آه اگر آزادی سرود دیگری می خواند

دست کش مخمل بر مشت آهنین
«آرش»
چند ماهي است سردار قاليباف با كت و شلوار پشت قاب شيشه¬اي تلويزيون ظاهر مي¬شود و به عنوان شهردار تهران درباره معضلات و مشكلات اين شهر بزرگ (از خلاءهاي فرهنگي تا ترافيك) صحبت مي¬كند. عجيب نيست اگر سردار طلائي (همانطور كه زمزمه¬هايش به گوش ميرسد) هم مثل قاليباف عطاي نظامي بودن را به لقايش ببخشد و براي حضور در شوراي شهر تهران نامزد شود. البته اين گونه تغيير كاربري¬ها! در جمهوري اسلامي چندان عجيب نيست. «علي لاريجاني» و همراه هميشگياش در سپاه «عزتاللهضرغامي» سالهاست كه در اساسيترين رسانه ملي ما يعني صدا و سيما فعاليت ميكنند.
لازم به يادآوري نيست كه نظاميگري چه مصيبتهايي براي ايران به همراه داشته است، از خلع سلاح وحشيانه¬ مجاهدين تبريز به دست «يپرم خان» ارمني و در نهايت كشته شدن «ستارخان» سردار ملي، تا حكومت بالكل نظامي رضاخان؛ قزاقي كه با قدرت گرفتن در كودتاي 1299 آرام آرام زير دستان خود (همان فرماندهان نظامي) را به نقاط مختلف كشور فرستاد تا پايگاههايي براي او شوند و تنها پنج سال بعد براي محكم سازي حكومتش و تير خلاصي كه به مشروعيت نظام زد از همين دست¬نشانده¬هاي نظامي بهره گرفت. وي تا سال 1320 به كمك نظاميگري براي تضمين قدرت مطلق خود روزنامه¬هاي مستقل را به تعطيلي كشاند و احزاب سياسي را از ميان برد و مجلس را به صورت لباس آراستهاي بر بدن حكومت نظامي خود پوشاند.
در اين مجال به بررسي آسيبهاي اقتصادي و منطقهاي ميپردازيم كه دولت در روابط خارجي با آن مواجه به علت لحن نظامي شده است.
خاتمي با طرح تز گفتگوي تمدن¬ها و به كار بستن آن در سياست خارجي ايران، منطق كشور را از برخورد تند به گفتمان مصالحه، در فضايي آرام و مقيد به تامين خواسته¬هاي دو طرف تبديل كرد. انرژي هستهاي كه در دوره وي به آرامي پيش ميرفت اكنون به بزرگترين مشكل ما تبديل شده و خطر تحريم را به ارمغان آورده است و نشان از لحن پرخاشگرانه¬ ادبيات سياسي دولت مردان ماست.
اكنون روابط خارجي به صورت جنگ سردي در آمده كه تجربه قرنها به ما بيم شكستي ديگر ميدهد. در تاريخ ما كم نيستند پيمانهايي كه با فلان دولت بسته شده و همين دولت با دولت ثالثي به توافق سيده كه حاصل آن بد بختي به معناي واقعي كلمه براي مردم و غرور ملي ما بوده! نظاميان كت و شلوار پوش به صحنه سياست خارجي ما وارد شدند و ميز گفتگو را با جبهه جنگ اشتباه گرفتهاند.
سوال اينجاست كه ديگر سياستمداران ايران در مقابل اينگونه تحركات دولت حاكم چه ميكنند؟ پر سرو صداترين و تازهترين واكنش، نامهاي از امام است كه توسط «هاشمي رفسنجاني» منتشر شد. كه نشان از نگرانيهاي يكي از قدرتمندترين بازوهاي نظام دارد. خالي شدن صندوق ذخيره ارزي و پيامدهاي تزريق ناگهاني مقدار زيادي پول به صورت وامهايي كه دولت جديد به بهانههاي متفاوت در اختيار نورچشميها قرار داده، نظير تورم و افزايش قيمت برخي كالاهاي اساسي و بي ثباتي اقتصادي كشور كه باعث فرار بي سابقه سرمايه ها به كشورهاي عربي شده است، بزرگترين ضربه را به اقتصاد نو پا و در حال رشد پس از جنگ ما زده است.
همچنين رفسنجاني با يادآوري سال هاي اواخر جنگ و جنگيدن با دست خالي و نيز ياد آوري موضع برخي فرماندهان سپاه مبني بر ادامه جنگ و ناديده گرفتن اوضاع اقتصادي شباهت هايي با دوران حاضر نشان مي دهد .
اقتصاد فعلي ما به شدت وابسته به صادرات نفت و واردات كالاهاي مصرفي شده است: از كوچك ترين ابزار ( نظير وسايل صوتي و تصويري و حتي اسباب بازي ) تا بنزين كه چرخه ي اقتصاد ما به آن وابسته است.
امريكا وانگليس براي اجراي طرح خاور ميانه بزرگ كه امنيت منطقه را براي انتقال نفت تامين مي كند از هيچ اقدامي فرو گذار نخواهند شد . پيشنهاد دهندگان تحريم اقتصادي ايران با وجود ضربات فراواني كه به اقتصاد و محبوبيت خود زده اند براي حفظ اين امنيت به افغانستان و عراق حمله كردند . و هيچ بعيد نيست كه به ماجراجويي هاي جديد دست بزنند. مطمئناً تحريم در حالي كه اقتصاد مريض ما به شدت وابسته به كشور هاي دور و نزديك است، به پول نفت معتاد شده و سالانه 40 ميليارد دلار است، به پول نفت معتاد شده و سالانه 40 ميليارد دلار كالا وارد ميكند، ضربهاي جبران ناپذير به پيكر زخم خورده ملت ايران خواهد زد.
اي كاش از خاتمي تعامل با جهان را ياد ميگرفتيم، يا اينكه حداقل قدر دستاوردهاي دوران او را ميدانستيم و در چشم به هم زدني وضعيت مطلوبمان را به باد نميداديم. به راستي با اعمال تحريم از طرف دولتهاي خارجي ملت ما با دست خالي تا كجا توان رفتن خواهد داشت؟

ما مخالفیم
2- طلاق:
طبق قانون، طلاق حق انحصاری مرد است و مرد میتواند هر وقت که بخواهد زنش را طلاق دهد. اما اگر تقاضای طلاق از طرف زن مطرح شود او باید مواردی همچون: بد رفتاری همسر، ندادن نفقه، اعتیاد و یا زندانی بودن شوهر و ... را اثبات کند. بسیاری میدانند که اثبات این موارد در دادگاه چقدر دشوار است. در اغلب اوقات زن پس از چند سال دوندگی موفق به اثبات آن میشود. البته در این موارد نیز زن برای رهایی از ظلم و کتکهای شوهر، اغلب مجبور میشود که مهریه خود را ببخشد. تحقیقی که در شهر قم انجام شده است نشان میدهد که 91درصد از زنان طلاق گرفته در این شهر، مهریه خود را به صورت کامل دریافت نکردهاند. در طلاقهایی هم که با توافق زن و شوهر انجام میشود موارد بسیاری را میبینیم که این زن است که تمام حقوق مالی خود را بخشیده تا توانسته به اصطلاح توافق شوهر را بگیرد. در بسیاری از موارد حتی هزینههای محضر و جاری شدن صیغه طلاق را نیز زن پرداخت کرده است. این در حالی است که حتی در قوانین شرع نیز ذکر شده است که طلاق «خلعی»، طلاقی است که اگر زن مهریه خود را ببخشد به راحتی میتواند طلاق بگیرد، اما در قوانین موجود به دلیل اینکه «رضایت شوهر» هم علاوه بر بخشیدن مهریه اضافه شده است، طلاق را برای زنان بسیار دشوار کرده و در واقع میبینیم که قانون طلاق، زنان را حتی از حقی که در قوانین شرع به آنان داده شده محروم کرده است و اگر زن مهریه خود را ببخشد باز هم برای طلاق نیاز به رضایت شوهر دارد.
مراجعه به دادگاههای خانواده نشان میدهد که حتی وقتی مردان میخواهند زن خود را طلاق بدهند برای اینکه مهریه و حقوق وی را پرداخت نکنند، چنان زن را تحت فشار قرار میدهند که زن به بنبست رسیده و خود خواستار طلاق شود و از حقوق ناچیزش هم بگذرد.
3- حق ولایت (سرپرستی) بر فرزندان:
در قوانین ما «حضانت» و «ولایت» فرزندان دو مفهوم جداگانه دارد. حضانت به معنای نگهداری فرزندان است و ولایت به معنای سرپرستی و اداره امور مالی، تصمیم در مورد تحصیل، تعیین محل زندگی، اجازه خروج از کشور اظهار نظر و اجازه در مورد مسائل درمانی کودک و موارد دیگر است. بر اساس قانون مدنی ایران مادر هیچ گاه نمیتواند سرپرستی فرزندش باشد و در صورت نبود پدر و جد پدری نیز سرپرستی فرزندان به او تعلق نمیگیرد و تنها میتواند قیم فرزندان خود باشد. البته در آن صورت هم سرپرستی (زیر نظر دادستان) بر کارهای مادر نظارت دارد و حتی حق فروش اموال فرزندان نیز بر عهده اداره سرپرستی است.
مادر به جز افتتاح حساب قرضالحسنه، حتی نمیتواند حسابی برای فرزندانش باز کند، یا بدون امضای شوهرش برای فرزندانش خانهای بخرد. اگر مادری با اجازه پدر کودک و با پول خود برای فرزندش خانهای بخرد، پدر میتواند هر موقع که خواست آن خانه را بفروشد یا اجاره دهد و مادر در این موارد هیچ حقی ندارد. یا مادری که فرزندش به دلیل بیماری در بیمارستان است و نیاز به عمل جراحی دارد، نمیتواند بدون امضای پدر از پزشکان بخواهد فرزندش را عمل کنند.
این در حالی است که بر طبق قانون، سرپرستی و ولایت پدر «قهری» است. یعنی حتی اگر خود پدر هم بخواهد نمیتواند سرپرستی کودک را به مادرش واگذار کند!
4- تعدد زوجات (چند همسری):
از دیگر قوانین نابرابری در قانون فعلی ازدواج بحث تعدد زوجات، یعنی چند زنی مرد است. به طوری که مرد میتواند چهار زن عقدی و بینهایت زن صیغهای داشته باشد. بسیاری از زنان تصور میکنند که شوهرشان آنقدر مرد خوبی است که دست به چنین کاری نمیزند، اما سر زدن به دادگاههای خانواده نشان میدهد که بسیاری از شوهران حتی به بهای پنهان کردن آن از همسر اول خود از این «حق قانونی» و ناعادلانه استفاده میکنند. این قانون و عدم امکان طلاق از سوی زنان و قدرتی که در قانون به مرد داده شده، مشکلات بسیاری را در روابط خانوادگی ایجاد کرده است که اوج آن را میتوان در پدیده همسرکشی مشاهده کرد. تحقیقی که در 15استان کشور در مورد همسر کشی صورت گرفته نشان میدهد که 67درصد زنانی که شوهرانشان را به قتل رساندهاند به خاطر خیانت شوهرانشان، و 33درصد نیز در برابر خشونتهایی که شوهرانشان مرتکب میشدهاند صورت گرفته است2. چون قوانین موجود تبعیض آمیز است و نمیتواند روابط زن و مرد را به طور انسانی و عادلانه تنظیم کند باعث بروز چنین روابط ناسالمی میشود.
5- سن مسئولیت کیفری:
سن مسئولیت کیفری برای دختران 9سال قمری (8سال و 9ماه شمسی) و برای پسران 15سال قمری (14سال و 6ماه شمسی) است. به طوری که اگر دختری 9ساله مرتکب جرمی شود با او مثل یک انسان بزرگ سال برخورد میکنند و تمامی مجازاتی را که قانون در نظر گرفته است (حتی اگر اعدام باشد) برای او نیز صادر میشود. تنها استثنا این است که آن کودک را در زندان یا کانون اصلاح و تربیت نگه میدارند تا به سن 18سالگی برسد و بعد حکم اعدام را اجرا میکنند. باید از قانون گذاران پرسید که آیا کودکی 9ساله آنقدر عاقل و بالغ است که در مورد اعمالی که انجام میدهد باید جان و زندگیاش را از او گرفت؟ حالا چه بعد از 9سال باشد و چه در همان سن!
6- تابعیت:
تابعیت با توجه به شرایط امروز جهان دارای اهمیت زیادی شده است، چرا که تابعیت روابط فرد با دولت را مشخص میکند و نشان میدهد که فرد تحت قوانین کدام کشور باید ازدواج کند، مجازات شود، مالکیت داشته باشد و ...
طبق قوانین ما تابعیت زن ایرانی به فرزندانش منتقل نمیشود. اگر پدر شما ایرانی باشد، شما هم ایرانی محسوب میشوید، اما داشتن مادر ایرانی شما را ایرانی محسوب نمیکند. این مسئله مشکلات زیادی را برای زنانی که برای نمونه با مردان افغانی ازدواج کردهاند به وجود آورده است، چون بچههای آنان ایرانی محسوب نمیشوند و برای همین هم حق زندگی در ایران را ندارند. طبق برآورد یکی از مسئولان، حدود 20هزار کودک در ایران وجود دارند که فاقد شناسنامه هستند. یعنی این کودکان حق زندگی و رفتن به مدرسه را در ایران ندارند، تنها به این دلیل ساده که مادران ایرانیشان، بدون اجازه وزارت کشور با مردان افغانی ازدواج کردهاند و لذا فرزندان آنان ایرانی محسوب نشده و ضمنا فاقد شناسنامه هستند. از طرفی زن ایرانی که با مرد خارجی ازدواج کند در بعضی موارد حتی تابعیت ایرانی خود را از دست میدهد.
7- دیه:
«دیه» میزان پولی است که به عنوان خسارت از سوی قاتل و یا کسی که مرتکب ضرب و شتم شده است، به کسی که صدمه دیده و یا خانواده کسی که کشته شده پرداخت میشود. در قوانین ایران ارزش جان زن نصف ارزش جان مرد در نظر گرفته شده است. برای مثال اگر خواهر و برادری در یک خیابان تصادف کنند و هر دو پایشان بشکند، خسارتی که به برادر میدهند دو برابر خسارتی است که به خواهرش میدهند. یا اگر زنی که پنج ماهه حامله است تصادف کند و در آن تصادف کشته شود، میزان خسارتی که برای مرگ زن پرداخت میشود نصف مبلغی است که برای جنین پسری که در شکم او است میپردازند.
8- ارث: بر اساس قانون مدنی بعد از مرگ پدر و مادر پسران دو برابر دختران ارث میبرند. اگر مردی فوت کند و زن و بچه داشته باشد، زن یک هشتم از اموال شوهر را ارث میبرد و اگر شوهر بچه نداشته باشد، زن یک چهارم اموال شوهر را ارث میبرد. البته زن هیچ گاه از زمین ارث نمیبرد. اگر مردی بمیرد و چند همسر داشته باشد، همان سهم یک هشتم و یا یک چهارم بین تمام زنان تقسیم میشود. اما اگر زنی بمیرد و شوهر و بچه داشته باشد، شوهر یک چهارم از اموال زن را ارث میبرد. پس عملا شوهر دو برابر زن ارث میبرد. دردناکتر آنکه اگر زنی فوت کند و هیچ وارثی غیر از شوهرش نداشته باشد، تمام اموال او به شوهرش میرسد، اما اگر مردی فوت کند و وارثی جز زنش نداشته باشد فقط یک چهارم از ابنیه و اشجار و اموال منقول شوهر به او به ارث میرسد و بقیه اموال شوهر متعلق به دولت خواهد بود، یعنی دولت به آن مرد نزدیکتر است تا همسرش که یک عمر در کنار وی به سر برده است.
9- قوانینی که از قتلهای ناموسی حمایت میکنند:
از جمله قوانین تبعیضآمیز دیگر میتوان به قانونی اشاره کرد که به مرد اجازه میدهد هرگاه زنش را در همبستری با مرد دیگری ببیند او را بکشد، و قانون آن مرد را مجازات نمیکند. این قانون دست مردان را برای کشتن زنان باز گذاشته است. 20درصد قتلها در کشورمان قتلهایی با انگیزه ناموسی و جنسی میباشد. تحقیقی در این مورد نشان میدهد که 90درصد از مردانی که همسر خود را به قتل رساندهاند، به دلیل بدگمانی و توهم نسبت به همسرانشان دست به این کار زدهاند. وقتی از این مردان پرسیده شده است که آیا به انحراف اخلاقی همسران خود اطمینان داشتهاند، همگی جواب دادهاند که خیر، در این مورد مطمئن نبودهاند و تنها به زنانشان شک کردهاند3. این مردان میتوانند در دادگاه مدعی شوند که زنانشان به آنها خیانت کرده (و مهدورالدم بوده، پس حق کشتن او را داشتهاند) و طبق قوانین موجود از مجازاتهای سنگین خلاص شوند. یعنی مردانی که تنها به زنانشان شک کرده بودند در پناه قوانین میتوانند زنانشان را به قتل برسانند. در مورد قتل عمد فرزندان نیز بر طبق قانون پدر و جد پدری قصاص نمیشوند. برای مثال اگر پدری دخترش را به دلیل شک به او، یا به هر دلیل دیگری به قتل برساند، طبق قانون از مجازات (قصاص) معاف میشود و دادگاه میتواند او را حداکثر به ده سال زندان محکوم کند.

*اعلاميه جهاني حقوق بشر:
ماده 17 :
1) هر كس به تنهايي يا با شراكت ديگران داراي حق مالكيت است.
2) مالكيت هيچكس را نمي توان بر خلاف قانون از وي سلب كرد.
*. تمامي کشورهاي عضو ملل متحد از جمله جمهوري اسلامي ايران متعهد شده اندکه به مفاد اين اعلاميه پايبند باشند.
پادگان محل انسان سازی!
«محمد .م»
ما در کشوری زندگی میکنیم که به اذعان خود مسئولین از نبود برنامههای کلی نگر و دراز مدت و همچنین قوانین ثابت رنج میبرد . شاید این مشکل ریشه در بدبینی ودشمن پنداری گروه های مخالف داشته باشد که سبب می شود هر گروه و جناحی که بر سر کار می آید سعی در اجرای برنامه هایی متفاوت و بعضا متضاد با برنامه های پیشین کند .و متاسفانه همواره این مردم هستند که باید هزینه بی ثباتی قوانین و در گیری های جنا حی را بدهند بدون آنکه صدایی برای حمایت از آنها برآید.
از جمله این تصمیمات سرنوشت ساز که به تازگی گرفته شد ومتاسفانه بازتابی که باید را در رسانه ها پیدا نکرد تغییر قوانین مربوط به خدمت نظام وظیفه است که مشکلاتی جدی برای بخش گسترده ای از جوانان بوجود آورده است .
همانطور که احتمالا کمابیش در جریان هستید بعضی از این قوانین عبارتست از:1-فراخواندن تمامی متولدین 66 که بسیاری از آنها فقط یک بار کنکور داده اند!.2-لغو معافیت برترین های کنکور والمپیادی ها,3-افزایش وثیقه خروج از کشور به 15 میلیون پول نقد حتی اگر خروج از کشورتحت نظر و به درخواست مراجع ذی صلاح ای همچون وزارت علوم باشد!.4-افزايش مدت زمان خدمت از 18 ماه به 24 ماه و...
اما دلیل یک همچین تصمیماتی که جریان زندگی بسیاری از آدم ها را تغییر می دهد چیست؟
یک جواب به این سوال _واحتمالا رایج ترین آن_دلیل این تصمیمات راوضعیت امنیتی کشور می داند که خطر حمله آمریکا بر سر مسئله هسته ای آن را بحرانی کرده وسبب شده نظام از طریق افزایش سرباز خواهان تقویت نیروی دفاعی باشد . به دلایل زیر می توان این تحلیل را قابل قبول ندانست: 1- در گذشته نیز خطر حمله آمریکا به ایران وجود داشته و الآن حتی این خطر افزایش نیز نیافته . به یاد بیاوریم زمان بعد از تصرف افغانستان توسط آمریکا و معرفی ایران به عنوان یکی از کشورهای محور شرارت توسط آمریکا.
2- به قول لاریجانی«یک اندک عقلی هم برای مسئولین نظام قائل شوید»واقعا باید دید جمهوری اسلامی حاضر است کشور را برسر مسئله هسته ای وارد جنگ کند ؟وراضی نمی شود در صورت جدی دیدن خطر جنگ امتیازاتی بدهد؟ که به نظر من عملکرد جمهوری اسلامی نشان داده که همیشه در مواقع لازم عقب نشینی می کند.
3- با فرض قبول خطر حمله, فراخواندن نفرات اول کنکور والمپیادی ها به سربازی چه تاثیری می تواند بر قدرت دفاعی کشور داشته باشد؟یا اجازه ندادن به چند دانشجو برای حضور دو هفته ای در یک کنفرانس علمی در خارج از کشور سبب پیروزی بر آمریکا می شود؟اصلا تعدادی سرباز که آموزش حرفه ای نظامی ندیده اند چه نقشی در جنگ های امروز می توانند ایفا کنند.
شاید بهتر باشد به جای آنکه دلیل این تغییر قوانین را در اوضاع واحوال جاری ایران و جهان جستجو کنیم به دنبال آن در نوع نگاه مسئولین و افراد بانفوذ دولت و حکومت باشیم. بعد از پایان جنگ وضعیت اقتصادی وسیاسی ایران در شرایطی قرار گرفت که سبب شد به تدریج پای نظامیان و سرداران جنگ به عرصه های غیر نظامی گشوده شود و بتوانند بر فضای فرهنگی و تبلیغاتی نظام تاثیرات عمیقی بگذارند . فرهنگ سازی مبتنی بر ارزش های انقلاب و ایستادگی در برابر قدرت های بزرگی که برای دست یابی بر ایران وشکست انقلاب دندان تیز کرده اندسبب شد که تغییرات فرهنگی ایجاد شده در جامعه را توطئه غرب برای از درون تهی کردن جامعه بدانند که از طریق رسانه های در دست صهیونیستها این سیاست های فرهنگی خود را اجرا می کنند. برای همین هم مسئولین با اسم حفظ ارزش های انقلاب دست به سانسور رسانه ها زدند اما همه ی این تلاش ها را ناکافی دیدند و متوجه شدند که غربی ها توسط عمال غرب زده خود سعی در گمراه کردن جوانان ایرانی دارند برای همین باید جوانان را از معرض تبلیغات این غرب زده ها که تمام جامعه را فراگرفته اند خارج کرد و سعی در آشنایی آنان با معارف ارزش مند و اصیل انقلابی کرد. و به نظر مي¬رسد قوانین جدید خدمت نظام وظیفه در همین راستا بود .زیرا پادگان هم جایی است که جوانان را از جامعه آلوده دور می کند و هم با افزایش نیروهای فرهنگ ساز و آموزگاران الهیات می توانند نسلی هم چون گذشته پرورش دهند. و البته نباید فراموش کرد که هر کس دوره سربازی نبیند واقعا مرد نیست وسربازی می تواند با چشاندن سختی از این بچه سوسول ها مرد بسازد!
از دلایلی که می توان برای اثبات این تحلیل استفاده کرد حجم گسترده ی فعالیت هایی است که به منظور در دست گرفتن تمامی نهاد های فرهنگ ساز ومنابع اطلاع رسانی می باشد، از دخالت های دولت در دانشگاه ها و مراکز آموزشی کوچک وبزرگ گرفته تا فیلتر کردن سایت ها و بستن روزنامه ها. که همه ی این موارد نشان می دهد دولت تمام تلاش خود را می کند که مردم را دوباره تربیت کند و بر آنها نور پاک حقیقت بتاباند.
در این میان باید گلایه از افراد و گروه های سیاسی کرد که به جای پرداختن به وضعیت مردم و در نظر گرفتن واقعیات جامعه به گونه ای دیگر گرفتار تعصبات خود هستند و بیشتر سعی در حفظ قدرت خود و چانه زنی سیاسی هستند که سبب شده متاسفانه از بر قراری ارتباط موثر با مردم نا توان بمانند .تایید کننده این مساله هم عدم بازتاب شایسته همین فوانین جدید خدمت نظام وظیفه است که زندگی بخش گسترده ای از مردم تحت تاثیر آن قرار گرفته است.
سروش در دانشگاه شريف:
پيام من به شما شجاعت است
«پیام قرآن برای شما خشیت، پیام مولوی عشق، و پیام من به شما پيام شجاعت است؛ جرأت از بين بردن خرافهها و امور نادرست را داشته باشيد». این آخرین سخنان دکتر «عبدالکریم سروش» در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف بود؛ در جلسهای که برگزاری آن بسیاری را به تعجب وا داشت.
دوشنبه هفته گذشته، دکتر عبدالکریم سروش، فیلسوف، محقق و استاد دانشگاه، با قبول دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، بار دیگر در فضای دانشگاهی کشور به سخنرانی پرداخت تا طلسمی 10ساله را بشکند. طلسم 10ساله سکوت در مجامع و محافل داخلی، که از جانب خشونت طلبان و انحصارگرایان بر او تحمیل شده و حتی سبب خروج وی از کشور گردیده بود.
سروش، که بسیاری مدتها در انتظار سخنان جدید او و برداشتهای جدیدش از دین بودند، این بار نیز تحفهای تازه برای مشتاقانش به همراه آورده بود که خود آن را «اگر نه پیام اصلی قرآن، که حداقل از اصلیترین پیامهای آن» میخواند. «خشیتنامه قرآن» موضوع سخنان سروش در دانشگاه شریف بود که با استقبالی در خور از جانب دانشجویان روبرو گشت و سبب شد تا سوالات طرح شده از جانب دانشجویان نیز بر خلاف انتظار به مسائل سیاسی و حواشی همواره همراه این اندیشمند معطوف نگردد، و غالبا حول این عرصه جدید در اندیشه اسلامی طرح شوند.
در این جلسه که روز دوشنبه (17/7/85) و در سالن آمفی تئاتر مرکزی دانشگاه برگزار شد، استقبال گسترده دانشجویان و کمبود فضای سالن سبب گشت تا عده زیادی موفق به حضور در سالن نگردند و در پشت درهای بسته و از طریق تلویزیونی که همزمان سخنرانی را پخش میکرد به تماشای جلسه بپردازند. عدم صدور مجوز برگزاری جلسه در سالن «جابربن حیان»، که از لحاظ فضا و امکانات در وضعیت بهتری به سر میبرد، از نکات منفی این جلسه بود که البته در میان نکات مثبت آن قابل چشمپوشی به نظر میرسید.

روزهاي بي حساب كتاب پائيز دوان دوان از را رسيدند. برگهاي سبز از آغوش شاخه ها لغزان جدا مي شوند، مي رقصند و مي ريزند. بالا پائين، بالا پائين. بيصدا به زمين مي خورند. فرش سرخ و زرد. هنوز آسمان خاكستري نشده و چند لكه بازيگوش ابر زير نور بي دريغ خورشيد اين سو و آن سو مي روند. تنها شدهام. نيم نگاهي به اطراف مي اندازم. آدمها همه غريبه اند. بعضي با سر پائين، خيره زمين را مي نگرند. چند نفر با هم پچ پچ مي كنند. چندي هم بلند بلند ميخندند. آقاي گاف تصادف كرد و به كما رفت. هر روز صبح سري به جسد بي احساسش ميزنم، با آن لوله ها كه به دهانش فروكرده اند و آن سيمهاي سرخ و آبي و سفيد كه به سر و سينه اش دوخته اند. دراز به دراز افتاده، ديگر نمي تواند مثل آن روزها ما را بخنداند. دلم لك زده براي آن مزخرف گويي هايش، آن بوي تند سيگار و سبيلهاي زردش. سبيل ها را زده اند، حتي ريش بزي اش كه اين اواخر گذاشته بود را هم زدهاند. كي بيدار مي شود؟ شايد فردا شايد صد سال ديگر! صد سال! آقاي گاف روي تخت بايد صد سال تنهايي را تحمل كند!خانم شين مثل هميشه روزنامه را از دستم كشيد. نيم نگاهي به صفحات رنگارنگ روزنامه انداخت و باز مثل هميشه جرواجرش كرد. از پشت شيشه نازك و پهن عينك به من خيره شد. حتي يك كلمه هم نگفت. و رفت.خانم شين را ديگر نديدم. دو نفري با آقاي ص روي صندلي مي نشستيم و در سكوت صبح را به غروب مي رسانديم. تا آن صبح ِ وهم انگيز كه تلفن زنگ زد:«منزل راوي؟ شما آقاي ص رو ميشناختين؟ ايشون خودكشي كرده اند، با گاز! سريعتر بيايد كلانتري.»و بعد هم يك ساعت و بيست و دو دقيقه سوال و جواب! از بيمارستان به دانشگاه بر ميگردم و تنها روي صندلي مي نشينم. ديگر آن لباسهاي شلخته وار را بر تن نمي كنم. تن پوش من شلوار پارچه اي اتو خورده با پيراهن سفيدم كه يقهاش از تميزي برق مي زند و خط اتويش، صاف از شانه تا مچ دو دستم آمده و كفشهاي سياه و براق واكس خوردهام. موهايم را هر صبح به ياد صاد به بالا شانه ميزنم. ريش كم پشتي به ياد گاف بر چانه نهاده ام و عينكِ شيشه نازك و پهنم... در اين چند هفته تنهايي با خاطراتشان زندگي كردهام. هر طرف سر بر ميگردانم سايهشان آرام مي لغزد. و هر شب رويايشان: چهار نفري به رديف، پشت هم راه مي رويم. هوا سرد است. بوران شده: دانه هاي ريز برف شلاق وار به صورتم ميخورند، جيز... جيز! پشت سنگي پناه مي گيريم. گاف سيگاري ميگيراند. شين دستكش ها را بيرون كشيده در دستها هو مي كند و صاد با چراغ قوه نور مي پراكند و مي گويد:«ستارهام رو ببين!» و نور را به شانه ميرساند.«از ستاره هاي همتون قشنگ ترن!»شين با تبسمي دستكش ها را نشان مي دهد:«ستاره هاي من بزرگترن!»گاف سرفه بلندي مي كند:«همه ساكت! ستاره هاي منو نديدين!»آستين دست چپش را بالا ميزند: سه ستاره سياه و بزرگ كه بر ساعدش خالكوبي شده اند. هر سه مي خندند و مات و مبهوت نگاهشان مي كنم.«ستاره هاي تو كجان؟»«من ستاره ندارم!» گاف كام عميقي از سيگارش گرفت:« آسمون ِ طوفاني ِ اين شب ِ سياه هم ستاره داره اونوقت تو نداري؟!» دوباره مي خندند و صداشان دورتر مي شود. سر را پائين مي اندازم. مثل بيداري گيجم مي كنند. و در آسمان آنجا، آنجا و آنجا سه ستاره سياه نشستهاند؛ پرده ابر را دريده اند و مي درخشند. «آرش»

دور جدي نا آراميها در امير كبير
تجمع اعتراض آمیز دانشجویان پلی تکنیکی در اعتراض به گذشت ۳ هفته از بازداشت دکتر «کیوان انصاری» و نامشخص بودن وضعیت وی دوشنبه ۲۴ مهرماه برگزار شد.
از ديگر درخواستهاي دانشجويان عبارتند از: بازگرداندن اموال و ساختمان انجمن اسلامي به نمايندگان منتخب دانشجويان كه در انتخابات خرداد ماه گذشته با راي بيش از ۲۸۰۰ نفر از دانشجويان انتخاب شده بود ند.
بازداشت اعضای هیئت تحریریه هفته نامه "روژهه لات" و واکنش اصلاح طلبان کرد
سه شنبه گذشته اعضای هیئت تحریریه هفته نامه کردی-فارسی «روژهه لات» از مطبوعات محلی که در چهار استان کردنشین آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام منتشر میشود، بازداشت شدند. «سامان سلیمانی» (مدیر داخلی)، «رضا علیپور» (مسئول بخش کردی) و «فرهاد امینپور» (مسئول بخش فارسی) افرادی هستند که در حال حاضر در بازداشت موقت اداره اطلاعات هستند. «محمد علی توفیقی» مسئول شاخه کردستان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن محکوم کردن نحوه بازداشت اعضای هیئت تحریریه هفته نامه روژهه لات این نوع بازداشتها را برخلاف اصل سی و دوم قانون اساسی و ناقض حقوق شهروندی افراد دانست. «جلال جلالی زاده» دبیر شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد و رئیس منطقه کردستان جبهه مشارکت نیز وارد شدن نیروهای امنیتی به دفترهفته نامه روژهه لات و بازداشت هیئت تحریریه آن بدون هرگونه احضار قبلی را محکوم کرد و آن را توهین به آزادی بیان وجفا در حق مطبوعات ضعیف کردی دانست که عملا در کشور بی پناه هستند.
77 درصد مردم عملكرد دولت را در مبارزه با گراني ناموفق ارزيابي كردهاند
به نوشته اعتماد ملي، در حالي كه بازي تكراري كتمانهاي پياپي دولت در مورد پذيرش قصور و بيمبالاتي در كنترل بازار و افزايش قيمتها و فرافكنيهاي متعدد در اين زمينه ادامه دارد، شواهد علمي و آماري حاكي از افت شديد اعتبار بخش اقتصادي دولت نهم دارد. نوع عملكرد دولت مخصوصا در هفتههاي اخير، قبح صريحاللهجهترين انتقادات از وزراي اقتصادي كابينه و حتي شخص احمدينژاد را ريخته است. نتايج تازهترين نظرسنجي مركز افكارسنجي دانشجويان ايران (ايسپا) نشان ميدهد 71 درصد شهروندان معتقدند قيمت كالاها و خدمات درماه مبارك رمضان افزايش يافته و 68 درصد نيز بر اين باورند گراني كالاها بعد از ماه مبارك رمضان ادامه مييابد. براساس اين نظرسنجي كه در 12 مهرماه 85 با حجم نمونه 1200 نفر از شهروندان تهراني صورت گرفته است، 77 درصد مردم عملكرد دولت را در مبارزه با گراني ناموفق و كاملا ناموفق ارزيابي كردهاند. درصد عملكرد دولت را متوسط و 6 درصد نيز عملكرد دولت را در مبارزه با گراني موفق و كاملا موفق دانستهاند.
فشار نيروهاي امنيتي براي خروج قطب دراويش گنابادي از بيدخت گناباد
فرماندار شهرستان گناباد آقای «حاج دکتر نورعلی» تابنده بزرگ سلسله نعمت اللهی «سلطانعلیشاهی گنابادی» که در ایام ماه مبارک رمضان در بیدخت گناباد اقامت دارند اخطار نمود تا بیدخت را ترک کنند. در این ارتباط به ایشان وقت دادند تا حداکثر ساعت ۸ شب بیدخت را ترک کنند ولی چون ایشان بیدخت را ترک نکردند حدود ۳۵۰ نفر از نیروهای ویژه ضد شورش به سرپرستی مسئولین امنیتی شهرستان منزل ایشان را محاصره کردند . در این بین ۲ اتوبوس از نیروهای انتظامی زن نیز در محل وارد شدند.
سال تحصيلي جديد در شرايطي آغاز شد كه مجموعه عملكرد اقتدارگرايان در يكسال گذشته با هدف حاكم ساختن سياست تكصدايي در دانشگاهها و وابسته كردن آنها به قدرت، فضايي پرابهام و توأم با يأس و نگراني و به دور از طراوت و شادابي سالهاي گذشته به وجود آورده است. هر چند رويكرد پادگاني به جاي رويكرد علمي و پژوهشي در دانشگاهها، براي حكومت يكدست حاصلي به ارمغان نخواهد آورد. جلوگيري از ثبت نام و تحصيل بعضي از دانشجويان در مقطع كارشناسي ارشد، به دليل سابقة فعاليت در شوراهاي صنفي و انجمنهاي اسلامي و نشريات دانشجويي و حتي عضويت در احزاب و سازمانهاي سياسي قانوني، آشكارا نقض قانون اساسي و موازين بينالمللي است. نفي انتخابي شدن رؤساي دانشگاهها از ديگر اقدامات دولت جديد در جهت گسترش سيطرة خود و محدود نمودن فعاليت و كاهش مشاركت و همكاري دانشگاهيان بوده است. مخالفت با شأن دانشگاه را ميتوان از ديگر افتخارات حكومت يكدست محسوب كرد.
عليخاني: احمدينژاد هر وقت كم ميآورد به مطبوعات و رسانهها حمله ميكند
«قدرتالله عليخاني» عضو كميسيون امنيت ملي مجلس هفتم با بيان اين نكته كه: «احمدينژاد هر وقت كم ميآورد به مطبوعات و رسانهها حمله ميكند» گفت: «در حال حاضر صدا و سيما تمام وقت و برنامههاي خود را صرف ترويج كارها و اقدامات و اظهارات احمدينژاد ميكند». اين عضو مجلس اصولگرا با «زرگري» خواندن دعواي بين احمدينژاد و صدا و سيما تاكيد كرد: «احمدينژاد واقعيتهاي موجود در جامعه را باور نكرده است».
بازار سرمايه ايران و معمای بانک پارسيان
با نزديک شدن روزهای پايانی هفته گذشته شايعات در مورد اين که لغو معامله پارسيان به دستور ارشد ترين مقام قوه مجريه صورت گرفته، تشديد شد. اين شايعه با اظهارات روز چهارشنبه محمود احمدی نژاد جلوه واقعی تری به خود گرفت. «عبدالله طالبی» که از مديران اقتصادی باسابقه است، چهره ای اصلاح طلب به شمار می آيد و در طول يک سال گذشته بارها به انتقاد تند عليه سياست های اقتصادی و سياسی دولت پرداخته است. گفتني است «عيسي سحرخيز» نيز هفته گذشته و در سخنان خود در جمع دانشجويان دانشگاه شريف، لغو اين معامله را به دخالتهاي بنياد شهيد و ارتباطهاي اين بنياد با مسئولين دولت جهت اعطاي انحصار اين معامله به آنها مربوط دانست.
16 دوربين مداربسته در دانشگاه علوم پزشكي اصفهان نصب شده است
رضايي، از اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان از نصب 16 دوربين مداربسته در محوطه اين دانشگاه براي كنترل دانشجويان خبر داد. به گفته اين عضو انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه «ابتدا تصور ميشد اين دوربينها براي حفظ امنيت دانشگاه است اما پس از آن 16 دوربين مخفي و غيرمخفي در محيط دانشگاه گذاشته شد كه مانيتورهاي آن در مقابل ماموران حراست قرار دارد». اين فعال دانشجويي افزود: «در شش ماه گذشته اجازه برگزاري يك كنسرت موسيقي در دانشگاه داده نشده است و به طور كلي گروههاي هنري دانشگاه از بين رفتهاند».
