيم تجری مرتکب يا ديگران گردد دادگاه مرتکب را به حبس از سه تا ده سال محکوم می نمايد." با حساب اين ماده قاضی می تواند قتل ناموسی را موجب اخلال در نظم عمومی يا جری شدن قاتل و ديگران نداند و هيچ مجازاتی برای آن درنظر نگيرد. تا زمانی که انگيزه ناموسی در قتل به يکی از عوامل تشديد کننده مجازات تبديل نشود و مواد قانونی که به پدر اجازه می دهد فرزندان خود را بکشد و به خانواده زن مقتول اجازه می دهد برای قتل ناموسی برنامه ريزی کنند بی آن که نگران تعقيب قانونی باشند، زيرا هم آنهايند که بايد درباره مجازات شدن يا نشدن قاتل تصميم بگيرند، قوانينی که بايد مجرم را به مجازات برسانند تا عدالت برقرار شود، خود مجوز زن کشی و قتلهای ناموسی را صادر خواهند کرد. 

 

 

 

 

* اعلاميه جهاني حقوق بشر

ماده پنجم: احدي را نميتوان تحت شکنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد که ظالمانه و يا برخلاف انسانيت و شئون بشري يا موهن باشد.

*  تمامي کشورهاي عضو ملل متحد از جمله جمهوري اسلامي ايران  متعهد شده اندکه به مفاد اين اعلاميه پايبند باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای پنهان کردن اختلاف و انشقاق در جبهه راست

هر نه روز یک کرشمه٬ هر روز یک بهانه

(مصطفی تاج‌زاده) 

سايت خورشيد كه گفته می‌شود توسط هواداران احمدی‌نژاد اداره می‌شود نوشت: خبرگزاری فارس با تشكيل جلسات منظم با تعدادی از نمايندگان مجلس جبهه مخالفان دولت را سازماندهی خواهد كرد ... اولين محصول اين جلسات جنگ روانی به بهانه عدم ورود قاليباف به هيأت دولت و فشار برای معرفی سخنگوی دولت بوده است. مسائلی مانند تأخير در معرفی چهار وزير باقيمانده دولت، انتصاب استانداران و ... در دستور كار آينده اين رسانه قرار دارد ... در اين جلسه با قول مساعد نمايندگان مقرر شد مسائل مالی اين خبرگزاری توسط يك نهاد انقلابی تأمين شود." براساس گزارش سايت خورشيد آقايان عماد افروغ، محمد خوش‌چهره، عليرضا زاكانی، حسين فدايی و الياس نادران به منظور تشكيل جبهه با آقای فضائلی مديرعامل خبرگزاری فارس فوق جلسه تشكيل دادند.

خبر فوق را كه سايت محافظه‌كار فردا افشا كرد (28/7/84) آشفتگی و اختلاف‌نظر گسترده و عميق در درون جناح راست را نشان داد و بيانگر آن بود كه تلاش‌های چند ساله برای يكدست كردن حكومت و تابع بی‌چون و چرای مقام رهبری كردن دو قوه مقننه و مجريه با دشواری‌های زياد مواجه ‌شده است. در حقيقت يكدست‌كنندگان حكومت توجه نكرده‌ بودند كه سياست در ايران، شايد هم در همه جهان، "تقسيم بر دو" است و هر جناح اگر همه قدرت را در دست خود بگيرد، دير يا زود اختلاف سلائق و منافع رهبران و اعضا، آن را دست كم به دو گروه تقسيم می‌كند. همچنانكه حذف جناح خط امام (سال 70)، محافظه‌كاران را به سه گروه راست مدرن، راست سنتی و چپ نظامی منشعب كرد. اكنون نيز اخراج اصلاح‌طلبان از دايره حكومت، جناح مدعی ذوب در ولی‌فقيه را حداقل به دو گروه محافظه‌كاران (راست سنتی قديم) و اقتدارگراها (بنيادگراهای ميليتان و جنگ‌طلب) تقسيم كرده‌ است و هر كدام تلاش می‌كنند خود را اصولگرای واقعی بخوانند. در هر حال كمتر از سه ماه از تشكيل دولت جديد كار جناح راست از حد اختلاف سليقه گذشته و به تهمت و افترا به يكديگر رسيده است (اگر خبر اول دروغ باشد). چنانچه گزارش مذكور صحيح باشد بايد گفت اختلافات در اركان حاكميت يكدست به تشكيل جبهه مخالفان دولت در درون جناح راست منجر شده است.

جالب آن‌كه همين سايت بيست روز بعد به نقل از برخی منابع نزديك به احمدی نژاد ادعا كرد: "كميته‌ای مخفی با هدف ساقط كردن دولت از سوی مخالفان احمدی‌نژاد تشكيل شده است .... هدف از تشكيل اين كميته، برنامه‌ريزی برای راه اندازی جنگ روانی گسترده عليه رئيس جمهور است." اين منبع آگاه "برخی گروه‌های سياسی و رسانه‌های خبری كشور را متهم به همكاری مستقيم يا غيرمستقيم با اين كميته كرد." وی همچنين ادعا كرد: "اعضای اين كميته در آخرين نشستشان هدف نهايی خود را زمينه سازی برای طرح عدم كفايت سياسی رئيس جمهور اعلام كرده و برای فراهم سازی مقدمات آن برنامه‌ريزی كرده‌اند." (سايت فردا، 19/8/84)

به نظر می‌رسد ادعای اخير برای به فراموشی سپردن خبر اول و تحت‌الشعاع قرار دادن اختلافات روزافزون اقتدارگراها با خلق دشمن مشترك، هر چند واهی تهيه شده و هدف نهايی آن محدود كردن بيشتر آزادی‌های سياسی و اجتماعی اصلاح‌طلبان و ديگر منتقدان است. روشن است كه اين اخبار جعلی در افكار عمومی جدی تلقی نمی‌‌شود و از كار فروبسته اقتدارگراها گرهی نمی‌‌گشايد. اگر خاتمی سخن از بحران‌های 9 روزه عليه خود دولت می‌گفت به علت آن بود كه اولاً همه مجاری قدرت در اختيار محافظه‌كاران بود (نيروهای نظامی و انتظامی، قوه‌قضائيه، صداوسيما، شورای نگهبان و ...). ثانياً كارشكنی‌ها عليه دولت را همه مردم مشاهده می‌كردند. اكنون به اذعان مقام رهبری همه اركان نظام همسو با يكديگرند. اصلاح‌طلبان نيز فاقد ابزار كارشكنی هستند. پس هيچ بهانه‌ای برای تحقق وعده‌ها و شعارهای حاكميت يكدست البته در زمان معقول قابل قبول نيست.

 
دولت خودمانی

مدتی پیش،رییس جمهور احمدی نژاد در سفری که به استان ایلام داشت،گی یک سخنرانی دولت پیشین را متهم کرد که تنها از عده ای از دوستان و اقوام خود در پست های مدیریتی استفاده می کرده و از بین بردن این روند و استقرار شایسته سالاری(البته با معیارهای ایشان)را از دستاوردهای دولت جدید عنوان کرد.البته ما که هرچه سعی و جستجوکردیم نام هیچ یک از اقوام و یا نزدیکان سید محمد خاتمی را در رده ی مدیران و یا وزران دولت اصلاحات ندیدیم.(فراموش نکنیم که محمد رضا خاتمی،برادر رییس جمهور سابق،با رای مردم نماینده ی دولت شد و نه با انتصاب برادر.)اما در دولت جدید علی رغم تبلیغات و جارو جنجال های گسترده ی آقای احمدی نژاد و امضای میثاق نامه وزیران و قول و قرار با امام زمان و هزار بازی مشابه،هنوز یادمان نرفته که خود ریس جمهود پیش قدم شد و با انتصاب برادر خود راه را برای دیگر وزیران و معاونان باز کرد تا در مسابقه ی انتصابات فامیلی آنچنان کورسی را راه بیاندازند که درج همه ی اخبار آن برای ما غیر ممکن است و صرفا برای یادآوری اقدام به درج نامه ای می کنیم که چندی پیش از جانب عده ای از فعالین ستاد انتخاباتی احمدی نژاد انتشار یافت.(متن کامل قبلا در پنل انجمن نصب شده بود و در اینجا صرفا لیست اسامی آن به چاپ می رسد.)

منصوبین مهندس زريبافان:
 1-  مددي سرپرست رفاه ( باجناق آقاي زريبافان ) حرف و حديث ها در مورد ايشان بسيار زياد است،از نظر زندگي و مشاوريني كه دارد مانند دكتر گودرزي.
 2- سيدمحسن نبوي : عضو هيات مديره شركت سرمايه گذاري خارجي ( داماد آقاي زريبافان(
 3- عليرضا مددي : مديركل وزارتي وزارت تعاون ( برادرزاده باجناق زريبافان (

 5- ناظمي اردكاني : وزير تعاون ( شوهر عمه داماد زريبافان (
 6- دانش جعفري : وزير اقتصاد ( پسر عمه پدر داماد زريبافان (
 7- نوحي نژاد : دنبال گرفتن صندوق بازنشستگي، در شهرداري هم منطقه 2 مسئولين گرفته (داماد باجناق ديگر زريبافان (.

مهندس هاشمي ثمره ( مشاور ارشد رييس جمهور خواهرزاده باهنر )
1- مهندس مهدي هاشمي ثمره : مديركل وزارتي وزير نيرو ( برادر هاشمي ثمره (
2- خانم قند فروش : مشاور خانواده وزير كشور ( همسر برادر هاشمي ثمره (
3- عبدالحميد هاشمي ثمره : معاون وزير صنايع ( برادر هاشمي ثمره (
4- آقاي موسي پور : معاون پارلماني وزير كشور ( داماد خواهر مهندس باهنر (
5- علي جنتي : معاون سياسي وزير كشور( پسر آيت الله جنتي )(دو دوره براي آقاي هاشمي كار مي كردند) .

 

 

 

 

مسوول نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه شهید بهشتی:

اسلامی شدن دانشگاه ها به حذف کنکور کمک خواهد کرد

 

نماینده ولی فقیه در دانشگاه شهید بهشتی گفت: برای اسلامی شدن دانشگاه ها، علم باید مهمترین بحث میان دانشجویان و دانشگاهیان باشد زیرا با روی آوردن دانشجویان به علم و پژوهش وقتی برای امور غیر دانشگاهی نخواهد ماند.وی تاکید کرد: در بسیاری از دانشگاه های دنیا دانشجویان به دلیل فشار کار علمی، خودکشی می کنند در صورتی که در کشور ما برنامه های غیر دانشگاهی و فوق برنامه به دلیل وقت آزاد دانشجویان بیشتر مورد استقبال قرار می گیرد. دانشجویان به دلیل این وقت آزاد غیر علمی به سمت کارهای غیر دانشگاهی و غیر اخلاقی می روند.مسئول نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه شهید بهشتی تصریح کرد: اگر دو شاخص علم و همخوان بودن آن با آموزه های اسلامی را در دانشگاه ها اجرا کنیم دیگر نیازی به برگزاری کنکور هم نخواهد بود زیرا افرادی که برای مدرک جویی و کارهای غیرعلمی و اخلاقی به دانشگاه آمده اند کنار می روند و از سوی دیگر نیازی به تقویت کمیته های انضباطی هم نیست.

 

يك ديوار شيشه ای بين مجلس و مردم كشيدند!

 

در فاصله تعطيلات يك هفته‌‏ای نمايندگان، ديواری شيشه‌‏ای حائل، بصورت نيم دايره جلوی در ورود و خروج نمايندگان نصب شد. اين اقدام اعتراض برخی از نمايندگان مجلس هفتم را بر انگيخت.برخی نمايندگان گفته اند اين ديوار روحيه تشريفاتی بر مجلس مسلط می‌كند.يك نماينده گفته است: "در خانه قاضی گردو زياد است ولی حساب كتاب دارد"، افزود: اگر مصاديق بودجه مجلس روشن نباشد همين می‌شود كه بی‌حساب و كتاب خرج می‌شود. هر بار ما از تعطيلات مجلس بر می‌‏گرديم، كار پردازان يك چيز جديد در مجلس ساخته‌‏اند. رئيس مجلس فرمايشی در پاسخ به اين نمايندگان گفته است: نصب اين حائل لازم بود. اشخاصی كه اجازه ورود به مجلس را ندارند،(مثل معلمان، كارگران، پرستاران، كارمندان، دانشجويان و خلاصه هر قشر و گروه و طبقه معترض ديگری و يا خبرنگاران!) جلوی در جمع می‌‏شوند به نحوی كه انگار در مجلس هستند.

 

چادر اجباری

 

سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در اقدامي بي سابقه در سال هاي اخير، با گماردن مامور بر سر در بعضي رستوران‌هاي وابسته به دولت و نيروهاي مسلح، از ورود خانم هاي داراي پوشش مانتو و روسري جلوگيري کرده است.اين اقدام که اولين خبرها در خصوص آن از هنگام ماه رمضان به گوش رسيده بود، در هفته هاي اخير گسترش یافته است.نکته قابل توجه در اين زمينه، دخالت نيروهاي يک يگان "نظامي" در برخورد با خانم هاي بدون چادر است. چرا که سالياني دراز است (در واقع: پس از انحلال گشت هاي "مبارزه با مفاسد اجتماعي" سپاه پاسداران موسوم به "گشت ثارالله") که سپاه در زمينه برخورد با موضوعاتي چون "بدحجابي" مسووليتي نداشته و اين مسووليت را، عمدتاً نيروي انتظامي يا بسيج به عهده داشته است. به عقيده برخي تحليلگران، اجبار به استفاده از چادر در حتي اماکن تفريحي خانواده هاي کارکنان دستگاه هاي حکومتي خاص، اقدامي از نوع تصفيه وسيع کارکنان دولت در جهت استقرار نيروهاي "خودي" تر بر قوه مجريه است. رويکردي که جهت گيري مشخص آن، "يکدست کردن دستگاه هاي حکومتي، از رأس تا بدنه" ارزيابي مي شود

 

 

در زندان مريوان
روزنامه نگار كرد ايران دهان خود را با نخ دوخت

"مادح احمدی” روزنامه نگار كرد زندانی در زندان مريوان پس از اعتصاب غذا دهان خود را دوخت." احمدی” در رابطه با نا‌آرامی های ماه های گذشته كردستان دستگير و روانه زندان مريوان شده است. يكی از اقوام نزديك اين روزنامه نگار گفت: "مادح احمدی” از لحاظ جسمی در وضعيت خطرناكی قرار گرفته است.

 

 

 

به یاد ۱۰۴ شمعی که خاموش شدند

 

برای زندگی بی ترانه ات آوازی بخوان

مگذار زهر سکوت ساکتت کند

گاهی در خطیر ترین لحظه های زیستن

انفجار زیباترین کار است

و در این غروب نفس گیر

که نه از روز رفته اش ردپائی برجاست

و نه از شب نیامده اش پیامی پیداست

منفجر کن خودت را

    با خنده ای

           با فریادی!

گاهی در خطیر ترین لحظه های زیستن

یک فریاد دل را از دق کردن نجات می دهد

  فراموش کن!

    فراموش کن!

فریب هائی را که خورده ای

    فریب هائی را که داده ای!

 فراموش کن!

انسان همیشه در حال تناول فریب است

به ایستگاه فردا دل خوش مکن!

این قطار که بارش زندگی ست هرگز نمی ایستد

تنها نگاه ماست که بر منظره ها توقف می کند

   در انتهای جاده

مخمل بال پروانه ها ریل را فرش کرده و با نزدیک شدن قطار

چراغ ایستگاه خاموش می شود!

                                                       سالک

 

 

 

 

 

 کاریکاتور

 

       

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای سردبیری  |