تبليغاتX
خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه واحد سیاسی-اجتماعی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

 

      

      

      

 

 

 

 

سربلند،

 

 

 

 

 

 

 

 مثل سهند

 

 

 

 

 

 

 

مذاکرات شورای متحصنين با مسئولين دانشگاه نتیجه داد و آنها برای حل پاره ای از مشکلات دانشگاه قول کتبی و زمان مشخص اعلام کردند. تحصن صنفی دانشجویان دانشگاه سهند در حالی غروب جمعه به پایان رسید که ۴ روز از تحصن و بیبش از ۴۰ ساعت از اعتصاب غذای برخی از متحصنین می گذشت. لازم به ذکر است که در طول زمان مذاکرات که از صبح جمعه تا غروب ادامه داشت، ۱۲ نفر از دانشجویان به خاطر وخامت اوضاع به بیمارستان منتقل شدند.

 

زنده باد جمهوري

صادق نوابي

 

«در جمهوري اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامی ارضی کشور از يكديگر تفکیک ناپذیرند... هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را ، هرچند با وضع قوانین و مقررات سلب کند.» اصل 9 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

 

متاسفانه پس از روی کار آمدن دولت جدید و با شدت گرفتن پرونده هسته ای مقامات مملکتی بحران بین¬المللی نظام و فشارهای خارجی را بهانه ای کرده اند تا وانمود كنند كه انگار هر اعتراضي خيانت به كشور و ملت است. اين مسدود كردن فضاي عمومي كه در ابتدا به بحث پيرامون مسايل هسته اي محدود مي شد اينك مي رود تا به مسايل خرد و كلان در همه حوزه هاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي كشور سرايت كند.

ديروز عده اي معتقد بودند كه براي پيروزي در مجادله هسته اي هيچ كس نبايد سياست دولت جديد- سياست بهترين دفاع حمله است- را زير سوال ببرد. هيچ كس نبايد از چالش آفريني‌ها و منزوي شدن ايران در سياست بين¬المللي انتقاد كند و هیچ کس نباید نسبت به عواقب این سیاستها بدبین باشد. چرا؟ چون قرار است كه اين سياست، اين حرفها «حرف همه ملت ايران باشد».

دانشجويان، احزاب سياسي و مردم ايران ماهها تحت فشار و شانتاژ سكوت اختيار كردند اما امروز که هيچ نشانه اي از پيروزي و موفقيت در عرصه سياست بين¬المللي يافت نمي شود، امروز که حلقه محاصره دم به دم تنگ تر می شود، مخاطرات جدی تر می شوند و امروز که دیگر مشخص شده بیگانگان «خوابهای بدی برای ایران دیده اند»، امروز فعالان سياسي كم‌كم به اين نتيجه رسيده اند كه تشکیل جنبش صلح طلبی از ضروریات است، فرصت كوتاه است و سكوت هم مشكلي از مشكلات ملت را حل نمي كند.

از آنجا که «وحدت مصنوعی» در مورد پرونده هسته ای و سیاستهای هسته ای خیلی موفق بوده است(!)، حاکمان جدید پا را فراتر گذاشته اند. كار به آنجا كشيده است كه هرگونه اعتراض( حتي در مسايل غير هسته اي!) به بهانه بحران در سطح بين¬الملل سركوب مي شود. اعتراض سنديكاي كارگران شركت واحد سركوب مي شود. تجمع فعالين زنان در روز جهاني زن تار و مار مي شود و دانشجويان در دانشگاه هاي مختلف پي در پي مورد هجوم قرار مي گيرند. دانشگاه شهيد رجايي، شريف، علامه و امروز دانشگاه سهند تبريز. صحبت از رد صلاحيت خاتمي، هاشمي رفسنجاني در انتخابات مجلس خبرگان مي شود(!!!). مجلس تصميم مي گيرد حق نظارت بر انتخابات را به شوراي نگهبان تفويض كند و... چرا؟

دولت نهم كه كابينه اي بسيار بحث انگيز را به مجلس پيشنهاد داده بود(بخصوص انتخاب وزراي اطلاعات و كشور كه حتي صداي اصول گرايان مجلس را در آورد و نگراني هاي جدي را در خصوص «كابينه امنيتي» برانگيخت)، سرداران و فرماندهان سپاه را در پست هاي مهم(از جمله معاونت وزارت كشور و پست هاي استانداري) گمارد، انتصاب هاي نگران كننده را در رياست دانشگاه¬ها انجام داد امروز از مهره هاي چيده شده در صفحه اين شطرنج استفاده مي كند.

سركوب فعالان حقوق زنان در حالي صورت مي گيرد كه مطابق اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران « تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن‌که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است».

سركوب سنديكاي كارگران شركت واحد(به تعطیلی کشاندن سندیکا، بازداشت کارگران و بازداشت خانواده آنها و حتی بازداشت کودکان خردسال و اخراج تعداد زیادی از آن‌ها) در حالي صورت مي گيرد كه مطابق اصل 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران انجمنهای صنفی آزادند و هیچ کس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد.

سركوب هر روزه دانشجويان در حالي صورت مي گيرد كه مطابق اصل پنجاه و ششم از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هیچ کس نمی‌تواند حق حاکمیت انسان «بر سرنوشت اجتماعی خویش» را از او سلب کند.

دانشجویان و کارگرانی که مورد برخورد قرار گرفته اند، اعلام کرده‌اند که از حقوق مندرج در اصول 32 ( اصل مربوط به حقوق بازداشت ‌شدگان)، 37 (اصل برائت)، 38 (شیوه های ممنوع کسب اقرار و شهادت)، 39 (هتک حرمت و حیثیت بازداشت شدگان) محروم شده اند: یعنی این اصول نقض شده است!

از آنجا که قانون اساسی ثمره و حاصل انقلاب است. از آنجا که برای درج همین حقوق (که بعضا نواقصی هم در آن موجود است) خونهای بسیاری از جوانان ایران ریخته شده است و کش‌مکشی طولانی میان مردم ایران و استبداد پهلوی رخ داده است. باید از خود بپرسیم: چه کسانی اینگونه به قانون اساسی انقلاب حمله می کنند و اتفاقا دیگران را هم در«دادگاه انقلاب» متهم می‌کنند!

از آنجا که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بالاترین سند حقوقی است که هیچ قانون دیگری در کشور حق ندارد آن را نقض کند، آنگونه که «مجلس نمی تواند قوانینی تصویب کند که با قانون اساسی مغایرت داشته باشد»(اصل 72 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران) و از آنجا که قانون اساسی حقوق فوق‌الذکر را صریحا برای همه افراد ملت قائل شده است باید از خود بپرسیم: آیا عقب نشینی از اساسی‌ترین حقوق ملت، تعرض کنندگان و قانون‌شکنان را به تعرض بیشتر به این حقوق ترغیب نمی کند؟

گويا بعضي آقايان خبردار نشده اند كه پهلوي رفته است و جمهوري آمده است! گويا فراموش كرده اند كه ما در كشوري زندگي مي كنيم كه نظام سياسي آن شكل جمهوري دارد.

این روزها حتی در دانشگاه هم تجمعات دانشجویان «غیر قانونی» خوانده می شود!

قانون اساسی تشکیل اجتماعات و راهپیمایی¬ها را آزاد اعلام کرده است و آنوقت برپایی تجمع در داخل دانشگاه، آنهم به صورت محدود غیر قانونی است!! چرا؟ احتمالا چون فلان آیین نامه داخلی آن را منوط به درخواست مجوز از فلان بخش کرده است!!! یعنی این‌که مثلا اگر دانشجویان بخواهند به عملکرد دانشگاه اعتراض کنند( که حق آنان است!)باید از همان‌هایی که قرار است به شان اعتراض شود مجوز بگیرند!

اینجا باید گفت: تجمع ما غیر قانونی نیست! قانون شما غیر قانونی است!

 

عقل زن کم است! خواب زن چپ است! پس مرد باش! یک مرد پر زور!

علي عبدي      http://aliaghaye19.blogfa.com

 

 

 

بی پایگی تبعیض در حق و حقوق زنان را، چه در جامعه و چه در خانواده - حتی اگر این تبعیض بر پایه ی قانون و یا سنت بنا شده باشد - باید به درستی نشان داد.

رشد متوازن جسم و مغز در ادامه ی حیات نقش مهمی را بازی

 می کند. از دلایل انقراض دایناسورها عدم توازن وزن مغز و بدن بود.

. ضریب مغزی یا EQ عبارت است از وزن مغز زیستمند تقسیم بر وزن بدن زیستنمد.

هنگامی که گفته می شود عقل زن از عقل مرد کمتر است (كمتر بودن وزن عقل زنان نسبت به مردان) ، این ادعا هیچ گونه ارزشی در رابطه با قابلیت شعور و یا هوشمندی زن ندارد زیرا اندازه ی مغز یک زن را باید در رابطه با وزن کلی بدن او سنجید. زن ها و مردها از ضریب مغزی (EQ) و شعور متوازنی بر خوردارند.

زن و مرد بیست و دو جفت کروموزوم یکسان دارند و یک جفت کروموزوم متفاوت، x-x برای زنان و x-y برای مردان. کروموزوم y حامل ژن مرد هرگز در بدن یک زن راه نمی یابد. کروموزوم x حامل ژن زن در هر دو جنسیت وجود دارد.

ژن زن هم از تجربیات نسل اندر نسل پدران خود بهره مند گشته و هم از تجربیات مادران خود. ژن مرد تنها از نیاکان مرد خود تجربه کسب کرده تا به این جا رسیده است. هیکل تنومند جنس مذکر مدیون الگوی رفتاری و ژنتیکی اجداد خود است.

جرم کروموزوم y که در مرد وجود دارد به مراتب از جرم کروموزوم x

که در زن وجود دارد کمتر است. جنسیت زن به سبب برخورداری از کروموزوم x-x می تواند از یک دستگاه ژنتیکی قوی تری برخوردار باشد.

خانواده نان می خواست. کار در مزرعه و کارخانه زور بازو می خواست. مرد کار می کرد. زور بازوی مردان سبب ایجاد نظام های مردسالار شد.

جوامع مدرن می شوند. زور بازو ارزش خود را از دست می دهد. کامپیوترها و روبات ها زندگی انسان ها را دگرگون می کنند.

برندگان مدرنیزه شدن جامعه های صنعتی، زنان هستند. جامعه ی مدرن به زور بازو نیازی ندارد.

هورمون مردانه ی توستسترون، خشونت را سبب می شود. هورمون زنانه ی استروژن و اکسی تسین سبب ایجاد همبستگی، پیوند، پرستاری، نگهداری و نوازش است.

جامعه ی مدرن با خود ویژگی هایی را به همراه آورده که زنان به خاطر داشتن هورمون های زنانه و قابلیت هایی چون اجتماعی تر بودن، عاطفی تر بودن، به آغوش دیالوگ رفتن و کار گروهی را بر کار فردی ترجیح دادن، گوی سبقت را از مردان می ربایند.

جامعه ی مدرن تنها می تواند شرایط زیربنایی دگرگونی ساختار مردسالار را مهیا کند. این کافی نیست. باید نابرابری موجود زنان و مردان را جدی بگیریم و مناسبات خشک و سنتی جامعه های مردسالار گذشته را زیر سؤال ببریم.

 

 

اعلاميه جهاني حقوق بشر

 

ماده 7

همه افراد در پيشگاه قانون يكسانند و حق دارند كه بي هيچ تفاوت از پشتيباني قانون به طور برابر استفاده كنند.

هركس حق دارد در مقابل هر گونه تبعيض كه ناقض اين اعلاميه باشد و در مقابل هر گونه عملي كه چنين تبعيضي را تشويق كند، از حمايت يكسان قانون برخوردار باشد.

 

 

*  تمامي کشورهاي عضو ملل متحد از جمله جمهوري اسلامي ايران متعهد شده‌اند که به مفاد اين اعلاميه پايبند باشند.

 

 

 بی اعتنایی در آمریکا، انتقاد در داخل

جنتی:

نامه رييس جمهور از الهامات خدا بود

 

همزمان با سکوت و واکنش منفی مقامات آمريکائی نسبت به نامه ارسالی محمود احمدی نژاد رييس جمهور برای جورج بوش، واکنشی که روزنامه های تهران آن را تحقيرآميز خوانده اند، دبير شورای نگهبان در نماز جمعه تهران اين نامه را از الهامات خداوند خواند و آن را با نامه آيت الله خمينی به گورباچف مقايسه کرد. در همين حال، احمدی نژاد بدون اشاره مستقيم به رييس جمهور آمريکا عصبانيت قدرت ها از نامه خود را ناشی از خودخواهی آن ها دانست و گفت ما وقتی هواپيماهايشان با بمب بالای سرمان در پرواز باشند مذاکره نخواهيم کرد. محمود احمدی نژاد در حاشيه کنفرانس دی هشت در جزيره بالی در پاسخ خبرنگاری که از وی درباره نامه اش به رييس جمهور بوش پرسيده بود با بيان اين كه قدرت ها بى جهت از مطالب عنوان شده در اين نامه عصبانى هستند گفت اين عصبانيت ها به خاطر خودخواهى است. خبرنگاری با اشاره به سکوت و بی اعتنائی دولت آمريکا در برابر نامه ارسالی از احمدی نژاد علت ارسال چنين نامه ای را پرسید و وی گفت اين نامه دعوت به تعليمات انبياء، صلح و آرامش بر پايه عدالت و خداپرستى است. روزنامه جمهوری اسلامی که معمولا نظرات روحانيون و حوزه علمیه قم را منعکس می کند با نقل سخنان آيت الله جنتی درباره نامه رييس جمهور، یاد آور او شد که در دو هفته گذشته درباره دستورالعمل رئيس جمهور به رئيس سازمان تربيت بدني براي ورود زنان به ورزشگاه ها سكوت كرده است درحالي كه اين دستورالعمل با واكنش گسترده علما، جامعه مدرسين حوزه علميه قم و حتي طرفداران خود رئيس جمهور مواجه شده و مراجع معظم تقليد هم آن را خلاف شرع دانسته اند. اين روزنامه با اين مقدمه به آيت الله جنتی توصيه کرده که ضمن اندازه نگهداشتن و رعايت حدود در تعريف و تمجيدها، از انتقاد بجا و منصفانه نيز خودداري نكنند تا سخنانشان تاثير لازم را داشته باشد. از سوی ديگر خبرنگزاری ايلنا نظر جلال يحیی زاده نماينده جناح راست مجلس را منعکس کرد گفت من خودم در نماز بودم و منظور آيت الله جنتي اين بود كه خداوند به دل مردم انداخت كه احمدي‌‏نژاد را انتخاب كنند و خداوند كمك كرد احمدي‌‏نژاد چنين نامه‌‏اي به بوش بنويسد و سردمداران آمريكا را سردرگم كند. اين عضو كميسيون فرهنگي تصريح كرد: بنده احساس نكردم جنتي بخواهد از احمدي‌‏نژاد به عنوان شخصيت سياسي كشور و در اين حد از او حمايت كند. اما به نظر می رسد گفته آيت الله جنتی قبلا با مرکزی هماهنگ شده بود. چرا که سعید حدادیان مداحی که در جلسات بسيج و سپاه ظاهر می شود و گاه نيز عليه دولت های سابق سخنانی می گويد در دعای ندبه صبح جمعه در قم که به صورت زنده ازشبکه اول سیما پخش شد گفت نامه احمدی نژاد به بوش از نشانه های ظهورامام زمان است. در همين زمان وقتی از محمد رضا خاتمی دبيرکل جبهه مشارکت پرسيدند که نامه احمدی نژاد چه اثری در بحران هسته ای خواهد داشت گفت تصور خود احمدي‌‏نژاد هم اين نبود كه اين نامه در مساله هسته‌‏اي ايران تاثير خواهد داشت. او عادت دارد كه به داخل كشور يا به جامعه جهاني شوك وارد كند، بنابراين صلاح ديده است كه نامه‌‏اي به بوش بنويسد. آن چه محمود احمدی نژاد از آن به عنوان "عصبانيت قدرت ها" سخن گفته به واکنش مقامات آمريکائی برمی گردد که نه تنها حاضر به نشان دادن هيچ واکنشی نسبت به آن نشده اند بلکه از زبان مقامات آن کشور بر فشارهای خود به ايران افزوده و روش کرده اند که هيچ خيال مذاکره و گفتگو با تهران ندارند. به گزارش رويترز جان بولتون نماينده آمريکا در سازمان ملل در پاسخ به درخواست كوفى عنان دبيركل سازمان ملل براى مذاكره مستقيم واشينگتن با تهران جهت حل مسئله هسته اى ايران با انتشار بيانيه اى گفت: "اين موضوعى دوجانبه بين آمريكا و ايران نيست بلكه موضوعى بين ايران و دنيا است.ما هيچ نكته اى در مذاكرات مستقيم نمى بينيم."

در اولين واکنش ها به نامه محمود احمدی نژاد، اعتماد ملی نشريه حزب اعتماد ملی خواستار شد که رييس جمهور توضيح دهد که اين جايگاه را که همچون يک مقام مذهبي با بوش سخن گفته را از کجا کسب کرده است. روز بعد کارگزاران نشريه حزب کارگزاران سازندگی بی اعتنائی آمريکا را از نظر روانشناسی تحقيرآميز ترين پاسخ ها به ملت ايران ناميد. ديروز هم شرق اين پرسش را در مقابل رييس جمهور گذاشت که وي مسوول اداره کشورست و يا منجی بشريت؟ اما همزمان با اين واکنش ها روزنامه کيهان که از هر اظهارنظری درباره نامه خودداری می کرد در گزارشی نوشت آمريکائی ها از نامه احمدی نژاد شوکه شده اند و بيش از 90 درصد مردم آمريكا با كمال گرائي، خيرخواهی و انصاف رئيس جمهور ما كه تبلور آرمانهاي ايراني است، موافق اند.

 

 

 

 

سخنان آيت‌الله خامنه‌اي در مورد مذاكره با آمريكا

در سال 81 و در دیدار جمعی‌ از فرماندهان‌ و رزمندگان‌ عملیات‌ آزادسازی‌ خرمشهر و خانواده‌های‌ شهدای‌ این‌ عملیات‌  (01/ 03/ 81)

 

رهبري،‌ رمز موفقیت‌ و ایستادگی‌ ملت‌ ایران‌ را تكیه‌ بر اسلام‌ و ایمان‌ ناشی‌ از آن‌ دانستند و خاطرنشان‌ كردند: امروز آمریكا و جبهه‌ استكبار تمام‌ تلاش‌ خود را برای‌ گرفتن‌ عناصر قدرت‌ و مقاومت‌ ملت‌ ایران‌ یعنی‌ ایمان‌، اتكاء به‌ نفس‌، اتحاد و امید به‌ آینده‌ معطوف‌ كرده‌ است‌. آقاي خامنه‌ای‌ با تأكید بر اینكه‌ برای‌ حل‌ مشكلات‌ باید دولت‌، مجلس‌ و قوه‌ قضاییه‌ به‌ وظایف‌ اصلی‌ خود عمل‌ نمایند افزودند: امروز هرگونه‌ سرپیچی‌ مسؤولان‌ از وظایف‌ اصلی‌ و مشغول‌ شدن‌ به‌ امور دیگر، خیانت‌ است‌ و لعنت‌ ابدی‌ را بهمراه‌ خواهد داشت‌. ايشان‌ مسؤولان‌ را به‌ زنده‌ نگه‌ داشتن‌ روح‌ اسلامی‌ در خود و پرهیز از اشرافیگری‌، سودجویی‌ و منفعت‌طلبی‌ توصیه‌ و خاطرنشان‌ كردند: عده‌ای‌ بدلیل‌ ضعف‌ درونی‌ خود یا ترس‌ از تهدیدات‌ آمریكا و یا گرایش‌ به‌ وعده‌های‌ آمریكا دچار ضعف‌ و سستی‌ شده‌اند و با متهم‌ كردن‌ جوانان‌ مؤمن‌ و مدیران‌ با ایمان‌ كشور، می‌گویند باید تسلیم‌ آمریكا شویم‌.

آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ افزودند: در شرایطی‌ كه‌ آمریكا صراحتا نظام‌ اسلامی‌ را تهدید و به‌ ملت‌ ایران‌ اهانت‌ می‌كند عده‌ای‌ دم‌ از مذاكره‌ با آمریكا می‌زنند كه‌ این‌ افراد یا با الفبای‌ سیاست‌ و یا با الفبای‌ غیرت‌ آشنایی‌ ندارند. ایشان‌ تصریح‌ كردند: طرح‌ اینگونه‌ مسائل‌ در این‌ شرایط، اهانت‌ به‌ عزت‌ و غیرت‌ ملت‌ ایران‌ است‌.

رهبری‌ با تأكید بر اینكه‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ همواره‌ با كشورهایی‌ كه‌ به‌ نظام‌ اسلامی‌ و آرمانهای‌ آن‌ احترام‌ گذارده‌اند، ارتباط و همكاری‌ داشته‌ است‌، خاطرنشان‌ كردند: آمریكا هویت‌ اسلامی‌ و ملی‌ مردم‌ ایران‌ را قبول‌ ندارد و صراحتا از اقدام‌ بر ضد نظام‌ اسلامی‌ و تصویب‌ بودجه‌ برای‌ این‌ اقدام‌ سخن‌ می‌گوید.

 

بیانیه شورای تهران دفتر تحکیم وحدت در مورد موج جدید برخورد با جنبش دانشجویی

 

شورای تهران دفتر تحکیم در پی هجمه‌های اخیر به دانشجویان و دانشگاه، با صدور بیانیه‌ای ضمن اعتراض شدید به این گونه برخوردها، از سکوت برخی گروه‌های مدعی طرفدار دموکراسی و حقوق بشر در قبال این برخوردها به شدت انتقاد کرد متن بیانیه شورای تهران دفتر تحکیم وحدت در پی می آید:

 امروز نحوه ي رفتار حكومت با دانشگاه نمونه‌ي كوچك تر رفتار حكومت با ملت است. جفاهاي رفته بر دانشگاه و استاد و دانشجو هر روز بيشتر مي‌شود و هيچ نهادی توضيحي در باب اين مسئله نمي دهد. همچنان که  هيچ حزب اصلاح طلبي اعتراضي نسبت به اين حق كشي ندارد و از نظر ما سكوتي كه پيش گرفته شده است بيشتر در تأييد اين سركوب معنا مي‌شود. روند صدور احكام قوه‌ي قضائيه مبني بر حبس فعالين دانشجويي هم چنان ادامه دارد. تأييد صدور 6 سال حبس تعزيري براي علي افشاري، 5 سال حبس براي عبدالله مؤمني، 6 سال حبس تعزيري براي مهدي امين زاده و اخراج وي از دانشگاه، 18 ماه حبس براي فريد مدرسي ، اخراج پيمان عارف و روزبه افرازفر از دانشگاه و تعليق دانشجويان دانشگاه شريف كه در يك مورد موجب خود كشي يكي از دانشجويان شده است، تنها موارد سركوب جنبش دانشجويي نيست، بلكه احكام، احضارها و تعليق‌ها و برخوردهاي خصمانه‌ي كميته‌هاي انضباطي با دانشجويان كماكان در امتداد اراده‌ي آگاهانه، براي خشکاندن جنبش دانشجويي ادامه دارد. آيا به راستي دانشگاهيان گناهي جز نقد بي محابای قدرت بي مهار موجود دارند؟ آيا به راستي دانشجوياني كه در كنار تحصيل به مشكلات اجتماعي و سياسي جامعه‌ي خود مي‌پردازند، شايسته‌ي چنين جفاهايي هستند؟ پس از تعويض دولت، سياست سركوب و تضعيف انجمن هاي اسلامي رنگ ديگري گرفت و به تبع آن سياست ایستادگی در برابر حاكميت تغيير كرد. با اعتراض دانشجويان دانشگاه تهران نسبت به تغيير رئيس دانشگاه، دانشجويان تصميمات حكومت در رابطه با دانشگاه را به چالش طلبيدند. اين اعتراض آغازي بر بازگشت به دانشگاه بود. اعتراض دانشجويان دانشگاه شريف در اسفند سال پيش نسبت به استفاده‌ي ابزاري از شهدا حركتي ديگر از همين دست بود. اما اوج اعتراض دانشجويي را مي توان در حركت‌هاي دانشگاه رجائي دانست و نيز اعتراض دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي را مي‌توان در همين راستا تحليل كرد. چرا اعتراض دانشجويان كه در همه‌ي اين موارد در اعتراض به بي‌توجهي و بي‌كفايتي دولت در امور دانشجويي صورت گرفته بود بي‌پاسخ ماند؟  آيا بي‌توجهي و بي‌اعتنايي، به اعتراض دانشجويان در كنار بي‌توجهي به اعتراضات ساير اقشار مردم نشان دهنده‌ي عدم اهميت ملت براي حكومت نيست؟ آيا همين بي‌توجهي نشان نمي‌دهد كه حكومت برخاسته از ملت نيست؟ برخورد  با دانشگاه داستاني طولاني است كه ريشه در ضديت فكري و عملي حكومت با عقلانيت و انتقاد دارد. ادعاهاي پوپوليستي مبني بر ايجاد كرسي آزاد انديشي رنگي است دروغين كه مي‌خواهد ظرف اين بي‌عقلي را ديگرگونه جلوه دهد رنگي كه به خاطر ماهيت نظام هیچگاه روي آن نمي‌نشيند. داستان اين برخورد وقتي عميق تر مي‌شود كه رفتار برخي مدعيان دموكراسي را در قبال آن مرور مي كنيم. مثال آن‌که نماینده مجلس ششم اصلاح طلب که ردای استادی جامعه شناسی بر تن کرده است در کنار دیگر همکار خود که او نیز تئوریسن حزبی با شعار اصلاح طلبی است، بی تفاوت و  بی توجه به مسئولیت اجتماعی خویش از کنار ضرب شتم دانشجویان توسط رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می گذرند و زمینه را برای سرکوب بیش از پیش دانشجویان فراهم می‌کنند.  آقایان ظاهراّ عقبه  دانشگاهی  احزابي هستند كه با ادعاي دموكراسي شان، انحصار نيروها را به نفع خويش مي خواهند. با دقت مي‌توان دريافت اگر جريان خاصي عوام فريبي را دستور كار خويش قرار داده است جريان ديگر در جهت نخبه فريبي مي‌كوشد. فرياد حقوق بشر كجا و دم بر نياوردن در برابر لگد مال كردن دانشگاه كجا؟  گویی ايشان منتقد اساس وضع موجود نيستند بلكه مي‌خواهند به جاي حاكمان بنشينند و افكار خود را به ديگران تحميل نمايند. راه اندازي جبهه دموكراسي خواهي با اگر و امّاهاي فراوان ايشان نشان دهنده‌ي آن است كه اگر چنين جبهه اي شكل بگيرد بايد در ذيل افكار ديني خاص و قيموميت ايشان باشد. عمل اینان  در قبال دانشگاه نشان دهنده‌ي خواست حذف استقلال جنبش دانشجويي است، تا چونان 18 تير 78 دانشجويان قرباني، سبب‌ساز ماندن ايشان شوند. رويكرد ايشان حاكي از ديدي ابزار انگارانه به دانشگاه است. چرا كه با حذف استقلال جنبش دانشجويي خواهد توانست بر موج احساسات راستين دانشجويان سوار شوند.كاري كه در دوم خرداد انجام شد و آينده آن را به‌خوبي نشان داد. شوراي تهران دفتر تحكيم وحدت در اعتراض به برخوردهاي پي در پي با دانشگاه اعلام مي‌دارد اين سركوب‌گري خبر از بحران‌هاي جدي حاكميت دارد كه آنان را وا مي‌دارد تا همه‌ي مخالفان خود را قلع و قمع كند. و نيز به اصلاح طلبان هشدار مي‌دهد که ايشان از اين هماني با حاكمان خارج شوند. شوراي تهران دفتر تحكيم وحدت احكام صادره براي آقايان افشاري، مؤمني، امين زاده، مدرسي ، افرازرفر و عارف را در  مغايرت آشكار با حقوق بشر دانسته و ادامه ي روند برخورد با دانشگاه را در هر شكل ممكن ،مايه اي براي قوام اعتراض اصيل دانشجويي مي داند.

 

                                                                                          شورای تهران دفتر تحکیم وحدت

22/2/1385

 

 

 

 

براي دومين  بار

آمريكا پيش‌نهاد مذاكره با ايران را رد كرد

 

آمريکا تقاضای کوفی عنان، دبير کل سازمان ملل متحد را برای مذاکره مستقيم با ايران رد کرده است. آقای عنان گفته بود آمريکا بايد به طور مستقيم در مذاکرات شرکت کند و ايران تنها در صورتی مذاکرات را به شيوه درست انجام می دهد که آمريکا در آنها دخيل باشد. اما آمريکا گفته است اين مسئله، مسئله ای دو جانبه نيست بلکه مسئله ای ميان ايران و جهان است. شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا ضمن رد تقاضای کوفی عنان گفت: ايران فقط علاقه دارد که "کارها را به تاخير بياندازد و در آنها مانع ايجاد کند." وی گفت:" ما معتقديم که هم اکنون روند صحيح ديپلماتيک را طی می کنيم." سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا گفت: مسائلی که ايران اکنون با آنها مواجه است، ميان اين کشور و بقيه جهان است نه ميان آمريکا و ايران."

 

طرح اروپايي: يا ايران اين پيشنهاد را مي‌‏پذيرد يا شاهد حمايت بين‌‏المللي از قطعنامه سازمان‌‏ملل خواهد بود

 

وزيران خارجه اتحاديه‌‏اروپا امروز براي بحث درباره راه‌‏هاي متقاعدكردن ايران به توقف بلندپروازي‌‏هاي هسته‌‏اي خود گردهم مي‌‏آيند.

وزيران خارجه اتحاديه‌‏اروپا بر روي طرحي از مشوق‌‏هاي فني، تجاري و سياسي براي ارائه به ايران كار مي‌‏كنند و در صورتي كه ايران در نهايت از طريق توقف غني‌‏سازي اورانيوم براي كاهش نگراني‌‏هاي غرب اقدام كند. رويترز گزارش داد كه ديپلمات‌‏هاي اروپايي گفتند: «يا ايران اين پيشنهاد را مي‌‏پذيرد يا شاهد حمايت بين‌‏المللي از قطعنامه سازمان‌‏ملل‌‏متحد خواهد بود كه خواستار تو قف فعاليت‌‏هاي هسته‌‏اي تهران يا رويارويي است و يا اينكه با پيامدهاي آن مواجه مي‌‏شود.» يك مقام بلندپايه از سه كشور اتحاديه‌‏اروپا نيز گفت: «هدف مطرح‌‏كردن پيشنهاد بسياري جذابي است كه رد كردن آن را براي ايراني‌‏ها دشوار كند.» در پيش‌‏نويس بيانيه نشست امروز ـ دوشنبه ـ وزيران خارجه اتحاديه اروپا كه يك نسخه از آن به دست رويترز رسيده، آمده است: «اتحاديه اروپا براي توليد برنامه انرژي غيرنظامي بي‌‏خطر و پايدار به تهران كمك مي‌‏كند اما تأكيدمي‌‏كند كه ايران بايد همه فعاليت‌‏هاي غني‌‏سازي در خاك خود را به حالت تعليق درآورد.»

 

يك سال حبس براي وكلا و موكلان پرونده دراويش گنابادي

 

وكيل دراويش گنابادي از صدور حكم يك سال حبس تعزيري براي خود و يكي از وكلاي اين پرونده و همچنين 52 نفر از اين دراويش گنابادي كه پيش از اين در شعبه 112 دادگاه عمومي جزايي قم محاكمه شده بودند، خبر داد. فرشيد يداللهي با اعلام اين مطلب، گفت: طبق رأي صادره از سوي شعبه 112 دادگاه عمومي جزايي قم، كليه 52 نفر دراويش گنابادي به اتهام اخلال در نظم عمومي و تمرض از دستور پليس به يك سال حبس تعزيري، 74 ضربه شلاق و پرداخت ده و پنج ميليون ريال جزاي نقدي محكوم شدند. وي افزود : بنده و اميد بهروزي كه از وكلاي اين پرونده هستيم نيز به تحمل يك سال حبس تعزيري، 74 ضربه شلاق، پرداخت ده ميليون ريال جزاي نقدي و پنج سال محروميت از شغل وكالت محكوم شديم.  وكيل دراويش گنابادي تصريح كرد: موكلانم پيش از اين به مدت 15 روز در بازداشت موقت به‌‏سر بردند و سپس با قرار كفالت و وثيقه آزاد شدند.

 

جلسه بازپرسي شكايت زنان تجمع‌‏كننده از ضاربين خود برگزار شد

 

نه تن از زنان فعال در عرصه زنان كه در تجمع روز جهاني زن در پارك دانشجو مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند، صبح امروز با حضور در شعبه دوم دادسراي ناحيه 11 عمومي و انقلاب تهران به طرح شكايت خود از عاملان ضرب و شتم خود پرداختند. نسرين ستوده، وكيل مدافع اين فعالان مسائل زنان در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب گفت: در اين جلسه بازپرسي، نه نفر از شاكيان و شش نفر از شهود به بيان اظهارات خود پرداختند و تحقيقات از شاكيان و شهود صورت گرفت.

 

'متهم ترور قاضی احمدی مقدس به ايران تحويل داده شد'

 

مقام های ايرانی می گويند سازمان پليس بين المللی، اينترپل، يک فرد مظنون به دست داشتن در قتل يک قاضی ايرانی را پس از بازداشت وی در امارات متحده عربی به اين کشور تحويل داده است. مقام های جمهوری اسلامی ايران می گويند اين شخص که "مجيد کاووسی" معرفی شده است به قتل قاضی حسن احمدی مقدس در ماه اوت (مرداد ماه) گذشته اعتراف کرده است. آقای احمدی مقدس که رياست يکی از مجتمع های قضائی تهران، موسوم به ارشاد را به عهده داشت، دوم اوت گذشته پس از ترک محل کار خود در حمله دو موتورسوار به ضرب گلوله کشته شد. به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، فخرالدين جعفرزاده سرپرست دادسرای امور جنايی تهران گفت: "اينترپل مجيد کاووسی را در فرودگاه بين المللی امام خمينی تحويل مقام های ايرانی داده است. وی پس از يک بازجويی سه ساعته به قتل قاضی حسن مقدس اعتراف کرده است."

 

 

 

 

ما نوشتیم و گریستیم

ما خنده کنان به رقص برخواستیم

ما نعره زنان از سر جان گذشتیم...

 

کس را پروای ما نبود

در دور دست

مردی را به دار آویختند

کسی به تماشا سر بر نداشت.

 

ما نشستیم و گریستیم

ما با فریادی

از قالب خود

برآمدیم.

احمد شاملو

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای سردبیری  |