هفتهای پر آشوب در دانشگاهها

اين ره که تو مي روي...
مدت هاست که اخبار مربوط به پرونده ي هسته اي ايران در صدر اخبار رسانه هاي داخلي و خارجي قرار دارد و در اين ميان دقدقه ي اصلي براي ما شهروندان ايراني مسيله ي حفظ منافع ملي در اين ماجراست. بدون شک در جهان امروز و در عرصه ي معادلات بين الملل آن چه حرف اول و آخر را مي زند وزن کشورها در فرايند مذاکرات و ابزار هاي فشار بر طرف مقابل است.اين ابزارها انواع و اشکال گوناگون دارد و بسته به شرايط از جانب سياست مداران مورد استفاده قرار مي گيرد.اما به راستي ابزار هاي ايران در اين مذاکرات براي جلوگيري از پايمال شدن منافع ملي و حقوق حقه ي مردم چه هستند.
در دوران رياست جمهوري خاتمي ايران وارد چندين مناقشه ي بين المللي مانند مسيله ي مالکيت جزاير سه گانه، تقسيم بندي درياي خزر ميان کشورهاي حوزه و بحران کشف تاسيسات هسته اي کشور شد. اما دولت اصلاحات در آن زمان با تکيه بر دو عامل قدرتمند توانست با سربلندي از تمامي اين مناقشات خارج شود و به اقرار تمامي مخالفان و موافقان به يهترين نحو ممکن از حقوق و منافع ملي در عرصه ي بين الملل دفاع کند.
عامل اول که وزن تيم مذاکره کننده ي ايراني را بسيار بالا برد وجهه ي شخصي رييس جمهور سيد محمد خاتمي در مجامع بين الملل به عنوان روشنفکري اصلاح گرا و مبتکر نظريه ي گفتگوي تمدن ها بود که به خوبي در مدت رياست جمهوري خود سعي در برقراري ارتباط با تمامي کشورها و فرهنگ ها داشت از اين رو نه تنها مورد قبول روشنفکران جهان قرار گرفت که به جرأت مي توان گفت در توده ي عظيمي از مردم جهان به مانند مردم ايران به محبوبيتي بالا دست يافت.
عامل ديگري که دوات خاتمي را در بالا بردن قدرت چانه زني ياري مي داد، ميزان آراي بالاي خاتمي و حمايت گسترده ي مردمي بود که همواره او را ياري مي رساند تا نه صرفا به عنوان يک رييس جمهور و نماينده ي حکومت ايران بلکه به عنوان نماينده ي حقيقي اکثريت گسترده اي از ايرانيان مقيم در داخل و خارج از کشور شناخته شود.هماهنگي مجلس ششم با دولت نيز به دليل همين گستردگي حمايت مردم از دولت خاتمي بود.
حال مي خواهيم بررسي کنيم که دولت نهم در عرصه ي معادلات بين الملل به کدام يک از اين ابزار و يا ديگر اهرم هاي احتمالي مجهز مي باشد.
ميزان آراي محمود احمدي نژاد در دور اول انتخابات کمتر از شش ميليون راي بود که باعث شد او به عنوان دومين نامزد به دور دوم انتخابات راه يابد.(دراينجا به هيچ کدام از حرف و حديث هاي مربوط به انتخابات توجهي نمي کنيم.)از اين بابت قطعا او وضعيتي قابل مقايسه با خاتمي ندارد.ضمن اينکه نحوه ي عمل جناب دکتر پس از انتخاب نيز آنچنان بود که قشر عظيمي از راي دهندگان به وي بسيار زودنر از حد تصور از او نااميد شده و حتي به جمع مخالفان او پيوستند. نتصابات فاميلي دولت، آمار رو به گسترش مديران کم تجربه و چند شغله، اظهار نظرهايي عجيب و قريب نظير مشاهده ي هاله ي نوراني در گرد سر رييس جمهور،نمايش هايي بسيار مبتديانه در جهت عوام فريبي و نمايش چهره اي ساده زيست از رييس جمهور به مانند استفتده از خودروي پيکان براي وي( آن هم در حالي که چندين و چند خودروي گرانبها ايشان را همراهي مي کردند) و نمايش عکس هاي ايشان در هنگام صرف غذا بر سفره اي که تنها نان و پنير در آن يافت مي شود همه و همه بخشي از اين اقدامات هستند.
در مورد هماهنگي مجلس و دولت هم( آن هم مجلس هفتم که از آن به مجلس آبادگران ياد مي شود و قطعا نزديک ترين مجلس به تفکرات رييس جمهور خواهد بود) با وضعيت راي اعتماد به وزيران چندان نمي توان اميدوار بود.اينها همه به معناي تهي شدن شعار«کابينه 70 ميليوني» از محتواست. پس تنها گزينه ي پيش روي دولت نهم استفاده ار پتانسيل هايي است که از زمان دولت قبلي در عرصه ي بين الملل به دولت جديد به ارث رسيده. اما آقاي احمدي نژاد با اين آخرين تير ترکش خود چه کرد؟
در حالي که مخالفان نظام در خارج از کشور همواره سعي در ترسيم چهره اي متخاصم از ايران داشنه و دارند، رییس جمهوری ایران ناخواسته به بهترین عامل برای ایجاد بهانه تبدیل می شود و ظرف کمتر از چند ماه کاری را انجام می دهد که بیگانگان با نزدیک به نیم قرن توطئه با تمام توان موفق به انجام آن نشده اند.سخنرانی در سازمان ملل با مضامینی همچون تغییر ساختار سازمان، حمله به سفارت انگلیس توسط گروه های نزدیک به جریان ریاست جمهوری، مصاحبه آقای احمدی نژاد با شبکه ی الجزیره و اعلام آمادگی برای استفاده از اهرم نفت در یک جنگ تمام عیار با دنیای غرب، و در نهایت سخنرانی ریسس جمهور مبنی بر لزوم محو کامل اسراییل از نقشه ی جهان، آن هم در شرایطی که تمامی کشور های جهان از جمله خود مردم و دولت فلسطین مذاکره و احترام متقابل را بهترین و تنها راه پایان بحران در خاورمیانه می دانند، باعث شد تا چهره ی خارجی نظام ایران بار دیگر چهره ای خشن، جنگ طلب و در یک کلام نا مطمئن به نظر آید و اندک دوستان خارجی نیز در این شرایط هزینه ی حمایت از ایران را آنقدر گزاف بدانند که حتی دلارهای نفتی هم قادر به جبران آن نخواهد بود.
در چنین شرایطی چگونه می توان انتظار داشت که در جریان مذاکرات، تیم ایرانی بتواند از حقوق و منافع ملی به بهترین نحو( نه در مقیاسی حداقلی) دفاع کند. با این اوصاف و البته خط سیری که از جانب دولت در پیش گرفته شده و به نظر نمی رسد تغییری در راستای معتدل شدن آن به وقوع بپیوندد آیا نباید نگران تکرار معاهداتی ننگین نظیر گلستان و ترکمنچای نبود.

گناهِ زن بودن
همه ساله بيست و پنجم نوامبر يادبود خواهران ميرابل اهل جمهوري دومينيکن که در چنين روزي در سال ۱۹۶۰ متعاقب مبارزه عليه حکومت مستبدانه تروخيلو به دستور وي به قتل رسيدند،به نام «روز جهاني مبارزه با خشونت عليه زنان » گرامي داشته مي شود.اين خواهران که از آنان با لقب "پروانه هاي فراموش نشدني "ياد مي گردد مظهر مقاومت و مبارزه عليه قرباني کردن زنان هستند.
ما آرمان شهر طلب نمي کنيم! ما حقوق و شرافت انساني خود را مي خواهيم که با آن زاده شديم ولي در هجوم نابرابريها، خشونت ،اجبار و تحکم مردسالارانه به محاق فراموشي سپرده شده. مي خواهيم در چشماني که بر تهاجم خاموش عليه فرصت هاي شغلي برابر، آزادي در تحصيل، انتخاب همسر، انتخاب پوشش، محل سکونت و مليت زنان بسته شده خواب را بشکنيم. مي خواهيم فراتر از تعاريف ابزاري گوهر انساني زن را وراي تمام قيد و بندها به ياد ها آوريم.
هدف ما همياري در ساختن دنيايي ست عاري از هرگونه تبعيض جنسيتي، نژادي، قومي و طبقاتي. آنجا که تنها حيثيت و کرامت انساني مبناي ارزش گذاريست. دنياي آزادي که حقوق ابتدايي انسانها را محترم بشمرد، حکم اعدام منسوخ شود و همه به دور از خشونت و تحميل بر پايه عدالت و آزادي زندگي کنند. هر نوع شکنجه و رفتار تحقير آميز و اهانت آميز ممنوع و تجاوز جنسي جنايت عليه فرد و جامعه انساني شمرده شود.
ما معتقديم راه دموکراسي خواهي از مسير جنبش زنان مي گذرد و مطالبات دموکراتيک به دست نمي آيد جز در سايه آگاهي و همياري زنان آن جامعه. جنبش زنان، متحدِ بزرگ همه جنبش هاي آزاديبخش و عدالت طلب است و از تمام جنبش هاي اجتماعي و مدني ياري و اتحاد مي خواهد تا در کنار مردان روابطي بر پايه برابري و احترام ايجاد کند . جهاني مبتني بر آزادي و صلح بسازد و به خشونت عليه زنان پايان دهد. به همین خاطر حلقه حقوق زنان را شکل داده ایم تا بگوییم که هستیم و هراس، تنها از پژواک فریاد هایی است که در چرخه ای تکراری تنها به گوش خودمان می رسد!
اسامی را در خاطرم نگه دارم برای روز مبادا! ـ و لبخندی بر لبانم بخیه می زنم چون می دانم نا امیدی شمارش معکوس ثانیه های مرگ است. می دانم روز مبادا امروز است و داستان مشرق زمین را می سرایم:
مشرق زمین شما رویا ها را
از گنجینه سینه زنان می دزدد
اینجا عواطف غیر مجاز است
مشرق زمین شما
هنگام سخن گفتن با زنان ساطور به دست است
مشرق زمینتان
تاج شرفش را از جمجمه زنان می سازد
مشرق زمینتان زنان را به نیزه محصور می کند
مردان را نشسته به تخت می پسندد و
کودکان را به کار
از کار افتادگان را به کار
در هم مشوید از عصیان من
از این سلاخ خانه بزرگ،
بر این مرگ و بر این گور
مرا ببخشید اگر به قلمرو مردان تجاوز کرده ام!
چرا که ادبیات بزرگ ادبیات مردان است
و عشق سهم مردان است و شهوت نیز
هر زنی که از اندوهش بگوید ابله است!
و من زنی ابله هستم!

* اعلاميه جهاني حقوق بشر
ماده نوزدهم: هرکس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسايل ممکن و بدون ملاحضات مرزي آزاد باشد.
درباره حماسه ملی
(مصطفی تاجزاده)
فشار رواني حماسه ملي دوم خرداد 76 اقتدارگراها را بر آن داشته است تا كسب مناصب رياست جمهوري نهم، مجلس هفتم و شوراي دوم شهر تهران را مشابه پيروزيهاي اصلاحطلبان در انتخابات سالهاي 76 تا 80 نامگذاري كنند و بكوشند سوم تير 84 همچون دوم خرداد 76 "حماسه ملي" خوانده شود. براي روشن شدن اين ادعا برخي از مهمترين ويژگيهاي مشترك چهار "حماسه ملي" ايرانيان را در صد سال گذشته، يعني در جنبش مشروطه، نهضت ملي شدن صنعت نفت، انقلاب اسلامي و دوم خرداد 76 برميشمارم تا مفهوم حماسه روشنتر شود. آنچه شهروندان ايران زمين در هر چهار جنبش مشاهده كردهاند، عبارت بوده است از:
1- ايجاد شور و شوق ملي و نشاط و اميدواري به آينده.
2- افزايش روحيه ايثارگري و خدمت به همنوع در شهروندان و تلاش براي حل مسائل و مشكلات ملي.
3- سیاسی شدن مردم و برطرف شدن لكنت زبان آنان و فرو ريختن ديوارهاي ترس و وحشت.
4- آزاد شدن قلمرو انديشه و بيان و قلم و انتشار صدها روزنامه و نشريه تازه و افزايش تيراژ مطبوعات و بالا رفتن نرخ مطالعه شهروندان در روز.
5- نفي سانسور و شكسته شدن برخي تابوها و ورود اساتيد، نويسندگان، هنرمندان، ادبا، روزنامهنگاران، مترجمان و ... به حوزههاي قبلاً ممنوع و انتشار كتب سانسور شده و خلق سبكهاي نوين در عرصههاي گوناگون فرهنگي، ادبي و هنري.
6- بالا رفتن اعتماد نخبگان به حضور در مباحث و چالشهاي ملي و بينالمللي و ارائه راه كار و اطمينان داشتن به اثرگذاربودن آنها.
7- ميدان يافتن روشنفكران و فعالان سياسي و تجليل از آنان و افشا و محكوميت تضييقات و محاكمات ناعادلانه گذشته.
8- شكلگيري نهادهاي مدني و انجمنها و اتحاديههاي گوناگون براي نمايندگي كردن مطالبات اعضا.
9- تأسيس احزاب جديد و آمادگي قشرهاي وسيعي از شهروندان براي عضويت در آنها.
10- برگزاري انتخابات آزاد و مشاركت آزاديخواهان در اركان حكومت و توزيع قوا.
11- ورود چهرههاي جديد به عرصه حكومت كه قبلاً از حضور آنان جلوگيري ميشد. در حقيقت مغضوبين قدرت (سياسيون تحت تعقيب و ...) در حكومت سهيم ميشدند، نه اينكه زندانبانان به سمتهاي حساس سياسي گمارده شوند.
12- عدم دخالت نظاميان در امور انتخاباتي و حزبي.
13- كاهش ناهنجاريهاي اجتماعي و فساد و رشوه، ... .
14- نگاه مثبت ايرانيان خارج از كشور به تحولات سياسي، اجتماعي و آمادگي براي بازگشت به وطن براي خدمت (در دوره مشروطه تعداد ايرانيان مقيم خارج اندك بود اما همين افراد نشرياتي را در اروپا، مصر، هند، عثماني و ... منتشر ميكردند در عصر ملي شدن صنعت نفت نيز تعداد ايرانيان مقيم خارج چندان زياد نبود).
15- جلب احترام جهانيان به ايران و ايراني و افزايش نقش آفريني ميهن در تحولات جهاني.
به طور خلاصه در هر چهار نهضت يك نسل سياسي و به آينده اميدوار ميشد و در نتيجه ميزان اعتماد شهروندان به خود، به دولت و به ديگران افزايش مييافت و مردم به رفع معضلات و پيشرفت كشور اميدوار ميشدند.
اكنون بايد بررسي شود كه پس از سوم تير 84 در عرصه حكومت، جامعه مدني و افكار عمومي چه رخ داده است. آيا ويژگيهاي مذكور در ايران و نيز در سطح بينالمللي مشاهده ميشود؟ آيا آنچه در سطح كشور ديده ميشود شور و نشاط و اميدواري به آينده است؟ آيا عرصه انديشه و بيان و قلم آزادتر از گذشته و آزادي انتخابات تضمين شده است؟ آيا لكنت زبان كاهش يافته و كارشناسان و متخصصان در مباحث ملي فعالانه مشاركت ميكنند؟ آيا احترام ايران و ايراني در خارج از مرزها بيشتر شده و روحيه خدمت و ايثارگري بين مردم افزايش يافته است؟ آيا هموطنان مقيم خارج ترجيح ميدهند به ايران برگردند يا به عكس، درصد قابل توجهي از شهروندان ميكوشند به خارج مهاجرت كنند يا سرمايه خود را از ميهن خارج سازند؟ و ... .
كساني كه "سوم تير 84" را "حماسه" ميخوانند، شايسته است به سؤالهاي فوق جواب دهند. در آن صورت تحليل واقعبينانهاي از اوضاع به دست خواهند آورد. در اين مقاله من به اين بحث نپرداختم كه اصولاً حماسه نه در فضاي آزاد و دموكراتيك بلكه در فضاي بسته و انسدادي و در پاسخ به "تحقير"، "تبعيض" و "استبداد" و براي بنبست شكني شكل ميگيرد و به همين علت نقطه عطف محسوب ميشود. در اين مورد و نيز درباره "فاجعه" در آينده مستقلاً بحث خواهم كرد.

هاله نور بر منبر سازمان ملل
آقاي احمدي نژاد در اين ملاقات به هنگام نقل خاطرات سفرش به نيويورک به آيت الله جوادي آملي مي گويد: “روز آخري که سخنراني کردم، تقريبا همه سران بودند. يکي از همان جمع به من گفت: «وقتي تو شروع کردي «بسمالله» و «اللهم» را گفتي، من ديدم يک نوري آمد، تو را احاطه کرد و تو تا آخر در يک حصن و حصاري رفتي».” رييس جمهور ايران در تاييد سخنان اين فرد ادامه مي دهد: “اين را من خودم هم احساس کردم که فضا يک دفعه عوض شد و همه حدود بيست وهفت هشت دقيقه تمام، اين سران مژه نزدند. اينکه ميگم مژه نزدند، غلو نميکنم. اغراق نيست، چون نگاه ميکردم، همه سران مبهوت مانده بودند. انگار يک دستي همه آنان را گرفته بود، آنجا نشانده بود. چشمها و گوشهايشان را باز کرده بود که ببينيد از جمهوري اسلامي پيام چيست.
يك نماينده مجلس
اين حرفهاي احمدي نژاد
كه حرفهاي "سيد محمد باب" است!
اعلمي نماينده مجلس هفتم نكات جالبي را درباره فيلم ديدار احمدي نژاد با آيت الله جوادي آملي طرح كرد. به گفته او آيتالله جوادي آملي پس از گوش كردن ادعاهای احمدی نژاد به او گفته است:" عمل كردن به وعدهها و خودداري از فريب مردم، يك تكليف است" سيد عليمحمد باب از طلاب و زهاد عصر خويش بود، اما تحت تاثير اوهام و القائات برخي اطرافيان به جايي رسيد كه دعوي بابيت و مهدويت و نهايتا اولوهيت كرد و گرفتار سرنوشتي شد كه نبايد ميشد. عضو فراكسيون اقليت مجلس هفتم ادامه داد: اينكه در حين سخنراني يك انسان،هالهاي از نور او را احاطه كند كه به قول احمدينژاد فقط او و يكي از نزديكانش اين نور را مشاهده كنند، ادعاي بزرگي است كه حتي قديسين صدر اسلام هم چنين داعيهاي را نداشتند.
سيدمحمدخاتمي نقل قول انتسابي کيهان به وي را تکذيب کرد
سيد محمد خاتمي رئيس جمهور پيشين ايران با تکذيب خبر انتسابي کيهان مبني بر خواست عمومي دانستن اظهارات احمدي نژاد در مورد اسرائيل گفت:مگر من سخنگوي مردم ايرانم که بخواهم خواست عمومي آنها را مطرح کنم؟.سيد محمدعلي ابطحي با اعلام اين خبر در وبلاگ خود به نقل از خاتمي مي نويسد:من که در موقع رياست جمهوري با همه ي مشکلاتش دروغ نگفته بودم چگونه ممکن است چنين حرفي را بر خلاف عقيده ام در اين شرايط زده باشم؟

تعويق!
ديوانه رقص بر سجاده ام!
خوشا نمازي که گم شدن باشد!
نه خم شدن!
جاذبه زمين از پرستش اسارت مي سازد!
مرا ملک ديگر بده که در آن فريب و پليدي راه نيافته باشد!
و به زير آسمانش دود کباب انسان بر نخيزد!
اينجا ديگر...
نه رستگاري و کفر
نه رهايي و نه اسارت
نه غم و نه نشاط
هيچ کدام نمي تواند ديواري که بين من و تو بر افراشته اند فرو ريزند!
آفرينشي از نو ساز کن!
بي ميان داري ابليس!!!
بي گمان تولد من قرن ها به تعويق افتاده است!!!
میترا یوسفی
کاریکاتور
