تبليغاتX
خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه واحد سیاسی-اجتماعی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

                  سلام بر دمکرات ها

      

 

 

 

وابستگی سیاست داخلی کشورهای جهان به سیاست­های خارجی دیگر کشورها، در جهانی که آن را دهکده می­خوانند، روز به روز در حال افزایش است. با افزایش سهم و میزان تاثیر گزاری هر کشور در معادلات بین­المللی، اثر گذاری تغییرات داخلی آن در جهت­گیری سیاست­های جهانی نیز پررنگ­تر می­گردد.

با این توضیحات، ناگفته پیدا است که در وضعیت کنونی جهان، تغییرات داخلی ایالات متحده، به عنوان بزرگترین بازیگر عرصه سیاست­های جهانی، از بالاترین اهمیت برای دیگر کشورهای جهان برخوردار است، همین امر سبب شده تا نتایج انتخابات در آمریکا، به عنوان بارزترین شیوه و عامل تغییر در سیاست­های این کشور، در تمامی کشورهای جهان، از جانب فعالین و صاحب­نظران سیاسی به شدت مورد پیگیری قرار گیرد.

هفته گذشته و در جریان انتخابات میان­دوره­ای کنگره و سنای آمریکا، حزب دموکرات این کشور موفق شد تا رقیب جمهوری­خواه خود را با قاطعیت شکست دهد و به برتری شش ساله آن در مجلسین ایالات متحده خاتمه بخشد. این پیروزی واکنش­های گسترده­ای را در اقصی نقاط دنیا به همراه داشت که «آسوشيتدپرس» به درستی آن را «استقبال جهانی از پیروزی دموکرات­ها» خواند.

در اقدامي غير منتظره، بيش از 200 نماینده سوسياليست پارلمان اروپا، نتايج انتخابات آمريكا را «آغازي براي پايان دادن به شش سال كابوس جهان» دانستند. «آندرس فوگ راسموسن»، نخست وزير دانمارك در يك سخنراني تلويزيوني ابراز اميدواري كرد رييس‌جمهور آمريكا و كنگره‌ي جديد اين كشور بتوانند به شيوه‌اي مشترك در خصوص مسايل عراق و افغانستان دست يابند. «هوگو چاوز»، رييس‌جمهور ونزوئلا كه همواره از مخالفان دولت بوش محسوب مي‌شود، اين انتخابات را يك راي‌گيري «انتقام‌جويانه» عليه جنگ عراق و فساد در داخل دولت بوش خواند. «دانيل اورتگا»، رييس‌جمهور تازه منتخب نيكاراگوئه نيز در جمع هزاران تن از حاميانش در سخنراني پيروزي‌ اظهار داشت: «جمهوري‌خواهان شكست خوردند چون همواره مي‌خواستند در جنگ باشند و جنگ هميشه از جانب همه‌ي مردم امري رد شده است». «حافظ حسين احمد»، از قانونگذاران مخالف پاكستاني با استقبال از نتايج انتخابات در آمریکا گفت: «بوش بايد كنار گذاشته شود، محاكمه شود و همانند صدام به مرگ محكوم شود».

اما به راستی این همه استقبال و شعف از به روی کار آمدن دموکرات‌های آمریکا به چه دلیل است؟ به عبارت دیگر، تغییر حزب حاکم در آمریکا تا چه حد در دیگر نقاط جهان موثر و حائز اهمیت است؟

بی شک یافتن پاسخی دقیق و کامل برای این پرسش، در حد و توان نگارنده این مقاله نیست، در این جا تنها سعی خواهد شد تا تاثیرات احتمالی نتایج انتخابات آمریکا در ایران مورد بررسی قرار گیرد و در این راه بیش از هر چیز به تاریخچه تحولات داخلی ایران در قبال تغییر سیاست در آمریکا پرداخته خواهد شد.

در سال 1952 میلادی، «دوایت آیزنهاور»، کاندیدای جمهوری­خواهان توانست تا در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده به پیروزی دست باید. 8 سال دوران ریاست جمهوری او (1331-1339ه.ش.) در ایران مصادف بود با کودتای ننگین 28 مرداد، که به سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق انجامید. پس از آن نیز موجی گسترده از سرکوب و خفقان، که از شهریور 20 و سقوط رضاخان تا آن زمان بی­سابقه بود کشور را فرا گرفت. اما با پایان یافتن دوران ریاست جمهوری آیزنهاور و شکست جمهوری­خواهان در برابر «جان اف کندی» نامزد دموکرات­ها، وضعیت در ایران نیز به کلی تغییر کرد، تا جایی که شاه انقلاب معروف خود، یعنی «انقلاب شاه و مردم» و یا «انقلاب سفید» را در دستور کار قرار داد. طرح اصلاحات گسترده عرضی و همچنین اعطای حق رای به زنان ایرانی در سال 42، بدون شک بی ارتباط با فشارهای کندی بر شاه نبود. ترور کندی در 1963 (1342ه.ش.)، دوران سه ساله ریاست جمهوری وی را ناتمام گذارد و علی­رغم پیروزی مجدد دموکرات­ها به رهبری «لیندون بنیز جانسون» در انتخابات سال 1963، شرایط هرگز به دوران جوان­ترین رییس جمهور مقتول آمریکاباز نگشتاما بی­شک کندی، موثرترین رییس جمهور آمریکا در تاریخ ایران پیش از انقلاب نبود. در سال 1976 (1355ه.ش.) «جیمی کارتر»، یک بار دیگر دموکرات­ها را پیروز عرصه انتخابات آمریکا کرد. وی پس از کسب مقام ریاست جمهوری، بلافاصله سیاست معروف حقوق بشر خود را در پیش گرفت و در این راه حتی از اعمال فشارهای گسترده به بزرگترین هم­پیمان آمریکا در منطقه، یعنی شاه ایران هم خودداری نکرد. بر اثر همین فشارها، فضای سیاسی کشور به طرز کم سابقه­ای آزاد شد. عده بسیاری از زندانیان سیاسی مورد عفو قرار گرفتند و مطبوعات از آزادی­ عمل بیشتری برخوردار گردیدند. همین فضای نسبتا باز سبب افزایش سرعت حرکت قطار انقلاب شد، به نحوی که هیچ یک از انقلابیون داخلی و یا صاحب­نظران خارجی باور نمی­کردند که انقلاب ایران با این سرعت به پیروزی برسد.

اما عکس­العمل نظام جدید ایران (جمهوری اسلامی) در قبال اقدامات دموکرات­ها، یعنی اشغال سفارت و گروگانگیری دیپلمات­های آمریکایی، آنچنان اقبال مردم آمریکا را از اعضای این حزب برگرداند، که کارتر نتوانست برای دومین بار به پیروزی دست یابد و این اتفاق در آمریکا نسبتا نادر، و نشان دهنده اوج نارضایتی مردم از عملکرد یک رییس جمهور است. برانگیخته شدن احساسات مردم آمریکا در جریان اشغال سفارت این کشور در ایران، بی شک بزرگترین عامل شکست کارتر و دموکرات­ها در انتخابات سال 1980 بود که سبب شد تا این حزب برای مدت 12 سال از قدرت به دور بماند.

 پیروزی «دونالد ریگان» در انتخابات 1980 (1359ه.ش.) و دوران هشت ساله ریاست جمهوری وی، همراه بود با هشت سال جنگ و تحریم برای کشور و مردم ایران. پس از وی نیز «جرج بوش» پدر در انتخابات 1988 جمهوری­خواهان را به پیروزی رساند. در مدت این 12 سال (1359-

1371)، علاوه بر اوضاع بین­المللی ایران که با وجود جنگ و تحریم به شدت رو به وخامت گذارده بود، اوضاع سیاسی در داخل کشور نیز به شدت بسته و خفقان­آمیز شد. تعطیلی و حذف بسیاری از احزاب و گروه­های شرکت کننده در انقلاب از جانب یک گروه، سرکوب انتقادات مخالفین به بهانه لزوم حفظ اتحاد در زمان جنگ و در نهایت حذف وحشیانه دگراندیشان کشور در جریان قتل­های زنجیره­ای، تنها چند نمونه از وقایع ناگوار در این دوران هستند. دورانی که سرانجام با روی کار آمدن «بیل کلینتون» و بازگشت مجدد دموکرات­ها به پایان رسید.

کلینتون، که بسیاری وی را بهترین رییس جمهور تاریخ آمریکا می­دانند، اهمیت ویژه­ای برای حل مسالمت­آمیز اختلافات کشورش با ایران قائل بود. بی­شک گزافه نخواهد بود اگر وقوع حرکت گسترده و جنبش­وار دوم خرداد 76، و اوج گیری اصلاحات در ایران را نیز تا حدودی متاثر از سیاست­های خارجی آمریکا در زمان این رییس جمهور دموکرات بدانیم. در برابر اقدامات کلینتون، که علی­رغم فشارهای

گسترده از جانب طیف­های تندرو در داخل آمریکا انجام می­شد، رییس جمهور اصلاح­طلب ایران، «سید محمد خاتمی» نیز اقدام به برگزاری یک مصاحبه جنجالی و فرستادن پیامی تاریخی برای مردم آمریکا نمود. هرچند بسیاری این اقدام خاتمی را آغازی بر پایان جو بی­اعتمادی حاکم بر روابط دو کشور می­دانستند، اما جریانات تندرو و اقتدار گرای نظام، که برای بیش از بیست سال حیات خود را در نفی و دشمنی با آمریکا قرار داده بودند، بسیار زودتر از آنچه تصور می­شد وارد عمل شده و از ادامه این روند اعتماد سازی جلوگیری کردند تا بار دیگر و با شکست سیاست­های صلح­آمیز یک رییس جمهور دموکرات در آمریکا، نوبت به جمهوری­خواهان برسد.

با پیروزی «جرج بوش» پسر، نماینده جمهوری­خواهان در انتخابات سال 2001 (1380)، به زودی جریان اصلاحات در ایران نیز رو به ضعف و افول نهاد و تا آنجا پیش رفت، که با رد صلاحیت گسترده و بی سابقه نامزدهای اصلاح­طلب در انتخابات دور هفتم مجلس، عملا چیزی از دموکراسی در کشور بر جای نماند. طی دوران هشت شش ساله ریاست جمهوری جرج بوش و همراه با اقدامات جنون آمیز وی در گسترش جنگ به نقاط مختلف جهان، افراطیون داخلی ایران نیز توانستند سنگرهای فتح شده توسط اصلاح­طلبان را یکی پس از دیگری باز پس گیرند، تا سرانجام تندرو ترین جریان افراطی کشور دولت را به دست گیرد. جریانی که در تشابه با همتای آمریکایی خود، بی وقفه از جنگ و نبرد در جهان سخن می­گوید و برای خود مبارز می­طلبد.

شباهت میان سران و رهبران تندرو دو کشور، چه در گفتار و رفتار، و چه در زمینه­های فکری و اعتقادی به حدی است که شاید بتوان امیدوار بود سرنوشتی مشابه در انتظار آنان باشد. مردم ایران، مدت­ها است که شباهت­ بسیاری به همتایان آمریکایی خود پیدا کرده­اند. آمریکایی­ها دموکرات­ها را انتخاب کردند، آیا ایرانیان نیز به سوی دموکراسی خواهان باز می­گردند؟

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای سردبیری  |